تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
نمیهراسم
.: 1388/01/29 :.

هنوز به جنون ایمان دارم و به سوی قبله لیلی نماز میگذارم که لیلی من تنهاییم است. اگر این روزها کمی عاقل شدم دل من منو ببخشای که عاقلی و جنون در هم جمع نمیشوند.

خدایا این روزهای عاقلی را زودتر تمام کن که بدجوری تشنه دیوانگی هستم. من هنوز به این زخمه گاهم ایمان دارم و مطمئنا هیچ وقت از این دوران پشیمان نخواهم شد اما خدایا مرا بیشتر طاقت بده برای تحمل بی صبریهایم.

خدایا خودت مرحمتی کن تا آلوده بی اخلاقی نشوم.

خدایا عزتم بخش تا زندگی را بیمار نسازم.

خدایا طاقتم ده تا صبوری کنم.

خدایا آرامم کن تا از هجوم سایه ها نهراسم.

خدایا تسکینم بخش تا زخمهایم را تحمل سازم.

ا

ا

ا

ا

ای خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا منو از خودت پراکنده نکن.

 


قضاوت
.: 1388/01/25 :.

 ای خدای بزرگ به من کمک کن تا وقتی میخواهم در مورد راه رفتن کسی قضاوت کنم با کفشهای او راه بروم... 

دکتر علی شریعتی


تیکه تیکه کردن جمعه
.: 1388/01/21 :.
اینکه الان جمعه است و باید به کارهای عقب افتاده رسید حرف کاملا بجایی است پس بنابراین یکی از کارهای عقب افتاده من جبران کمبود خوابم در طول هفته است من که از شنبه تا پنج شنبه باید دو نصفه شب بخوابم و هفت صب پاشم اگر تا لنگ ظهر جمعه هم بخوابم بازم این کمبود رفع نمیشه.
نوشتن برنامه برای هفته یکی از کارهایی است که آخر شب جمعه انجام میدم و هیچوقت هم این برنامه رو کامل اجرا نمیکنم.
این روزها دوستان خوبی را دوباره پیدا کردم و خوشحالم که هنوز هستیم.
واسه آخرای اردیبهشت با بچه های دانشگاه یه قراری داریم که بریم بیرون از همین حالا براش لحظه شماری میکنم.
اینکه هنوز میتونم فعال باشم و با انرژی خوشحالم با اینکه در لحظه هایی احساس میکنم خیلی تنهام و کلا هنگ میکنم اما نمیذارم کسی از درونم باخبر بشه خرسندم با اینکه باید بیشتر تلاش کنم اما ...
یه زمونی خیلی «بی خیال بابا» میگفتم ولی نمیدونم این روزها چرا بی خیالی وجود نداره.
این روزها همه اخراجیها۲ رو دیدن اما گفتم حیف پول و حتی حیف سی دی که مصرف این آش بلبشور بشه. دست خودم نیست گذشته افراد رو نمیتونم فراموش کنم و بدتر از اون اینه که همون آدم بگه من تغییر نکردم اما بقیه به زور به همه بقبولانند که اون تغییر کرده.
این روزا موسیقی خوب چیزی نشنیدم به غیر موسیقی گروه هفتم بقیه رو فقط میشه یکی دو بار شنید. هنوز هم میشه به گلپا و داریوش امیدوار بود و از شنیدن موسیقی خوب لذت برد. راستی کسانی که هنوز لئونارد کوهن رو گوش ندادند یک لذت زیبا رو از دست دادند. هنوزم که هنوزه و طبق یک ماه گذشته از «آرامین» لذت میبرم. آرامین شنیدن داره بخصوص برای آخر شب خستگی.
برای آرامش آخر شب این نسخه رو به دوستان توصیه میکنم:
آسان تو رو به دست آوردم،آهسته آهسته و روی برگی بنویس عشق با صدای گلپا
راهی، آواز پریها، شقایق و فریاد زیر آب با صدای داریوش
famous blue raincoat ، I'm Your Man، lady midnight با صدای Leonard Cohen
و دو سه تراک بخصوص تراک آرامین از آلبوم آرامین با آهنگسازی سارا نجفی

این روزها با اینها دلخوشم و خوش میگذرونم.
یه دوربین دیجیتالی سونی H50 گرفتم از عکاسی باهاش خیلی لذتبخشه شاید در آینده هم یه فتوبلاگ راه بندازم یا شاید هم همینجا یه چیزهایی بذارم.


کاش
.: 1388/01/03 :.

همین اول سال فرصتی دست داد با خودم باشم فرصتی که کم پیش می‌آید در این هیاهوی عظیم به فکر خود باشیم. از چهارشنبه سوری به این ور تصمیم گرفته بودم که به کسی سال نو را اس ام اس تبریک نگویم اما چه کنم که تا تحویل سال تعداد تبریکات رسیده زیاد بود و باز تصمیم گرفتم که اختصاصی برای هر کسی اس ام اس بفرستم اما اگر فقط یک جمله «عیدت مبارک» باشد اما با اسم برای هر کس فرستادم تا نشان دهم که امسال برای بقیه هم حداقل به اندازه یک اس ام اس تبریک ارزش قائلم. متاسفانه خیلی هم از این تک اس ام اس های اختصاصی به مقصد نرسیدند اما خرسندم که برای هیچ کس «sent to all» نکردم.

کاش به اندازه یک اس ام اس کوتاه برای هم ارزش قائل بودیم.

کاش به جای دیدن خانه افراد به دیدن‌شان  بسنده می‌کردیم.

کاش اینقدر که به سفره‌های رنگین این خانه و آن خانه اهمیت میدهیم به سفره دل این و آن چشم میدوختیم.

کاش در این سال جدید انسان‌تر میشدیم.

کاش ...

.

.

.

خیلی حرفها را باید گفت اما چه کنم که نمیشود گفت همیشه اول سال که میشود یاد این شعر قیصر بزرگوار میفتم که میگوید «کاش این زمانه زیر و رو شود...» اعتراف میکنم که دیگر برای خودم سنگ صبوری ندارم یعنی ترجیح میدهم دیگر حرفی نزنم دلتنگ نشوم به گذشته فکر نکنم به خاطراتم دلبسته نباشم. فرصتی برای بودن نیست پس بهتر است سنگ دل شد تا زندگی کرد. شاید این روزها قدر این حلقه‌ای را که دستم است بیشتر بدانم فرصتی برای دلتنگی نیست «خوشا به حال تکه سنگ ...»


این ترانه بوی نان نمی دهد
بوی حرف دیگران نمی دهد
سفره ی دلم دوباره باز شد
سفره ای که بوی نان نمی دهد
نامه ای که ساده وصمیمی است
بوی شعر و داستان نمی دهد :
... با سلام و آرزوی طول عمر
که زمانه این زمان نمی دهد
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی دهد
یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی دهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد ، زمان نمی دهد
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی دهد
هیچ کس برایت از صمیم دل
دست دوستی تکان نمی دهد
هیچ کس به غیر ناسزا تو را
هدیه ای به رایگان نمی دهد

کس ز فرط های و هوی گرگ و میش
دل به هی هی شبان نمی دهد
جز دلت که قطره ای است بی کران
کس نشان ز بیکران نمی دهد
عشق نام بی نشانه است و کس
نام دیگری بدان نمی دهد

جز تو هیچ میزبان مهربان
نان و گل به میهمان نمی دهد
نا امیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این ، نه آن ... نمی دهد
پاره های این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمی دهد
خواستم که با تو درد دل کنم
گریه ام ولی امان نمی دهد
...


قیصر امین پور


© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.