.: 1386/11/19 :.
امروز با یکی از بچه های قدیمی و هم دانشگاهی بودم و یادی از اون دوران و اینکه بچه ها چیکار می کنند، کردیم. بعد از ظهر به این فکر میکردم که گذشته چطور گذشته و چی به سرم اومده و اینکه خودم رو با بقیه مقایسه می کردم شاید از نظر خیلیا عقب افتادم از بچه های دوران دبیرستان تقریبا تنها من موندم که .... بابا بی خیال.
تو گذشته سرم خیلی گرم سیاست و خبر و روزنامه بود اما حالا بی خیالش شدم واسه اینکه ما تو بد دورانی رشد کردیم و بزرگ شدیم و آخرش هم زبون دراز شدیم و به هر چی که دلمون بخواد اعتراض میکنیم اما این روزا با دیدن این همه سخنرانی و برنامه در مورد انقلاب به این فکر میکنم که تکلیفمون واسه 24 اسفند چیه؟ اصلا حرفهای انقلاب با حالا نمیخونه همون موقع هم یه مجلس تشریفاتی و بله قربان گو بود و حالا هم شش نفر انتخاب می کنند که کیا به مجلس برند تا سرنوشت ملت رو واسه چهار سال آینده گند بزند و آخر سر با پیکان وارد بهارستان بشن و با ماکسیما خارج شن.
انگار عقل شش نفر بیشتر از هفتاد میلیون هست؟ با اینکه به شدت به دکتر شریعتی اعتقاد دارم اما فکر میکنم ایشون تو نظریه امت و امامت با نظریه حکومت اسلامی در زمان غیبت اساسی گند زده و مطمئنم الان اگه زنده بود از نظریه اش روی برمیگردون، راستی چرا اینروزا خبری ازش نیست مگه اون موقع نمی گفتند معلم انقلاب ایشون بودند پس کجا رفتند چرا تلویزیون تمام راهپیمایی ها و تظاهراتی که عکس دکتر داره رو سانسور می کنه شاید واسه اینه که مثل خیلیا ریش و جای مهر به پیشانی نداشت. البته از دید کسانی که وارث این انقلاب شدند خودی کسی هست که ریشش درازتر و جای مهر بر پیشانی عمیقتر باشه.
واسه 24 اسفند هیچ دلیلی برای شرکت کردند پیدا نکردم چون قبلا به جای من نماینده ها رو انتخاب کردند فوقش یه رایشون کم میشه که اینم ایرادی نداره، فدای سر باجناقم که میخوام سر به تنش نباشه.
اگه یه دلیل قانع کننده(به غیر از جواب دشمن شکن) پیدا کردین خبرم کنید تا بازم یه مهر تو شناسنامه ام بخوره. راستی اگه طبق گفته های هیلاری کلینتون و باراک حسین اوباما رابطه ایران و آمریکا جور بشه ما باید کدوم دشمن رو علم کنیم تا ملت بازم تو این صحنه های چشم دشمن کور کن شرکت کنند؟
این ترانه ای که واسه امروز انتخاب کردم کهحاصل دوران دانشجوئیم هست، البته دانشجوهای حالا قد سیب زمینی هم فرق بین لاو و لاف و یولاف رو نمیدونن چه برسه که بخوان دم از جنبش دانشجویی و انتقاد و اعتراض بزنن و دانشگاه رو با لاس وگاس عوضی گرفتند، فقط همین مونده که تو دانشگاهها دستگاههای خودپرداز کاندوم کار بذارن تا کار ملت راحت راه بیفته.
«شب خیال» رو واسه این دوس دارم که جزو کارای اولیهام بود و اینقدر درگیر احساس نشده بودم و هنوز تو خودم یه تعهدی قائل بودم که سکوت را برای آرامش انتخاب نکنم و آگاه بودم که «اعتراض مذهب انتظار» هست، راستی امروز جمعه هست،همین.
شب خیال
تو این همه غریبی راهی به شب خیال نیست
گذری به التهاب پرسش و سوال نیست
لبا به شب دوخته و قفل سکوت نشسته
بغضی از حقارت، تو گلوی نی شکسته
شب خیالِ ترانه، بهونه ای نداره
بی هیچ نشونهای سر به آسمون میذاره
کی پولک ستاره رو به آسمون دوخته
کی خورشید دل ما رو به سکهای فروخته
آی شب رویا، بازم بی خیال ترانه
دیگه ستاره ای نیست، برو پی زمانه
دیو شب دهنت رو واسه ترانه بسته
بغضی از سکوت به اون حنجره ات شکسته
آهای شب خیال دیگه گذری بر ما نکن
این جوری مارو از همترانه جدا نکن
تو ملودی شب آهنگی از عاشقی نیست
تو هجوم خارا جایی واسه رازقی نیست
«اکبر یارمحمدی»
به امید یه هوای تازه تر همیشه عاشق و آبی و سرفراز باشید/یا علی