هفت سال پیش که پشت کنکور بودم درست همین شرایط رو داشتم با این تفاوت که خوندنم برای کارشناسی ارشد نه برای مدرک و نه برای علم افزونی بلکه فقط برای رو کم کنی هست رو کم کنی از همه کسانی که خیال می کنند که من تموم شدم احساسشون این بود که لیاقتم همین بود که هستم و نباید بیشتر از این جلوتر برم.
خب اینا نوشتم که بگم قراره یه مدتی نباشم و یه خداحافظی کوچولو با «زخمه» عزیزم داشته باشم و دیگه یه مدت ننویسم. حتی قرار بود تو یه پروژه موسیقی هم مشارکت کنم اما امروز زنگ زدم و انصرافم رو دادم تا اسفند قراره به هر کاری نه بگم و هم این وبلاگ و هم وبلاگ دیگه ای که مدیریتش با من هست موقتا تعطیل هست نه خبری هست و نه قراره اتفاقی بیفته فقط میخوام کارشناسی ارشد قبول بشم تا چشم کسانی که منو متهم به بچه بازی می کردند در بیاد.
Belalim عزیزدرد کشیده ام
Yine hasretli bir güne دوباره به یه روز پرحسرت
Giriyorum hayalinle با خیالت وارد میشم
Aklımdan çıkmıyorsun belalım از ذهنم بیرون نمیروی
Sensiz geçen akşamlarda شبهای که بدون توبگذره
Yine başım belalarda بازم در رنج و درد به سر می برم
Mutlumusun oralarda belalım در اونجا آیا خوشبختی عزیزم
Belalım عزیزم
Yaban çiçeğim گل صحرایم
Belalım عزیزم
Aşkım gerçeğim عشقم ، حقیقتم
Belalım عزیزم
Tek sevdiceğim تنها عشق من
Belalım ah... yaralım مصیبت زدۀ من ، رنج کشیدۀ من
Sevdiğim dert ortağımsın عشق من تو شریک رنجهام هستی
Hazanımsın baharımsın sen پاییز و بهارم تو هستی
benim tek varlığımsın هستی من تو هستی
Sensiz geçen akşamlarda شبهایی که بدون توبگذره
Yine başım belalarda بازم در رنج و درد به سر می برم
Mutlumusun oralarda belalım در اونجا آیا خوشبختی عزیزم
Belalım عزیزم
داشتم میگفتم تو این مدت هم فقط یه ترانه نوشته بودم که اونم همین «طاقت» بوده با اینکه هم فرصتش رو نداشتم و هم سوژه اش برام جور بوده اما ترجیح میدم تا یه مدتی دور ترانه رو خط بکشم انگار تو حالت عادی حس و حال ترانه نویسی ندارم هر موقع میخوام لای کتاب رو باز کنم و یا سر کلاس بشینم و یا بخوام یه کنکوری و امتحانی بدم باید این مرض قدیمی بیاد سراغمو و منم بشینم و ترانه نویسی کنم چیکار کنم زورکی نمیتونم ترانه بنویسم.
زیر سایه حضرت حق همیشه آبی و عاشق و سرفراز باشید/ یا علی



