بهشت
آدم به جرم خوردن گندم
با حوا
شد رانده از بهشت
اما چه غم
حوا خودش بهشت است
عمران صلاحی

ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
بهشت
آدم به جرم خوردن گندم
با حوا
شد رانده از بهشت
اما چه غم
حوا خودش بهشت است
عمران صلاحی
امشب میخوام پر دربیارم و پرواز کنم از بس که خوشحالم. نمیدونین امروز چیزی رو پیدا کردم که چهار پنج ساله که دنبالش بودم. حتما می پرسین که چی پیدا کردم اینقدر شادم. وای دلم میخواست که این شادیم رو با همه تقسیم کنم و واسه همین هم میگم اون چیه که پیدا کردم و در اینجا برای دوستان میذارم تا ازش لذت ببرند. آره تو این دنیا هیچی به اندازه یک موسیقی زیبا و دلنشین نمیتونه منو خرسند و شادمان کنه بالاخره تونستم ترانه بسیار زیبای «سلام گتیرمیشم» رو با صدای یعقوب ظروفچی پیدا کنم و برای اینکه بقیه دوستان هم از این ترانه زیبا لذت ببرند هم متن رو به همراه ترجمه فارسیش و هم خود ترانه رو اینجا قرار میدم.
اول متن و ترجمه اش بعد هم خودش :
سیزه سلام گتیر میشم
سیزه سلام ، سیزه سلام گتیرمیشم
برای شما سلام، برای شما سلام آورده ام
گؤی خزرین کناریندان ، گؤزل اوتلار دیاریندان هئی...
از کنار خزر آبی ، از دیار و سرزمین علف های زیبا
ساوالانین ووقاریندان ، کور اوغلونون نیگاریندان
از وقار ساولان، از نگاه مردانه کورواوغلی
سیزه سلام ، سیزه سلام گتیرمیشم
برای شما سلام، برای شما سلام آورده ام
قوچ نبی نین هجریندن ، هجریندن
از دوری قوچ نبی از هجرش
ستارخانین هنریندن ، هنریندن
از هنر ستارخان از هنرش
بهرنگی نین شهر یندن ، دان اولدوزلو سحریندن
از شهر بهرنگی،از ستارهای سحریش
سیزه سلام ، سیزه سلام گتیرمیشم
برای شما سلام، برای شما سلام آورده ام
قاطار قاطار دورنالاردان ، یاشیل باشلی سونالاردان هئی...
از صف درناهای مثل قطار ، و از پرنده های سر سبز(اردک)
آتالاردان ، بابالاردان ،آغ بیر چکلی آنالاردان
از پدران بزرگ،از پدرها، از مادران رو سفید
سیزه سلام ، سیزه سلام گتیرمیشم
برای شما سلام، برای شما سلام آورده ام
سرین سولو بولاقلاردان ، بولاقلاردان
از چشمه های سرد
یاشیل یارپاق بوداقلاردان ، بوداقلاردان
از بوته های سبز برگ درختان
لاله رنگلی یاناقلاردان ، بال سوزولن دوداقلاردان
از گونه های لاله رنگ ، از لب های شیرین مثل عسل
«یعقوب ظروفچی»
کمک کنین هلش بدیم
کمک کنین هلش بدیم، چرخ ستاره پنچره
رو آسمون شهری که ستاره برق خنجره
گلدون سرد و خالی رو بذار کنار پنجره
بلکه با دیدنش یه شب، وا بشه چن تا پنجره
به ما که خسته ایم بگه، خونه باهار کدوم وره؟
تو شهرمون آخ بمیرم، چشم ستاره کور شده
برگ درخت باغمون، زباله ی سپور شده
مسافر امیدمون، رفته از اینجا دور شده
کاش تو فضای چشممون، پیدا بشه یه شاپره
به ما که خسته ایم بگه، خونه باهار کدوم وره؟
کنار تنک ماهی ها، گربه روز نازش میکنن
سنگ سیاه حقه رو، مهر نمازش میکنن
آخر خط که می رسیم، خطو درازش می کنن
آهای فلک که گردنت از همه مون بلن تره
به ما که خسته ایم بگه، خونه باهار کدوم وره؟
عمران صلاحی، تهران، ۲۶/۱۰/۴۸
در خستگی آخر شب یک صدای دلنشین و با یک ترانه خوب حال هر کسی را بجا می آورد. امشب سی دی جدید افشین سپهر رو گرفته بودم به این ترانه که رسیدم هم اشک ریختم و هم آروم شدم امروز روز بدی بود خسته شده بودم خیلی حرفها شنیدم اما واقعا خسته بودم اما این ترانه با اینکه برایم یه جور خاصی بود اما بهم انرژی داد. از اینجا هم میتوانید گوش کنید.
سر این کوچه
تو رو کم دارم و امشب ، می نویسم تا سپیده
مثل چشمای قشنگت ، می دونم کسی ندیده
می دونی مثل من این جا ، کسی چشم برات نبسته
می دونم که بر می گردی ، سر به زیر و دل شکسته
رفتنت بوی سفر داشت که به من چیزی نگفتی
بی خبر رفتی که شاید ، راحت از چشم بیفتی
سر این کوچه یه روزی ، می رسیم به هم دوباره
اشتیاق دیدن تو ، منو آروم نمی ذاره
رفتنت بوی سفر داشت که به من چیزی نگفتی
بی خبر رفتی که شاید ، راحت از چشم بیفتی
رفتی و خبر نداشتی ، یه نفر هم سفرت بود
توی تنهایی و غربت ، دل من در به درت بود
جای پاهای تو مونده ، روی قلبی که اسیره
نگو دیره واسه فردا که دلم بی تو می میره
رفتنت بوی سفر داشت که به من چیزی نگفتی
بی خبر رفتی که شاید ، راحت از چشم بیفتی
سر این کوچه یه روزی ، می رسیم به هم دوباره
اشتیاق دیدن تو ، منو آروم نمی ذاره
رفتنت بوی سفر داشت که به من چیزی نگفتی
بی خبر رفتی که شاید ، راحت از چشم بیفتی
«یه سال دیگه هم پیر تر شدم» این کلیشه ای ترین جمله ای است که تا حالا در مورد روز تولد شنیدم. اما باید در مورد خودم بگم نه یه سال دیگه هم دیوونه تر شدم. چه دلیلی داره کودک درونم عاقل بشه. امسال هم گذشت شدم ۲۷ ساله تا سی سالگی فقط سه سال مونده تا موسم جوانی نیز بگذرد اما نه من هنوز یاد نگرفتم جوانی کنم همیشه اعتراض کردم همیشه نق زدم همیشه غز زدم همیشه ناراضی بودم همیشه شاکی بودم هیچوقت آرام نداشتم همیشه با استرس میخوابم و با اضطراب از خواب بلند میشم. پس تموم شد؟ نه هنوز هیچی تموم نشده.
هر چقدر هم بگن بازم به جاده خاکی میزنم. بازم به سیم آخر میزنم و میرم. بازم تو خلوت شب گیتار میزنم و میزنم زیر آواز تا نشون بدم که پایبند قانون «یه سال دیگه هم پیر شدم» نیستم.
مشکل از خودم است تو محیط کارم فقط تحمل میکنم من آدم اینجا نیستم شاکی هستم نه از این و آن که از خودم شاکیم که تحمل خیلی از صحبتها و رفتارها رو ندارم. تحمل همرنگ شدن رو ندارم. تحمل دروغ رو ندارم. تحمل فیلم بازی کردن رو ندارم. پس استفا بهترین راه حله.
من پایبند اصولم هستم اصولی که میگه «پول همه چیز نیست». به آدمها ارزش میدهم تا برای خودم گوهری شوم.
وقتی به دینی پایبندم که کتاب آسمانیش با نام خدا شروع میشه و به مردم ختم میشه یعنی مردم خود خدا، پس آقای فلانی، آقای مدعی رهبریت، آقای مدعی جامعه شناسی من بلد نیستم مثل تو بر سر مردم منت بگذارم.
سه سال مونده تا تموم بشه حکایتی که خودم با خودم داشتم. فقط سه سال فرصت بده.