
کمک کنین هلش بدیم، چرخ ستاره پنچره
رو آسمون شهری که ستاره برق خنجره
گلدون سرد و خالی رو بذار کنار پنجره
بلکه با دیدنش یه شب، وا بشه چن تا پنجره
به ما که خسته ایم بگه، خونه باهار کدوم وره؟
تو شهرمون آخ بمیرم، چشم ستاره کور شده
برگ درخت باغمون، زباله ی سپور شده
مسافر امیدمون، رفته از اینجا دور شده
کاش تو فضای چشممون، پیدا بشه یه شاپره
به ما که خسته ایم بگه، خونه باهار کدوم وره؟
کنار تنک ماهی ها، گربه روز نازش میکنن
سنگ سیاه حقه رو، مهر نمازش میکنن
آخر خط که می رسیم، خطو درازش می کنن
آهای فلک که گردنت از همه مون بلن تره
به ما که خسته ایم بگه، خونه باهار کدوم وره؟
عمران صلاحی، تهران، ۲۶/۱۰/۴۸
چقدر این شعر رو دوست دارم، یه سال پیش هم همین ترانه رو اینجا نوشته بودم. تابستان 88 یه ملودی با گیتار زدم و می زدم زیر آواز عجب حال خوبی دارم با این ترانه. عمران همیشه خوب بوده است. تصمیم داشتم عکس بالای وبلاگ رو عوض کنم اما فعلا بنا به دلایلی منصرف شدم.



