مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
«قلندر» یه ترانه برای ۱۶ آذر، روز دانشجو
.: 1386/09/16 :.

خیلی سخته که از اینترنت دور باشی و بخوای بنویسی و نتونی ولی با این حال  هر روز روزنوشت هام رو تو یه سررسید می نویسم و نگه شون داشتم تا یه موقعی دوباره برام خاطراتمو زنده کنن.

قصد نداشتم واسه امروز چیزی بنویسم اما یادم اومد که امروز 16 آذر هست و 16 آذر یعنی روز دانشجو یعنی روز «سه آذر اهورایی» اما تلویزیون داره به اسم روز تلویزیون و کودک کارتون و عروسک و فتیله تعطیعه رو پخش میکنه. با اینکه دو ساله که از محیط دانشگاه دور شدم اما هنوز اون قدر بی بخار و سیب زمینی نشدم که که این روز برام مهم نباشه. من همیشه واسه ایام خاص سال زخمه رو آپ کردم و می کنم اما امسال فرصت نشد در دوم آذر سالروز تولد دکتر شریعتی چیزی بنویسم اما امروز دیگه حتما می نویسم.

آره 54 سال قبل «سه آذر اهورایی» تو امتحان کلاس آزادی خواهی نمره قبولی  گرفتند و رفتند و حالا ما باید یاد بگیریم که «حقیقت را قربانی مصلحت نکنیم» باید یاد بگیریم که «هنوز آزاد اندیشی و آزادی خواهی نباید بمیرد» و چقدر باید تمرین کنیم تا مخالفمان را تحمل کنیم و سر بلند کنیم و مثل اون مردی با عبای شکلاتی بگیم «زنده باد مخالف من»

امروز جمعه هست و سه سال پیش (دقیقا 13 آذر 1383 ) تو ترانه های اولیه خودم یه ترانه برای یه نفر که جمعه میاد نوشتم و چون نزدیک روز دانشجو بودم یه جورایی هر دوش رو بهم ربط دادم و حالا بعد از سه سال می تونم تو چنین روز خجسته ای اونو منتشر کنم و چقدر دلشادم که چنین توفیقی دارم که بازم بنویسم شاید بعضی از دوستان بفهمند که چرا اینقدر «قلندر» رو دوس دارم «بنازم به این قلندر که هنوز از پا نیفتاده است!!!!»

 

قلندر

 

کو غزلــــی برای آشفتن

کو یه کلامی برای گفتن

 

کو قصیده ای برای هجران

کو تــــرانه ای برای حرمان

 

در سکــــــــوت مبهم کلمه

ترانه هم با عشق نامحرمه

 

در این غروب دلگیر خورشید

کو روزنـــــــــه ای برای امید

 

کو پایانی بر این شب سیاه

کو نای پرواز تو آسمــــونگاه

 

یا رب و یا رب خشکیـــــــده بر لب

مهری از سکوت نشسته بر شب

 

ترانه ای هـــــم نمونده از روز

نه غزلی از شهاب شب سوز

 

چو آذر بسوزان دامـــــــــــــن ننگ

فریاد کن عشق را در این وقت تنگ

 

هم نفس تا رهایی از قفس

از هجوم سایه ها هم نترس

 

نگو از سیاهی، به سر میشه

شب دلواپسی، سحر میشه

 

سحر عشق و امید و جنون

مژده وصـــل لیلی و مجنون

 

آهای قلندر، تو بیدار بمون

بیا و از دلـــــــــدارمون بخون

 

قلنـــــــدر تویی امید وصال

تویی یه پایان واسه این جدال

 

«اکبر یارمحمدی»

 

بهرحال ببخشید که کمی امروز تو حال و هوای قبلی نبودم. درگیری کنکور و مشغله کاری و درگیریهای روحی و احساسی که این روزها باهاشون درگیرم باعث شده که اون روحیه سرزنده قبلی رو نداشته باشم..

تا دو ماه دیگه کنکور تموم بشه وضعیت من اینطوریه. البته شاید دفعه بعد برای شب چله با یه حال و هوا و روحیه دیگری بیام.

در پناه حق عاشق و آبی و سرفراز باشید/ یا علی


دل سپرده
.: 1386/09/02 :.

فکر نکنم تو بدقولی کسی بتونه رو دست من بلند بشه. قرار بود تا سه ماه اینجا آپ نشه اما امروز دو سه تا از بچه ها که از علاقه من به شهریار خبر داشتند بابت پخش سریالش بهم تبریک فرستادم(حتما این سریال رو ببینید من که از قسمت اولش خوشم اومد) با یکیشون که تلفنی حرف می زدم ازم گله میکرد که چرا زخمه رو امون خدا رها کردم و چیزی نمی نویسم ازم قول گرفته که حداقل ماهی یه بار یه ترانه و یا یه نوشته ای بنویسم تازه داش قیصر هم دو سه تا مطلب بهم داده بود که بیشترشون وقتشون گذشته و دیگه اون جذابیت قبلی رو نداره و از این بابت ازش معذرت میخوام که نتونستم اینجا بذارم تا شما دوستان نیز بهره مند شوید.

واسه امروز یه ترانه دارم و یه اس ام اس که دیگه فکر خیلی زیادی از حد برام فرستاده شده.

ترانه «دل سپرده» محصول بودنم در موانا هست که این روزا اونجا مشغولم با مردم کردستان خیلی حال میکنم و مردمی ساده و صمیمی هستند که خیلی دوس داشتنی هستند و چقدر متاسفم واسه یه عده که این مردم خوب و باصفا رو بین مردم آذربایجان و ایران بدنام کردند. موانا طبیعتی دوست داشتنی و فوق العاده زیبا داره که من عاشق عروسی های اونجا هستم و اگه خدمت سربازی نبودم حتما قاطی دختر و پسرای کرد میشدم و باهاشون به رقص و پایکوبی مشغول میشدم واقعا موسیقی کردستان یه انرژی مثبتی داره که واسه من فقط موسیقی آذری میتونه تا این حد مثبت و انرژی زا باشه (دو سه روزه که امراه زیاد گوش میدم کشف جدیدم همین هست فوق العاده هست ملودیهایی داره که آدم رو تا اوج میبره و هیجان زیادی داره توصیه میکنم حتما گوش کنید).

 

دل سپرده

 

اسم این کوچه بن بست سکوته

یاد من و تو نقشی رو دیواره

خاطرمون آزرده رفتنه

دلامون پابند این روزگاره

 

به شعرم حادثه ای تازه بودی

یه قافیه‌ی دست نخورده بودی

رو سیم گیتارم، نتی بی صدا

به آوازم یه دل سپرده بودی

 

تو منو خواستی و من نشنیدم

غرور تورو چه آسون شکستم

به شیرینی عسل چشمانت

قفل لبامو به این سکوت بستم

 

تو رفتی و تازه عاشقی پیر شد

من دلخون پابسته‌ی قمار شدم

تو گذشتی از دل و عشق و ایمون

ولی من فریادی رو گیتار شدم

 

«اکبر یارمحمدی»

 

این ترانه فقط یه ترانه هست و منظور خاصی ندارم بهرحال شده که کسی کسی رو دوس داشته باشه اما طرف مقابل ندونه و بعدا که دونست شاید پشیمون بشه چرا به اطرافیانش توجه نداشته. من فقط یه نیمچه تجربه ای این چنینی تو دبیرستان داشتم که برام زیاد اهمیتی نداشت و اصولا دوران دبیرستان دوران بی اعتنایی هست.

 

اما یه اس ام اسی هست که فکر کنم تا حالا نزدیک بیست نفر یا برام اس ام اس زدن و یا برام آف گذاشتن و واسه اینکه خیال همه راحت بشه اونو اینجا میذارم تا دیگه مردم از فضولی نمیرن:« یه ترکه پولدار پسرشو می بره لندن مدرسه ثبت نام میکنه  میگه خارجی یادش بدین ... بعد از یه سال بر میگرده لندن، تا جلوی مدرسه می رسه بچه ها داد میزنن: احبر ددن گلدی!!!!!»

 

خب دیگه همین. از همه دوستان میخوام که منو از دعاهاشون بی نصیب نذارن بدجوری محتاج لطف و کرم اوس کریم هستم تا از کنکور قبول بشم واقعا خیلی برام حیاتی هستش که ارشد قبول بشم.

 

در پناه حق عاشق و آبی و سرفراز باشید/ یا علی


© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.