
اومدم با یک اشارت اومدم
به زیارت اومدم
حاجتم روا کن
به طواف بارگاهت اومدم
به پناهت اومدم
دردمو دوا کن
کاش میشد کفتر اون هوا باشم
توی اون عطر دعا رها باشم
سحر از بانگ اذون پر بگیرم
زائر اون گنبد طلا باشم
اومدم تا جونمو فدات کنم
ببوسم ضریحتو صدات کنم
کهکشونی از ستاره های اشک
بریزم نثار خاک پات کنم
اومدک که گریه بر غم غربتت کنم
سرمه چشامو از خاک تربتت کنم
آرزوم بود به کنارت بخونم نمازمو
بشینم واست بگم حکایت نیازمو
غم من غصه من درد بی درمون می مونه
اگه درمون نکنی درد جان گدازمو
این آهنگ زیبا را از اینجا دانلود کنید
این روزا دلم میخواست مشهد بودم اما حیف که نمیشه. این ترانه زیبا رو خیلی دوس دارم. شش سال پیش رفتم و درست 25 بهمن برگشتم و ازش قول گرفتم که دوباره و زود برمیگردم اما شش سال شد و من هنوز نتونستم برم. نمیدونم چه حکمتی داره شش سال پیش یه باره و یهو پیش اومد که رفتیم اما هنوز منتظرم.
یه ترانه تو دلم دارم که وقتی رسیدم حرمش اونجا می نویسمش. با خودم عهد کردم تا وقتی که اون ترانه جاری نشه هیچگاه ننویسمش.
چه انتظاری از من دارید منم هستم مثل خیلیا شاید مثل خیلیا متدین و مقید به شعایر دینی نباشم اما به چیزهایی معتقدم که نمیتونم کتمانش کنم. به مچبند سبز متبرک کربلا که سالها دستم بود و بازم هست علاقه دارم. به این چیزهایی که فقط دلم عاشقشون ایمان دارم و معتقدم عشق همینه. از من زیادی توقع دارند به چیزهایی تظاهر کنم که بلد نیستم اهل ته ریش نیستم اما ریشه دارم و ریشه هم همین اعتقادات قلبیم است.
کاش فقط یه بار دیگه اشارتم کنی.





