صد فیلم برتر شاهکار سینما صد فیلم برتر شاهکار سینما
شاهکار های سینما از هنرمندان بزرگ
آلن دولن ، مارلون براندو ،‌ آنتونی کوئین
بهترین فیلم های ۲۰۱۰ یکجا
فرصت را از دست ندهید
هر فیلم 190 تومان+هدیه
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
این روزها مولا کجاست؟
.: دوشنبه 8 شهریور ماه سال 1389 :.



برادر، چراغها را باید روشن کرد.

من از تو برای طلوع، بی تاب ترم.

بگذار این مذهب جادو، در روشنی بمیرد،

تا "مذهب وحی" را ببینم.

چهره "علی" در روشنایی، زیبا و خدائی است.

به تو و من ـ بی مذهب و مذهبی ـ هر دو،

علی را در تاریکی نشان داده اند.

 

معلم شهید دکتر علی شریعتی

 

 

این روزها به جای روشن کردن تلویزیون و گوش دادن به دروغهای چند تا یه غاز مداحهای دوزاری ترجیح میدهم سخنرانی دکتر رو در مورد "علی تنهاست" گوش بدهم. من نمیدانم چرا باید بزرگان دین ما را باید اینگونه در جفای تمام طوری نشان دهیم که علی مردی بود که فقط با ذوالفقارش شناخته میشود و فقط کارش اجرای حد و جنگ و جدل بوده است.

نمیدانم چرا بعضی ها که منتسب به حب علی هستند دوست دارند که دوران جنگیدن مولا را بازسازی کنند و طلحه و زبیر سازی در عرصه معاصر داشته باشند؟ مگر آن دوران با این دوران یکی است. مگر در این زمانه مردی همچون مولا است که الا دنبال طلحه و زبیر و خوارجش می گردیم؟ چرا محبتی را که مردم به علی دارند را در این جامعه اینگونه دارند خراب می کنند؟

از طرف دیگر در بعضی از سایتها هم از آن طرف بام افتادند و هی در بوق و کرنا می کنند که علی کی بود، او بود که ایرانی ها را قتل عام کرد، اون هیچوقت ایرانی ها را دوست نداشت و فردی متعصب بود.آیا اینان با بالایی ها همدست نیستند؟ هر دو دشمن علی نیستند؟

این روزها حالم خوب نیست، هر قدر میخواهم هیچ حرفی نزنم حالم گرفته میشود. در تلویزیون یک کشور اسلامی که خودش را کشور مولا علی می داند چنان سخیفیاتی را در سحر و افطاری در مورد مولایش علی می پراکند که مو بر تن آدمی راست می شود.

اگر از همه خصوصیات حضرت علی (ع) فقط عدالت و آزادیش در این جامعه برقرار میشد باور کنید که "یاعلی" از زبان هیچ کس نمیفتاد. اگر هر مسئولی فقط یک بار نهج البلاغه را می خواند مطمئنا هیچ ظلمی بر حق هیچ بنده ای روا داشته نمیشد.

من علی را مثل بعضی از مکاتب در حد الله نمیبرم بلکه میگویم به عنوان کسی که در اسلام با احترام زیادی از او یاد می شود و سنی و شیعی برایش احترام قائل هستند و کسی بوده است که بعد از پیامبر بیشترین نقش را در تبیین مکتبی اسلام داشته است باید در نظر گرفت و اگر خود را رهرو او و مولایش محمد (ص) میدانیم باید به مسلک او رفتار کنیم.

مکتب علی هم مکتب آزادی و عدالت است. خوارج در دوران او از بیت المال سهم میگیرند، طلحه و زبیر تا زمانی که دست به سلاح نبرده بودند در امنیت کامل در قلمرو حکومت علی (ع) زندگی میکردند، علی، شخص اول مملکت در یک دعوی حقوقی برابر با یک یهودی در دادگاه می نشیند و محکوم میشود و دم نمیزند، برادرش عقیل از اون سهم بیشتری از بیت المال می خواهد اما در جوابش آهن گداخته مولا نصیبش میشود......

چرا این اخلاقیات علی در دوران امروز بازسازی و شبیه سازی نمیشود؟ خیلی دوست دارم که جواب این سوال را از مدعیان راه امروزی علی که الان در رسانه ملی بخاطر دو زار و صنار سه شاهی خودشان را می کُشند و عربده می کِشند، بشنوم.

من جواب این سوال را میدانم اما هنوز آزادی و عدالت علی در این دوران بازسازی نشده است تا من جواب این سوال را بدهم. به امید روزی که آزادی و عدالت مولا در این مُلک جاری شود.


ستاره های پولکی ژنرال پرپر شدند
.: شنبه 6 شهریور ماه سال 1389 :.




امشب باز جادوی فوتبال به اوجش رسید و چقدر خرسندم که باز عدالت فوتبالی جاری شد. سال 86 و 87 که ژنرال در استقلال نبود با همه توانش به جنگ ناصر خان و فیروز خان اومده بود و با استفاده از پول و لیدرهایش شعار «دوای درد آبی، امیر قلعه نوعی» رو سر میدادند و در روزی که با مس مقابل استقلال به پیروزی و به نشانه پیروزی مشتش رو گره کرد خیلی دلم میخواست روزی برسه که جلوی آبیها این دوای درد تحقیر بشه که امشب این اتفاق افتاد .

امشب فقط استقلال برنده نشد بلکه این تفکر غلط لیدرهای الینه شده آقای ژنرال هم فرو ریخت و دیگر هیچ استقلالی آرزوی امیرخان را نخواهد داشت. امیرخان که اول فصل ستاره های استقلال را برخلاف قول و قرارش با خودش به سپاهان برد با همان ستارگان در مقابل جادوگران آبی پوش باخت تا یادش بماند که استقلال مدیون کسی نیست و اگر امروز او کسی شده است از سر صدقه استقلال بوده است.

استقلال مظلومی فوتبال بازی میکند و چقدر خوشحالم که به جای یک بر صفر، 4 بر 3 می برد که نشان از فوتبال را دارد. امروز فقط قلعه نوعی نباخت بلکه کسان دیگری نیز باختند امروز فوتبال پاک برنده شد و من میدانم که این اصفهانی ها دوست دارند در دیدار برگشت هزار و یک بامبول سوار کنند تا انتقام این شکست تلخ رو بچشند. آری ژنرال بی ستاره باز نشان داد بی ستاره است. شاید بتواند 3 بر 0 را 3 – 3 بکند اما نمیتواند جلوی گل چهارم و تعویض هوشمندانه پرویزخان را بگیرد. خیلی خوشحالم که بازی اینگونه تموم شد چون پرویز خان هم نشان داد که میداند چگونه بازی خوانی کند. سه مهاجم کردن تیمی که سه گل خورده و چیزی از دست نداده است نشان از بازیخوانی ندارد بلکه نشان از تفکرات غلط مربی دارد که تیمش را بد ارنج کرده و مجبور شده است اینگونه دست به خودکشی بزند راستی این عنایتی فسیل شده میخواست نتیجه را عوض کند؟ البته عوض کرد و چه خوب هم این کار رو کرد.

الان استقلالیها خوشحال هستند چون شماره ده را که سال گذشته اکبرپور در عین بی لیاقتی تنش کرده بود برازنده میلا میداوودی است و بس. الان سوپر ستاره استقلال فرهاد مجیدی است که حتی قطبی و منصوریان هم چشم دیدنش رو ندارند. راستی چه بازی می کند این فرزاد آشوبی، کسی جای خالی حسین کاظمی رو دید. من که جای خالی خسرو حیدری رو امروز ندیدم راستی حیدری در این بازی کجا بود مثل اینکه بازی میکرد اما من که چیزی ندیدم. رحمتی هم که تو اشتباه کردن کم از محمدی نداشت اما با این تفاوت که از 6 موقعیت گل رو دروازه اش 4 تاش گل شد و از 11 موقعیت سپاهان فقط 3 تا رو محمدی خورد.

آقای ژنرال بازی فرهاد خان رو دیدی تحقیر شدن خط دفاع میلیاردیت رو دیدی؟ آری امروز استقلال فقط برنده نشد بلکه دوای درد مزخرف آبی ها هم هیبتش فرو ریخت و ازش چیزی نموند.

این بازی خیلی چیزها رو ثابت کرد مهمترینش این بود که استقلالیها نشان دادند که اسبشان را بر قهرمانی زین کردند استقالا تیمی که دیرتر از همه بسته شده بود و خیلی از عناصر موثر قبلیش رو از دست داده بود این بازی نشان داد که به سمت تیم شدن در حال حرکت است و اگر بتواند به نقاط ضعف دفاعیش بپردازد شاید کمتر تیمی در برابرش توانائی مقابله را داشته باشد.

بهرحال امشب ژنرال نشان داد با همه ستاره هایش هنوز هم شانه هایش بی ستاره است و یک ژنرال پوشالی است که با استفاده از رانتها و روشهای علی اصغری توانسته است به این عناوین به اصطلاح قهرمانی رسیده است. چقدر جالب مزدک میرزائی گفت که :«هنوز قلعه نوعی حرفهای زیادی برای گفتن به شاگردانش در بین دو نیمه دارد» و چقدر این حرفها شنیدن دارد. امیدواریم که عاید عقیلی گوشه ای از این شنیدنیها رو نقل کند.

ژنرال بی ستاره شد چون ستاره هاش پوشالی و پولکی بودند و در مقابل اصالت ستاره های آبی توانائی مقابله نداشتند. ستاره های پولکی نظیر حیدری و بیگ زاده و عنایتی اصالتشان را از پسران آبی گرفته بودند و بدون پیراهن آبی چیزی جز مجسمه های زرد نبودند.


لایحه خانواده، مخلصتیم!!!
.: سه شنبه 2 شهریور ماه سال 1389 :.

یه زمانی قرار بود با یه دوستی که به اسم مستعار داش قیصر برام می نوشت اینجا رو از سوت کوری در بیاریم اما خب در دسترس نبودن این عزیزم باعث شده بود که نتونم زیاد در کنارش باشم الان این چند روزه این دوست عزیزم مهمون خانه کوچکم شده و بهتر است از این موقعیت استفاده کنم و این نوشته زیبایش را در اینجا برای استفاده دوستان قرار دهم. امیدوارم این داش قیصر دست از تنبلی ورداره و بازم برامون بنویسه.

 

 

 

دِ لامروت یه کاری نکنین که بازم من دوباره بیام و باز یه لیچاری بار این و اون بکنم خب خجالت هم خوب چیزیه. مخلص کلوم اینکه من با این خانومایی که داد و قال می کونن و هی می گن مرد باس یه زن داشته باشه و لاغیر خوشم نمیاد.

زیر این گذر که میام زنای محل همشون به چشم برادری بهم نگاه می کنن تا ببین از این نگاه لاکردار ما توفیری واسشون حاصل میشه یا نه؟ اما خب دیگه ما به خان دائی قول دادیم که دیگه از این کارا نکنیم تازه این کریم آب منگول هم به گوشش بشنفه که قیصر زیر سرش بلند شده و تنبونش دو تا شده حرف در میارن و نمیشه سری بالای سرا بولند کرد. حالیته که آبجی. این کارا خوبیت نداره. دِ بابا مردونگی به این حرفا نیس که دشنه رو تو روز روشن تا دسته تو شیکم نامرد بکونی و بگی اوس کریمو عشقه.

حالا مگه چی شده؟ عیبی داره طبق شریعت دینمون مرد چار تا زن بستونه و یه سر و سامونی به این دخترای دم بختی که له له شوعر رو می زنن بده؟ دِ نه دیگه این نمایندگان مجلس شورا به فکر دخترای دم بختن و بد کاری می کنن؟ نه به مولا

حالا این داش فرمون ما یه خبطی کرده و خاطر خواه شده دلیل نداره که این همه لولو و ممه و ممه کنین. خب زن داشته که داشته از قدیم الایام گوفتن زن یکیش کمه دو تاش غمه سه تاش خاطر جمه. تازه با این قانونی که داره میاد مام باس یه فکری به حال خودمون بکنیم. حالا خب درسته که ما خاطر خواه اعظمیم اما خب دیگه. همش که نمیشه یه نوع میوه رو خورد یه روز هلو یه روز انار یه روز هم طالبی حال میده.

حالا از اینا بگذریم چه دلیلی داره یه فوتبالیست روزه بخوره، فوتبالیست باس فحش بخوره تا تو زمین گل نخوره. بازیکن باید جربزه داشته باشه یا توپ ازش رد بشه یا بازیکن حریف والا این فوتبالیست باس بذاری دم دروازه و به توپ بیست میلیمتری بستش. چه معنی داره این علی کریمی بخواد رو حرف آق آجرلو حرف بزنه. بهرحال عزتی و احترامی و حالا که سبزی که سبزی، خب قورمه سبزی هم سبزه.

باس از این داش علی یاد بگیره که چطوری یه روز با داش محمود فالوده میخوره بعد یه روز دیگه اش میره پیش این میرکوپن و سکه یه پولش میکنه و آخر هم باز دس تو دس حاج حبیب میذاره و تیمش رو جم و جور میکنه. البته این آخریا با حاج ممد مایلی خوب حرف نزد یادم باشه بدیم دست این بروبچ تا یه گوشمالی بهش بدن بهرحال حاج مایلی گفتن و بزرگتری گفتن.

از این بگذریم من تو کار این جوونا موندم یا مث این صاحب وبلاگ دخمه (منظورم این اهبر خونه بدوش هستش) میشه مث ممل آمریکایی و عشق یو اس آ چشاش رو کور کرده و این تهرون خودمون رو ول کرده و چسبیده به این نیوجرسی مادر مرده یا میشن مث آق سید گوزنها که نعشه کراک و شیشه و میشه هستند. دِ خجالت بکشین برین دانشگاه و انقلاب علمی بکنین نذارین این اساتید غرب زده مفلک جاسوس سیا دچار رکود علمی بشن. دِ مذبتو شکر بذارین سرمون به کارمون گرم باشه.

من موندم تو کار این روشنفیکرهای یک قرونی (قیمت دو زاری برای یه شکر دیگه است که تو فیلم آق مارمولک می گفت زیاد جدی نگیرین) که خودشون رو جدی میگیرن و خیال می کنن که فقط اینان که باس در مورد ملت فکر کنن. ملت همیشه در صحنه الان در اضطراب سالوادور هستند که ببین باز می خواد سر و ته کی رو هم بیاره، خب کم کاری نیست که طرف از اون دنیا نیومده که راس بگرده و بگه خیالی نیست باس یه کار مفیدی انجام بده.

صب کن بینم انگار موقع بررسی لایحه خانواده دعوا سر اینه که زودتر این لایحه تصویب بشه تا با شرایط اسلامی سالوادور از سیمای حاج عزت پخش بشه تا کسانی که امکانات سیم انداختن به در و همسایه ندارن به طور عملی کارکرد این لایحه بسیار وزین و گوهر بار رو ببین.

برم از این خان  دائی بپرسم که لایحه خانواده چه کارکردهای دیگه ای داره تا من میرم و برمیگردم  در پناه اوس کریم سبز و آبی و سرخ و سفید و عنابی باشید.

مخلص همگی/ داش قیصر


قورمه سبزی
.: شنبه 30 مرداد ماه سال 1389 :.

به هر حال من آدم قُدی هستم و کله‏ام مثل خیلی ها بوی قرمه سبزی می دهد.مهم نیست که عضو چه گروهی بودم چه چپی چه راستی چه میانه چه بالا و چه پائین فرقی نمیکند مهم این است که من کله ام بوی قرمه سبزی می دهد و به این بو تعصب دارم .«با الهام از جناب محسن مخملباف»



پی نوشت:

به زودی در رابطه با تبیین لایحه حمایت از خانواده و ستادن حق مردان مظلوم ا ز این زنان ظالم که تحمل دیدن مردان دو شلواره و چند تنبانی را ندارن خواهم نوشت. منتظر باشید که من دارم میام.


آش نذری
.: جمعه 29 مرداد ماه سال 1389 :.

یه نوع ژانر وبلاگ نویسی، وبلاگ نویسی ماه رمضونی است، تو خیلی از وبلاگها دیدم که می نویسن نشسته بودم خونه و یهو هوس آش نذری و شله زرد کردم بعد از ده دقیقه همسایه بغلی در رو زد که تو دستش یه کاسه آش رشته نذری بود تا حالا این نوع نوشته ها رو تو ماه رمضون دیدین؟

خب جماعت من از صبح امروز هی هوس آش رشته و شله زرد و حلیم کردم اما هیشکی در خونه مو نزد تازه از اول ماه رمضون حسرت به دل موندم. خونه مامان که بودم از این نذری ها زیاد می آوردن اما نمیدونم چرا از وقتی تنهام کسی واسم نذری نمیاره.

خب اینو گفتم که هوس آش رشته و شله زرد نذری کردم اما هنوز چیزی دستم نرسید اگه واسه شماها آوردن جای منو هم خالی کنید، نوش جونتون.


جانش ایران بود «به یاد زنده یاد مصدق»
.: پنجشنبه 28 مرداد ماه سال 1389 :.

این نوشته را قرار بود برای سالگرد درگذشت زنده یاد دکتر مصدق بنویسم اما بنا به دلایلی موند تا حالا و امروز به مناسبت ساگرد کودتای شوم 28 مرداد اینجا میاورمش.



بدون اغراق می گویم که  در تاریخ معاصر ایران دکتر مصدق برایم بسیار محترم و عزیز بوده است و به عقاید این بزرگمرد میهنمان اعتقاد راسخ دارم و بر پایبندی بر مواضعم اصرار دارم. نوشتن از کودتای سخت برایم بسیار غمبار است. همیشه می گفتم اگر این کودتای لعنتی رقم نمی خورد چه ها که نمیشد و این سرزمین به کجاها می رسید.

من اگر بخواهم سران کاخ سفید را بازخواست کنم تنها دلیلش فقط می تواند این کودتای شوم باشد. نه آنگونه که این روزها گفته می شود که آمریکا ستیزی یک ارزش است در حالی که از خیل کسانی که شعار «مرگ بر آمریکا» بپرسی تنها دلیلشان استناد به گفته های سران جمهوری اسلامی است و اینکه آمریکا شیطان بزرگ است. آیا براستی در این کودتای شوم فقط یانگی ها دخالت داشتند؟ براستی چه کسی میتواند کتمانگر حضور انگلیس این روباه پیر در این جریان باشد؟ براستی این حزب توده فرزند نامشروع روسها چه خوش خدمتی ها برای اربابان روس خود نکردند و چگونه باعث سقوط دولت مردمی زنده یاد دکتر مصدق شدند را می شود فراموش کرد؟

آیا براستی می توان سهم خواهی احمقانه امثال کاشانی را نادیده گرفت؟ وقتی که کتابهای مختلف را ورق میکنم تا از زوایای تاریک این کودتا آگاه شوم به مظلومیت بیش از پیش جناب دکتر مصدق و یار وفادارش دکتر حسین فاطمی پی می برم.

براستی چگونه است که حضور دکتر مصدق باعث آگاه بخشی ملتهای منطقه شد و حتی جمال عبدالناصر این پان عرب ناسیونالیست از دکتر مصدق به عنوان الگوی خودش یاد میکند در حالی که این ابر مرد تاریخ ایران هیچگاه ادعای صدور نهضتش را نداشت.

براستی دکتر مصدق در کجای تاریخ ما قرار دارد؟ چرا این همه از اسم مصدق هراس دارند؟ شاید دلیلش این بیت دکتر شریعتی باشد که چه زیبا می گوید:« آن شاهباز عزّ و شرف از چه از سریر/ با های وهوی لاشخوران آمدی به زیر» آری دکتر مصدق شاهباز عزت و شرف ایرانی بود چیزی که بعد از او هیچگاه به آن دست نیافتیم یا آنچنان در دام مدرنیته مصنوعی پهلوی قرار گرفتیم یا چنان در اصول مکتبی جمهوری اسلامی غرق شدیم که همه گاه خود را فراموش کردیم. چه در زمانی که در دوران پهلوی دوم کاپیتالیسم باعث برتری اجنبی یانگی نام بر ایرانی شد و در این دوران معاصر که عرب فلسطینی و لبنانی در ایرانی ارجح پیدا کرده است.

دکتر مصدق تنها کسی بود که از تحجر دوری میکرد و اسلام را با تفسیری امروزی تر می خواست. نه اینکه بعد از کودتای 28 مرداد علمای زمانه از محمدرضا شاه به عنوان «خافظ بیضه اسلام » یاد کنند و کسی را که بر علیه شاه مملکت صحبت کند و اقدامی انجام دهد مهدورالدم حکمش دهند.

براستی مصدق کیست که حتی در این کشور یک کوچه به نامش نیست اما یار شفیقش دکتر حسین فاطمی نام یکی از میادین بزرگ تهران به نامش است؟ براستی مگر زنده یاد دکتر فاطمی یار غار دکتر مصدق نبود؟ پس چگونه که او اینقدر ارج و قرب دارد اما تا اسم دکتر مصدق را می آوری انگار به سران این مملکت فحش خواهر مادر می دهند. یادتان باشد که بنیانگذار این انقلاب در اوایل انقلاب با یاد کردن اینکه «ول کنید این استخوان پوسیده را» میزان نفرت خودشان را از این ابر مرد تاریخ ایران نشان دادند.

اما از همه اینها گذشته بهترین توصیف را می توان در مورد دکتر مصدق از زبان رهرو پاک اندیشش دکتر شریعتی  شنید:

 

مرد شیرگیر

در حیرتم ز چرخ که آن مرد شیرگیر

با دست روبهان دغل شد چرا اسیر

آن شاهباز عزّ و شرف از چه از سریر

با های وهوی لاشخوران آمدی به زیر

این آتشی که در دل این مُلک شعله زد

با نیروی جوان بُد و با فکر بکر پیر

با عزم همچو آهن آن مرد سال بود

با جویهای خون شهیدان سی تیر

با مشت رنجبر بُد و فریاد کارگر

با ناله های مردم زحمتکش و فقیر

با خشم ملتی که به چنگال دشمنان

بودند با زبونی یک قرن و نیم اسیر

با آن که خفته است به یک خانه از حلب

با آن که ساخته است یکی لانه از حصیر

با مردمی که آمده از زندگی به تنگ

با ملتی که گشته است از روزگار سیر

افسوس شیخ و نظامی و مست و دزد

چاقوکشان حرفه ای و مفتی اجیر ... 

 

دکتر علی شریعتی

 

بهرحال امیدوارم روزی برسد که در این سرزمین برای آزادمردانش ارزشی مضاعف قائل شویم و غیر ایرانی را هیچگاه به ایرانی ترجیح ندهیم. دکتر مصدق ایرانی است و جانش برای ایران در می رفت و هر کاری که کرده است برای ایرانی بوده است. امیدوارم روزی فرا برسد که به آرزوی دیرین این بزرگمرد جامه عمل بپوشانیم که آرزویش این بود که ایرانی با سری بلند در دنیا خودش را ایرانی بداند و به ایرانی بودنش افتخار کند و دنیا به ایرانی و ایران احترام بگذارد و بزرگش بدارد.

به امید چنین روزگار سبز و سرفرازی


گریه نکن
.: دوشنبه 25 مرداد ماه سال 1389 :.

این وقت شب که بیداری زده پس کله ام فقط این ابیات رو میتونم زیر لبم زمزمه کنم، خیلی نامردم که اینگونه نوشته ام:


پشت سر منِ تنها گریه نکن
عمریه من و تنهائی هم مسیریم
آرزومه تو دیگه تنها نباشی
حیف نمیشه پیش هم آروم بگیریم

حالا که تنهائیمو رج می زنم
عهدی رو که با تو بستم میشکنم
با تو بودن که برام محال شده
باید که از رنگ چشات دل بکنم


ربنا
.: جمعه 22 مرداد ماه سال 1389 :.

امسال انگار قراره ربنا رو از رسانه میلی نشنویم اما شیرینی ماه رمضون واسه ما ایرونیها همین ربنا با صدای آقای شجریان است. به همین خاطر تصمیم گرفتم هم این دعای آسمانی را برای دانلود اینجا بگذارم تا موقع افتخار همه با لذت روزه شون رو افطار کنند و از آنجایی که تابحال تو کمتر سایت و وبلاگی در مورد ماهیت این آیات گفته شده تصمیم گرفتم که به طور کامل متن و ترجمه و آدرس آیات را در اینجا قرار دهم.

لازم به ذکر است که آقای شجریان این دعا را در حین یکی از جلسات آموزشش به شاگردانش خوانده بود که بوسیله همان شاگردان ضبط و منتشر می شود و کاملا از دل بر آمده و به همین خاطر در همه این سالها حتی افرادی که روزه دار نبودند دلشون برای این دعا لک میزده و در برابر سر احترام پائین آوردند.

دانلود ربنا به صورت mp3 از اینجا



ربنای اول، سوره آل عمران از سوره های مدنی - آیه شماره 8
متن عربی :
رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ
ترجمه فارسی :
بارالها ، دل های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی ، و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی بخشنده بی عوض و منت .


ربنای دوم، سوره مومنون از سوره های مکی - آیه شماره 109
متن عربی :
إِنَّهُ کَانَ فَرِیقٌ مِّنْ عِبَادِی یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ
ترجمه فارسی:
زیرا شمایید که چون طایفه ای از بندگان صالح من روی به من آورده و عرض می کردند بارالها ما به تو ایمان آوردیم ، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما که تو بهترین مهربانان هستی .
 

ربنای سوم، سوره کهف از سوره های مکی - آیه شماره 10
متن عربی :
إِذْ أَوَى الْفِتْیَةُ إِلَى الْکَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا
ترجمه فارسی :
آنگاه‌ که آن جوانان کهف ( از بیم دشمن ) در غار کوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت کردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتی عطا فرما و بر ما وسیله رشد و هدایتی کامل مهیا ساز .


ربنای چهارم ، سوره بقره از سوره های مدنی - آیه 250
متن عربی :
وَلَمَّا بَرَزُواْ لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُواْ رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ
ترجمه فارسی :
چون آنها در میدان مبارزه جالوت و لشکریان او آمدند از خدا خواستند که بار پروردگارا به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شکست کافران یاری فرما .


ماه رمضون که میشه ...
.: جمعه 22 مرداد ماه سال 1389 :.

این نوشته قرار بود طنز باشه اما هر کاری کردم نتونسته طنزش کنم نمیدونم شاید به خاطر اینه که امسال حال و هوای من با سالهای گذشته فرق میکنه:


ماه رمضون که میشه قرصهای معده درد و غدد داخلی مشتری های زیادی پیدا می کنند.

ماه رمضون که میشه ملت یادشون میفته که تو قنادیها شیرینی به اسم زولبیا و بامیه هم است. که اتفاقا هم غیربهداشتی تولید میشه و هم باعث بالا رفتن قند خون میشه اما جزو لاینفک سفره افطار هم است.

ماه رمضون که میشه بازار شله زرد و حلیم و آش رشته هم داغ داغ میشه.

ماه رمضون که میشه مشتریهای غذاخوریها دو برابر گاها سه برابر میشه به طوری که از دو ماه قبلش رزرو میشن.

ماه رمضون که میشه ملت یادشون میفته که قرآنی هم در خونه دارند و یه سراغی ازش میگیرن.

ماه رمضون که میشه قرار میشه که مردم بیشتر به هم محبت کنند اما ......... خب نگم بهتره.

ماه رمضون که میشه ریه های سیگاری شیفت کاریشون از روز به شب منتقل میشه (تازه شبکاری هم دوبل حساب میشه).

ماه رمضون که میشه کارمندا از خوشحالی پر در میارن آخه راندمان 20 دقیقه شون در روز عملا تبدیل به کویت میشه و یه جایی از بدنشون ارکستر سمفونیک مشغول نواختن بابا کرم میشه.

ماه رمضون که میشه فوتبالها زیر نور برگزار میشه و آخ چه حالی میده بعد از افطار جلوی لم لدی و تخمه بشکونی و از دیدن چهره های فتوژیک دائی و مایلی کهن و قلعه نوعی لذت ببری (ناصر خان حجازی سرورشونه).

ماه رمضون که میشه سریالهای آبکی رسانه میلی رو عذاب ملت میره تازه آخرش هم معلومه که همه متنبه شده و هپی اند تموم میشه.

ماه رمضون که میشه بعضی دلا هوائی شده و دلشون پر میزنه واسه گنبد طلائی شاه خراسون.

ماه رمضون که میشه ابراهیم تاتلسیس و ماهسون و امراه هم موذن میشن اما اینجا تو ایران هنوز ماه رمضون نشده.

ماه رمضون که میشه افطار با ربنای شجریان عزیز یه حال و هوای دیگه ای داره (راستی امسال بدون پخش ربنا افطاری می چسبه؟؟) .

ماه رمضون که میشه نمازا سر وقت خونده میشه کسی دروغ نمیگه و فحش نمیده کاش دوازده ماه سال ماه رمضون بشه.

ماه رمضون که میشه جای خالی کسانی که رفتن و امسال پیشمون نیستن بیشتر حس میشه (خوبه امسال تو خونه خودم هستم و تو زادگاهم نیستم آخه مادربزرگ نیست تا مهمونی ماه رمضون رو برگزار کنه افطاری ماه رمضون بدون مادر بزرگ که حالی نداره مگه نه؟).

ماه رمضون که میشه دلم برای سوپهای قارچ و نون روغنیهای (فطیر) مامان جونم تنگ میشه.

ماه رمضون که میشه دلم واسه عیدیهای عید فطر باباجون تنگ میشه.

ماه رمضون که میشه هر سال بابا سر سفره میگه بعد از افطار آب یخ نخور و هر سال هم میخورم و هر سال هم بابا میگه واسه معده ات ضرر داره.

ماه رمضون که میشه دلم برای سالن فوتسال تنگ  میشه (آخ یادش بخیر ماه رمضون سال 81 چه حالی داشتیم تو سالن دانشگاه).

ماه رمضون که میشه میگم این آخرین ماه رمضونه که عذب اوغلی هستم اما هشت ساله که این ماه رمضون میاد و من همونی که هستم.

ماه رمضون که میشه دلم برای گیتارم تنگ میشه واسه شبهای اشک و گریه دلتنگ میشم.

ماه رمضون شده و امسال همه اینا در کنارم نیست و دلتنگم. ماه رمضون شده و برای اولین بار تنهایی سر سفره افطار میشینم و دلم هری میریزه که وای ..... بازم ماه رمضون شده و من هنوز دلتنگیام تمومی نداره.


ابرو گوندش عروس ایران
.: دوشنبه 18 مرداد ماه سال 1389 :.

یکی از خواننده های مورد علاقه من ابرو گوندش است. خب این چه ربطی داره؟ صبر کنید الان میگم. تو فیدهای نخواندم امروز به مطلبی در این وبلاگ برخوردم که من نیز عینا و با اجازه آقای حسنی در  زخمه میارمش:


خواننده موسیقی پاپ و کلاسیک ترکیه سرکار خانوم ابرو گوندش . خواننده سی و چند ساله (دقیقش رو نگم یا بگم ؟! شما رو بین شش و هفت حساب کن ) ابرو گوندش که بالاخره در سال 2010 با رضا ضراب تاجر ثروتمند تبریزی مقیم استانبول ودوست پسر ایرانی اش که از سال 2009 با او آشنا شده بود ازدواج کرد. این ازدواج طی یک مراسم پنهانی و تنها با حضور نزدیکان .

ابرو گوندش درجمع خانواده همسرش در گوهردشت کرج

در استانبول صورت گرفت .ظاهرا بنا به گفته های حاج آقا ضراب بزرگ مخالف این ازدواج بوده و بعد با موافقت و اضرار مادرخانوم آقا رضا بالاخره این وصلت با سفر خانواده داماد از تبریز به استابنول یه جواریی سر می گیره .

 ابرو گوندش در این مدت طولانی که با رضا ضراب بود بالاخره درباره این رابطه صحبت کرد  و خبر ازدواجش با رضا ضراب را شرح داد و گفت من با رضا ضراب یک ساله که هستم و همچنین در بین خانواده مان به رسمیت

ازدواج کردیم و از کسانی که در کنار ما بودند تشکر میکنم . طبق گفته های ابرو او چند هفته پیش بصورت علنی عقد کرده و در روز کنسرتش این خبر را به خبرنگاران اعلام کرده و گفته شاهدین ازدواجشان خانواده شان بوده اند.

عکس هایی که شما تو این صفحه می بینید مربوط به  حضور ابرو در ایران است .ابرو طی سفر چند روز اخیر که به دور از چشم رسانه ها صورت گرفته فعلا در گوهردشت کرج منزل خواهرآقا داماد یعنی رضا ضراب ساکن شده است .

ابرو گوندش با حجاب در رستورانی در تهران


میدونم که از من بعیده این جور خبرا اما خب دیگه در نبود سوژه خوب در مورد چی باید نوشت اما برای خالی نبودن عریضه ترانه ای از ابرو هم با ترجمه اش اینجا میارم:


Çingenem
کولی من

Kapkara gözlerle, yaktın sineden
با آن چشمان سیاهت ، از درون خرابم کردی

Aşkınla tutuşup, yandım çingenem
به عشقت مبتلا ، سوختم کولی من

Ruhumu koparıp, aldın bedenden
روحم را جدا کرده و از من گرفتی

Uğruna sararıp, soldum çingenem
به تو پیچیدم و خشکیدم کولی من

Karanlık gecede, ateşin başında
در شب تاریک و سیاه ، بالای سر آتش تو

Takınır zilleri, oynar çingenem
اخگرها می جهند و می رقصند ،کولی من

Savurur saçlarını, esen rüzgarla
زلفهایت را به باد بسپار

Bir deli sevdaya, salar çingenem
همانهایی که به عشق جنون آمیز می اندازند ، کولی من

Çingenem, çingenem
کولی من ، کولی من

Kara gözlü çingenem
چشم سیاه، کولی من

Aşkınla tutuşup
به عشقت گرفتار شده و

Yandım çingenem
سوختم ، کولی من

Çingenem, çingenem
کولی من، کولی من

Kara gözlü çingenem
سیاه چشم، کولی من

Uğruna sararıp soldum çingenem
به تو پیچیدم و خشکیدم کولی من


1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>
© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.