تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
آخرین نگاه
.: 1389/02/28 :.


باید تحمل کنی اگه که هنوز عاشقترینی

باور کنی که میتونی بازم آسمونو ببینی

به نگاهم دل نبند که چشام واسه تو حرومه

گرمی دستای عاشقم دیگه رو به تمومه



دو سال پیش تو دفتر یادداشتم اینو نوشته بودم و امروز بدجوری دلم گرفته بود و اینو اینجا نوشتم.

بعضا ترانه سراغم میاد که خودمم نمیدونم چرا. هیچوقت این دو بیت رو ادامه ندادم و خوشحالم که اون حس خوب رو با اضافه نویسی خراب نکردم.


The last excitement
.: 1389/02/25 :.

چی میگی پسر؟ استادیوم یه چیز دیگه ست.داد می زنی.هورا می کشی.موج می خوری عین دریا.همه اینا به کنار، فحش میدی آقا فحش! فحش به عالم و آدم! هرچی که دلت می خواد میگی.هیچ کی هم باهات کاری نداره.
آفساید - جعفر پناهی


فیلم آفساید رو نصفه و نیمه دیدم اما این تیکه اش خیلی باحاله. همین جزو ورزشگاه رو خیلی دوس دارم. داد میزنی بدون اینکه کسی چیزی بهت بگه. آخر هیجانه.


ژله و کرم کارامل
.: 1389/02/22 :.

اصولا آدمی هستم که زیاد اهل تنقلات هستم و از وقتی هم که تنها شدم بیشتر به این وجه خوردن و لذت بردن از تنقلات می پردازم این دو تا عکس رو واسه این گذاشتم که بگم دسر خوب درست میکنم. یک طالبی رو خوردم و تو پوستش ژله درست کردم با قطعات طالبی،اون یکی هم یک کرم کارامل خوشمزه با خامه زیاد بود که کلی حال داد. اون لیوان هم آب انار است و هیچ ربطی به پست بسلامتی نداره و فکرهای ناجور نکنید.


این ژله طالبیه:


خب اینم از کرم کارامل خوشمزه :




نوستالژی
.: 1389/02/20 :.

درست همین یک سال پیش جائی بودم که سرنوشتم را عوض کرد. چقدر دلتنگ آن روز زیبا هستم.

این نوستالژی برای دل خودم است. اون روز سبز رو خیلی دوس دارم. تاریخش یادم نبود دیروز یکی از دوستان بهم یادآوری کرد. اما تصویر سبز اون روز تا ابد باهام است. یادش بخیر.


بسلامتی
.: 1389/02/19 :.




سلامتی سه تن ...ناموس ورفیق و وطن سلامتی... سه کس... زندانی و   سرباز و بی کس... سلامتی آزادی...سلامتی زندونی های بی ملاقات

فیلم اعتراض به کارگردانی مسعود کیمیایی


این روزها بدجوری هوای مستی دارم نمیدونم چرا نخورده مستم اما کاش میشد منم بدمستی میکردم تو عالمی که هشیاریش هم جرمه. مستی دوای درده. دیگه کسی به جرم هشیاری کاری به کارت ندارن.

دلم میخواد یه گیلاس پا کنم و داد بزنم به سلامتی آزادی، به سلامتی دیوانگی، به سلامتی صداقت، به سلامتی عشق

آخ نگو عشق که چقدر دورم ازش، اصلن یادم رفته چه شکلیه. اما دروغ چرا یکی رو دوس دارم که اونم دوسم داره. دوسش دارم. اما چرا عاشقش نمیشم تا مالکش بشم. فقط مال خودم بشه.

اعتراف میکنم باید یه روز بدمستی کنم تو این روزگار لعنتی که فقط حکم به هشیاری داده است. اصلا نیمخوام بزرگ بشم بذار همین جوری بچرخم. وای خونه مجردی چه حالی داره وقتی که خودتی و خودت میتونی عریان تو خونه خودت بگردی و کاری به کارت نداشته باشند. میتونی تلویزیون نداشته باشی اما بیشتر لذت دنیا رو بچشی. وای بیخبری بزرگترین لذت دنیاست.

ایهاالناس آگاهی بدبختی میاره غم و غصه میاره.

اعتراف میکنم که باید از اینجا برم آخه اینجا نمیشه یه شیشه دستت بگیری رو از بالای تجریش بیای پائین و مست و پاتیل باشی. آخه میگن مستی جرمه.


امشب می خوام مست بشم  عاشق یک دست بشم 

بدون تو نیست بودم  امشب می خوام مست بشم

یه جون ناقابلی هست بزار فدای تو بشه
بیفته زیر قَدمات  که خاک  پای تو بشه

کهنه شراب،  کهنه شراب امشب  بال و  پرم بده
حرف نگفته  خیلیه جرعت بیشترم بده

امشب می خوام حرف بزنم خنده کنم ، گریه کنم
لطفی کن ای ساقی  و می  چندین برابرم بده


آیه های عاشقانه
.: 1389/02/16 :.


آیه های بارانی

 

سرتاسر خیال من

نقاشیای کاشیاش

سبز میشن و ناز میکنن

مستا شبا تو کوچه هاش

هوای آواز می کنن

 

هوا هر وقت که بارونیست

تو فکر من چراغونیست

پرم از خاطرات تو

همونائی که میدونی

 

مگه یادم میره یک دم

تا هر وقتی که من زنده ام

تو بانی یه مشت شعری

هم الان هم در آینده ام

 

دلم میخواد بیام پیشت

بذارم سر روی دوشت

بگم می میرم از عشقت

برم گم شم تو آغوشت

 

من و تو زیر بارون بود

به جون هم قسم خوردیم

تو چشم هم نگاه کردیم

نگاه کردیم از عشق مردیم

 

سرتاسر خیال من

هزار تا باغ دلگشاست

هزار تا عشق دم بخت

منتظر یه پاگشاست

 

تو سرسراش یه مثنوی

راز و نیاز معنوی

پس تو کجایی ابدی؟

کجای این تیره شبی؟

 

رو آیه های بارونی نوشتم

بسته به تو جونم و سرنوشتم

تو مظهر تحملی تو ماهی

عشق منی برام تو تکیه گاهی

 

سرتاسر خیال من

نقاشیای کاشیاش

سبز میشن و ناز میکنن

مستا شبا تو کوچه هاش

هوای آواز می کنن

 

شمایل جمال تو

قلبمو روشن میکنه

نمیدونی که عشق تو

چه کاری با من میکنه

 

این روزها میخواستم از خیلی چیزها حرف بزنم و بنویسم اما شنیدن این ترانه در این یک ماه و نیم گذشته بدجوری هوائیم کرد تا بیشتر از این آهنگ زیبا بنویسم. از مدتها قبل حس میکردم که امید در آلبوم جدیدش غافلگیرمون خواهد کرد و آیه های بارونی هم دقیقا همین غافلگیری خاص بود. تو این آلبوم که ردپای باران و حضرت عشق و پیروزی به عینه بود اما آیه های بارونی یه چیز دیگه ای بود. لحظه هایی عینی که شاید برای تک تک افراد اتفاق افتاده است. برای یکی شاید بوسه در یک خیابان خلوت برای دیگری قدم زدن روی برفها برای آن دیگری دراز کشیدن روی شنهای ساحل، بهرحال همه جزو عاشقانه هایی بوده که برای هر کسی می تواند اتفاق بیفتد. مسعود امینی در این کار واقعا سنگ تموم گذاشته است.. رفتن، زیر باران قرار گذاشتن، روی برفها قدم زدن و حرف زدن، نشستن رو چمنها و گوش دادن به حرفهای همدیگه، ترک کردن، جدائی همه این صحنه ها صحنه هایی هستند که تو این ترانه متبلور میشوند. کاری به فرم ترانه ندارم با اینکه بعضا به لحاظ وزن و قافیه مشکل داره اما احساس تو این ترانه موج میزنه و این یعنی اینکه ترانه گرفته است. خیلی وقت بود که چنین ترانه با احساسی نشنیده بودم. امید هم مثل همیشه با صدای دلنشینش خیلی زیبا اجرا میکنه. دکلمه اول مسعود امینی به زیبایی کار فوق العاده افزوده البته چند وقت پیش دیدم که تو ویدئوی کار در آخر آهنگ باز مسعود امینی هم دکلمه میکنه که باز زیبا از کار در اومده است.

امید به لحاظ حرفه ای جزو هنرمندان خوب و درجه یک ایرانی است و شاید جزو معدود خوانندگان نسل دوم ایرانی است که ترانه های ماندگاری بیشتری نسبت به بقیه همکاران در خارج و داخل ایران ارائه کرده است. امید با باران و تکیه گاه و حضرت عشق و قلندر و سربلند و مست و مرا بخاطر بسپار و پیروزی به جایگاهی مطمئن در موسیقی پاپ ایرانی رسیده است و از محبوبیت زیادی  بین جوانان و عاشقان پیدا برخوردار شده است. انصافا هم اطلاق لقب صدای جاویدان عشق به امید خیلی بیراه نیست.

به لحاظ مسائل اجتماعی هم جزو هنرمندان پیشرو بوده و همین ترانه با آن آغازین نمادینش یاد آور یه حس خوبی برای همه بود.حسی که با این شروعش داشت برایم وصف کردنی نبود. همیشه قرار نیست به طور مستقیم چیزی را گفت و همین بیت آغازین آیه های بارونی از هزاران تصویر و مقاله موثرتر بود. موسیقی جادوی قلبهاست و مقدسترین هنر هم همین موسیقی است. هیچ چیزی مثل موسیقی دل آدم را به تپش وا نمیداره.


ملاک برتری
.: 1389/02/15 :.

«یاایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبایل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم ان الله علیم خبیر »

(سوره حجرات، آیه 13)

ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن -یعنی از آدم و حوا- آفریده ایم و شما را در قبایل گوناگون قرار داده ایم تا یکدیگر را از هم بازشناسید. اینها ملاک برتری نیست. گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست. خداوند بسیار دانا و بسیار آگاه است.


این آیه را فقط برای این نوشتم تا متهم به چیزی نشوم که خیلیا خودشون لایقش هستند. از نظر من تمامی انسانها برابرند همانگونه که خدایم در کتابش برای بندگانش می فرماید.عرض خاصی نیست.مسلمانی به نماز و روزه و جای مهر بر پیشانی نیست. مسلمان اولش انسان یعنی فرزند آدم و حوا است بعدش مسلمان. جایی که خدا نباشد مسلمانی نیست یادمون نرود.فقط خداوند مطلق قادر است و بس.


توجیه مصالح
.: 1389/02/10 :.

ما میخواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس ممکن است دیروز من یک حرفی زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را. این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زده ام باید روی همان حرف باقی بمانم.


آیت الله خمینی

سخنرانی 20/9/62، صحیفه نور، جلد 18، صفحه 178

 

 

چند روز پیش یک جائی بودم که صحیفه نور هم بود اتفاقی یکی از مجلدها رو برداشتم و ورق زدم و به این جمله چشمم برخورد. توجیه شدم که دیگر نگویم چرا آیت الله خمینی در پاریس و بهشت زهرا آن حرفها رو زد و بعد از پیروزی انقلاب حرفهای دیگری زد. خوشحالم که بعد از سالها به یکی از نکات مبهمی که همیشه برایم سوال بود دست پیدا کردم. فرصت کنم بیشتر از اینها صحیفه نور را خواهم خواند. نکات جالبی دارد.

هیچوقت به حرف کسی اعتماد نکنید فقط خودتان دنبالش بروید و بخوانید و آگاه شوید. این توصیه دکتر شریعتی را آویزه گوشم میکنم که دانستن مردم باعث ترس قدرتمندان است. بیشتر و بیشتر بخوانید تا درست قضاوت کنید.


زخمه باران
.: 1389/02/06 :.

خیلیا میگن آخه بالا رفتن سن و سال هم جشن گرفتن داره که باید این کار رو بکنیم. اما میگم نه اتفاقا تولد رو باید جشن گرفت حتی تنهایی. میشه یه هفته یخچال رو پر کرد و بعد هم یه شب تنهایی به افتخار تولد خودت خالیش کنی. نباید این یه روز رو بد گذروند نباید اخم و تخم کرد. حتی صد ساله هم بشم روز تولدم رو دوس دارم و دلم میخواد که دوستانم بهم تبریک بگن حتی پارتی و مهمونی بگیرم. روز تولد انگار روز عید شخصی و مختص هر کس است که باید جشن گرفت.

28 سالگی برام خوب بود عالی نبود اما خیلی بهتر از سالهای قبلیم بود. دلیلش هم بسیار شخصی است و گفتن نداره اما مطمئنم که هیچوقت غم و غصه سن و سالم رو نمیخورم و برام اهمیتی نداره که چند ساله ام. اگه پاش بیفته همین الان هم از دیوار راست بالا میرم شیطنت میکنم و اگه لازم باشه کت شلوار پوشیده و کراوات میزنم و میرم به یه جلسه مهم کاری.

همین حالا آرزو دارم تو همین شروع 29 سالگی جامپینگ رو امتحان کنم و دوباره مثل چند سال پیش که با پیکان لائی می کشیدم بازم لائی و دستی بکشم. دوس دارم موتور سواری کنم. کلا تو یه سال گذشته هیجان خاصی نداشتم همش اضطراب بود اما الان دنبال هیجانم.

باز هوس گیتار و ترانه کردم تو اولین فرصت یه ساز جدید می گیرم و بازم ترانه میگم و می زنم و می خونم. وقتی که این همه آدم صدام رو شنیدن و گفتن ادامه بدم و ندادم حرصم میگیره که تا کی تنبلی؟ اما تنبلی و تنهائی هم عجب عالمی داره.

راستی آشپزی هم هیجان خاص خودش رو داره چند وقتیه که دارم تنهایی آشپزی میکنم و دسر درست میکنم که خیلی عالیه. راستی ژله انار رو حتما امتحان کنید خیلی عالیه. ببین چیه که من میگم عالیه. منی که عالی گفتن برام سخت ترین کاره و خیلی به ندرت چیزی رو ایده آل می پسندم و میگم عالیه.

ژله کیوی با قطعات میوه طالبی تو پوست طالبی واقعا محشره.

آخ زندگی بدون تلویزیون فوق العاده است. بخصوص ندیدن چرندیات رسانه باصطلاح ملی لذتی فراوان دارد. خب این روزها کم دروغ میشنوم و خیالم خیلی راحته و زندگی راحتی دارم. همین که ریخت و قیافه های دروغگوها رو نمی بینم نعمت بزرگی است که خدا این روزها بهم عنایت کرده است و چقدر ازش شاکرم که این روزها اینگونه آرامم کرده است.

این روزها خیلی راحت دیلیت میکنم و از نه گفتن ابائی ندارم. خیلی راحت خیلی از افراد رو تو فیس بوک خط میزنم و بهشون نه میگم و به هیچ جام هم حسابم نمیکنم. قبل از فوت مادربزرگم درگیر مساله ای بودم که هنوزم هنوزه درگیر این مساله هستم و هنوز نتونستم این معما رو برای خودم حل کنم که چرا خدا بعضی از آدمها را در زمانی پیش روی آدم قرار میدهد؟ چه منظوری دارد؟ چرا یه رفیق 5 ساله که محرم راز هم بودیم به یکباره تو رو احمق خطاب میکنه و میره در حالی که خودش همین گونه 5 سال پیش بهت اعتماد کرده بود اما الان اوضاع برعکس میشه؟ هر کی رو دوس داشته باشی یه چیزی یا یه کسی است که همیشه مانع رسیدن به اون میشه و من اینو به تجربه دیدم اگه کسی ترکم کنه آدم بده قصه من هستم اگه بخوام کسی رو از روی دوست داشتن زیادی ترک کنم تا زندگیش با من خراب نشه باز بجای اینکه آدم خوبه باشم آدم بد قصه میشم. هنوز جواب این سوالها رو نتونستم پیدا کنم. نمیدونم چرا تا وقتی با یکی میگی و میخندی فوری توهم عاشقی ور میداره. چه ایرادی داره همه انسانها (فارغ از هر نوع جنسیت و مذهب و رنگ و نژاد) با هم رفیق باشند و غمخوار روز غم و غصه هم باشند. اما متاسفانه همه میخواهیم به زور نظر و عقیده خودمون رو به طرف مقابل تحمیل کنیم.

یادش بخیر نه سال پیش گواهینامه ام رو دقیقا در روز تولدم گرفتم. یعنی یه سال بعد باید عوض بشه عجب سالهایی رو گذروندم. شش اردیبهشت رو دوس دارم چون روز منه. همون طوری که 26 آوریل رو دوست دارم آخه اینم روز منه.

نه خیر، قرار بود این بار برای دل خودم بنویسم. راستی امروز ششمین سال تولد زخمه به این سبک و سیاق است. زخمه قبلا اسمش ترانه های سوخته بود اما از شش اردیبهشت 83 تصمیم گرفتم به نام زخمه ادامه بدهم و نزدیک شش ماه آرشیو ترانه های سوخته رو پاک کردم. ماههایی که دوست نداشتم دوباره یادآوری کنم. زخمه مثل بچه ام میمونه، اگه 82 ازدواج کرده بودم الان بچه ام همقد زخمه بود. اینجا رو خیلی دوس دارم. دوستان خیلی خوبی پیدا کردم. خیلیا اومدن و رفتن اما هنوز زخمه است و هر از گاهی مثل امروز آئینه من اکبر میشه.

زخمه جان تولدت مبارک. 



پی نوشت:

امسال خیلیا بهم تولدم رو تبریک گفتن از همه دوستانی که با اس ام اس و اینجا و فیس بوک تبریک گفتن سپاسگزارم.

از بابا و مامان و اصغر و ساناز عزیزم ممنونم که تو غربت و این همه دوری هوامو داشتند و یه جورایی تنهام نذاشتند.


روز اردیبهشتی
.: 1389/02/03 :.

چه اسفندها، آه
چه اسفندها دود کردیم
برای تو این روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها،
می رسی از همین راه...


قیصر امین پور


دوم اردیبهشت سالروز میلاد قیصر عزیز بود قیصری که بسیار دوستش می دارم. چقدر خوشبختم که تو اردیبهشت و به فاصله چهار روز بعد از تولد قیصر تولد خودم است این شعر رو خیلی دوس دارم وصف حال خودم و قیصر است.

راستی چرا اردیبهشت یه ماه خاصی است  و این قدر برایم دوست داشتنی است.


© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.