لذت هیچ دیوانگی به پای رانندگی و ویراژ دادن در شهر نمیرسه بخصوص که ماشینت هم تک باشه و هر کاری بکنی در جیک ثانیه پخش بشه. پژو پرشیا همیشه یک ماشین موقر و متین بوده که رانندگان خیلی قانونی و با وقار رانندگی میکنند شما تابحال دیدی که یک راننده پرشیا دستی بکشه یا لایی بکشه؟
خب ندیدین و اینم ایراد از شما نیست چون کسی با پرشیا این کارها رو نمیکنه.
ولی یکی دو روزه که رانندگی تو این شهر که بیشتر رانندگانش از گاری پیاده شدند و سوار اتول شدند و فرق بین الاغ و ماشین رو نمیدونن خیلی حال میده. وقتی که یه خیابون کاملا با ترافیک مسدود شده رو در لای مخالف با 140 کیلومتر در ساعت رانندگی کنی چه حالی میده، تازه با همین پرشیای سفید مامانی هم تو این دو روز اینقدر لایی کشیدم که دیگه حدی نداره. وقتی داشتم این کارارو میکردم یکی از بچهها بهم زنگ زد و میگه: اکبر الان فلان جایی؟ گفتم آره از کجا فهمیدی؟ برگشته میگه: آخه تو کل ارومیه فقط یه پرشیای سفید رنگ هست که دیوونهای مثل تو اونو میرونه و با پرشیا لایی میکشه و تو لاین مخالف با سرعت باد رانندگی میکنه، اینقدر به این حرفش خندیدم که حدی نداره، انگار این روزا خیلی خوبم که دیوونگیم باز گل کرده. اهههه ... منو چه به حساب و کتاب زندگی؟ چند وقت بود که بدجوری سرم تو حساب کتاب و این حرفا بود، یادم رفته بود که از زندگی لذت ببرم. دیشب برقها رفته بود و رفته بودم رو تراس و داشتم واسه خودم گیتار میزدم و از تاریکی شب نهایت لذت رو می بردم. به نظرم زندگی رو عشق است، ما زندهایم که لذت زندگی کردن رو ببریم نه اینکه زندگی رو واسه خودمون جهنم کنیم.
خوشحالم که حالم خیلی خوبه حتی اونقدر خوب که قبول نشدم در کنکور رو هم به هیچ جام حساب نکنم. اما مطمئنم که امسال قبول میشم. با وضع سال قبل که این نتایج رو بدست آورم مطمئنم که امسال حتما از دانشگاه سراسری هم قبول میشم. راستی تو این جریان به عدل خدا پی بردم بماند که جریانش چیه، یه کلمه تو کارنامه باعث شد که بفهمم که خدا خیلی عادل هست و بابت این نامردیم خوب تنبیهام کردم و منم اینجا اعتراف میکنم که اساسی متنبه شدم.



