آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
مهراوه من
.: 1389/10/24 :.

پر می شوم  ، پر میشوم ، پر می شوم ، پر می شوم….

و که می داند که پر شدن یعنی چه ؟

پر شدن یک انسان خالی یعنی چه؟

بارش بارانی تندر آسا ، صاعقه زن ، با قطره های سرد و  درشت بر کشتزاری تشنه ، زرد و خشک که در کویری سوخته و ساکت عمری در انتظار باران سر به آسمان برداشته است،

چه حادثه ای است؟

که می داند؟

که می داند ؟ که می داند؟

من  می دانم مهراوه !

من می دانم ای باران تند بهاری !

ای ابر باران خیز اسفندی که دامن پر از بهارت را ناگاه بر سرم افشاندی !

ای ابر سفید سبکبال اسفندی که ندانستم از کدامین افق آمدی؟

از کدامین دریا به نیروی آفتاب دوست داشتن بر خواستی

و بر بالای سرم چتر سپید مهر افراشتی

و با ناز انگشتان بارانت آن تک درخت خشک بی برگ و باری که از قلب تافته ی کویری ساکت و سوخته قامت کشیده بود و سر به دوزخ برداشته بود باغش کردی

و در همه ی جنگل های زمین طاق!

من میدانم مهراوه ی من ! من و…. تو نمی دانی و تو نمی توانی دانست

که تو گل نازی که در گلخانه رو ئیده ای

و من می دانم که در طوفان روئیده ام

که سیلی ها خورده ام از باد و تبر ها خورده ام از هیزم شکنان ،

که روئیده کویرم و تنها و تنهای تنها…..

سالها پیش دل من که به عشق ایمان داشت

تا نغمه ی جانبخش تو از دور شنید

اندرین مزرع آفت زده ی شوم حیات

شاخ امیدی کاشت

چشم بر راه تو بودم که تو کی می آیی

بر سر شاخه ی سرسبز امید دل من

که تو کی می خوانی….


معلم شهید دکتر علی شریعتی - هبوط


نمیدونم چند سال پیش اینو تو کتاب هبوط خوندم فقط یادم میاد که اون موقع هیچی نبودم و فقط یه دانشجو بودم که هنوز دنبال چیزهایی میگشت که شاید هیچوقت وجود خارجی نداشته باشند مثل یه عشق ناب، مثل یه غرور کمیاب، اما هر چی بود با این متن فهمیدم که امید را همیشه در خودم زنده نگه دارم و شب و روز در پی مهراوه خویش باشم، بعضا نمائی دور از اون مهراوه ای را که در ذهنم ساخته بودم را دیدم اما هیچگاه خودش را پیدا نکردم و امید دارم که یه روز و یه جایی که خودم انتظارش را ندارم با چشمانش میخکوبم خواهد کرد و خواهد گفت که مهراوه من این دختر آفتاب به سراغ من بارانی آمده است.
قرار نیست همیشه نق و نوق کنیم کمی شاعر شدن هم بد نیست در روزگاری که تلخی حادثه های زشت بر زندگیمان سایه افکنده است.

نکته: عکس بالایی شاهکار خودمه که با گوشی سونی اریکسون w700 انداختم که مربوط به گردنه قوشچی میشه و فکر میکنم مال سه سال پیش است، تو گوگل عکس خوب پیدا نمیکنم مجبورم از آرشیو خودم خرج کنم.

© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.