لحظه دلتنگی
.: 1386/11/26 :.
تقدیم به کسی که شریک لحظه های دلتنگیم هست اما حیف که ...
لحظه دلتنگی
منو با چشمات از حادثه بگیر
با خودت ببر تا آخر این کویر
تو ساحل نگات تنهاترینم
نذار بمیرم تو سکوتی دلگیر
تورو می بینم تو غبار جاده
با خواب نرگس دل میدم به سفر
منو که زخمی ترین شقایقم
با یه ترانه از شهر غم ببر
بگو از راز نگفتهی چشمات
از ستاره بارون آسمونت
بگو از ترانهی نخونده ات
از اون حُرمَتِ دل مهربونت
عزیزم، خستگیامو رها کن
غصه هامو با نگات آتیش بزن
آرزوهامو به دست باد بده
تنهایی مو بگیر از این خسته تن
فقط تو ذهنم یه خاطره نشو
یه عکسی توی قاب قلبم نباش
به حرمت لحظه های دلتنگی
رویایی توی خواب شبم نباش
اگه باز دورم اگه بی صبورم
تو با نگاهت ترانه سازم باش
اگه بی تو هنوز دل تنگترینم
عطر مهربونی رو تنم بپاش
«اکبر یارمحمدی»



