
آی گل سرخ و سفیدم کی می آیی
بنفشه برگ بیدم کی می آیی
تو گفتی گل درآید من می آیم
وای گل عالم تموم شد کی می آیی
باورم نمیشه آخه یه ساله که وقتی تو زنگ میزنی این ملودی صداش به گوش میرسه. یادت میاد جان مریم؟
جان مریم چشماتو وا کن ، منو صدا کن
شد هوا سپید ، در اومد خورشید
وقت اون رسید که بریم به صحرا
آی نازنین مریم
جان مریم چشماتو وا کن مگه قرار نبود دوتائی به استقبال خورشید بریم پس چرا تو دیگه چشاتو وا نمیکنی؟ یادت میاد گفتی منم با شماها سبز میشم و با شماها میخونم «شد هوا سپید، در اومد خورشید»؟
باز دوباره صبح شد ، من هنوز بیدارم
کاش می خوابیدم ، تو رو خواب می دیدم
خوشه غم توی دلم زده جوونه دونه به دونه
دل نمی دونه چه کنه با این غم
آی نازنین مریم
خب جان مریم صبح شده و من بیدارم اما تو که دیشب خوابیدی خب چرا؟ مگه قرارمون این بود؟ آره خوشه غم تو دلم جوونه زده، خب تو بگو چیکار کنم با این غم آی جان مریم؟
بیا رسید وقت درو ، مال منی از پیشم نرو
بیا سر کارمون بریم ، درو کنیم گندما رو
بیا بیا نازنین مریم ، نازنین مریم
آی مریم مریم ، ای نازنین مریم
مگه نمیبینی گرمای امرداد رو؟ میگن نگو مرداد آخه مرداد یعنی مرگ و امرداد یعنی زندگی یعنی میخوای بگی وقت درو وقت مرداده؟ جان مریم چشماتو وا کن.
محمد نوری رفت و من موندم و زمزمه مریم نازنین که یه ساله که وقتی کم میارم میخونم «جان مریم چشماتو وا کن ، منو صدا کن». مریمم میگه این یه نشونه است که جان مریم یعنی رفت و من چقدر امروز غمگینم.
دیدی مریم که چه زود امیدوار میشوم و زودتر ناامید میشوم .دیدی که هفته شادیبخش قبلم امروز غصه دار شد.
یاد محمد نوری همیشه در دلهای ما سبز است آخه اون با دل آدمها کار داشت و کسی هم که سر و کار با دل باشه مگه فراموش میشه؟



