آرزوی آخرین
.: 1386/04/23 :.
آرزوی آخرین
ای که تو آرزوی آخرینم
به ایمان خوابتت مومن ترینم
سر طواف کعبه عشق تو
جان سپارتم ای تو نازنینم
نگو که باز دل به جاده سپردی
ترانه هامو از خاطرت بردی
باور ندارم هنوز بی تو موندم
من موندم و تو به عشق جون سپردی
رفتنت تقدیر آئینه ها نبود
شکستش قسمت ترانه ها بود
هجرت ریتم و اشک و ترانه ساز
نصیب من زخمی تنها بود
با صدای من غریبه تر نباش
نجیب ترینم به سکوت هر شب
به سکوت این چاه نامطمئن
نشسته بر لبم نجوای یا رب
«اکبر یارمحمدی»
در ضمن من از کامنت گذاشتن در وبلاگ خانومهایی که هویت واقعی ندارن معذورم و لطفا از این جمعیت کثیر وبلاگستان می خوام من یکی رو فاکتور بگیرن و از اظهار لطف در مورد من و وبلاگم و زخمه خودداری نمایند.
عزیزم در خلوت حضرت عشق، عاشق و آبی و سرفراز باش/ یا علی



