آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
مداد رنگی
.: 1390/05/22 :.
از خودم می پرسم  عشق چه رنگیه با صدای بلند داد می زنم :
عشق به رنگ آبی دریاست؛ به آدم آرامش میده
عشق به رنگ سفیدی برفاست؛ پاک و معصوم
عشق به رنگ سبز چمنزار است؛ باهاش حس میکنی خوشبختی
عشق به رنگ سرخی گل سرخ است؛ آتشین و گرم
عشق به رنگ سیاهی شب است؛ باشکوه و تموم نشدنی
عشق به رنگ نقره ای هست؛ درخشان و گیرا مثل آینه
عشق به رنگ طلاست؛ نایاب و کم پیدا
عشق به رنگ چشمان عسلی توست؛ که تو بساط هیچ نقاشی پیدا نیست
عشق به رنگ دل هست؛ به رنگی که دیدنی نیست بلکه حس کردنی هست
(از سخنان بی نهایت گهربار بنده ( حال کن این همه اعتماد به نفس رو ) در خواب و بیداری!!!)

آب  خطرناکه
.: 1390/05/12 :.


گیتارم میگه: یه وقت نری آب بازی ها خطرناکه، دین و ایمون ملت رو به باد میدی. اما رفتی چاقو کشی و تجاوز گروهی و این حرفا خیالی نیست همه جا امن و امانه .

میگم: خب یعنی چیکار کنیم؟ 
میگه: یعنی همین که شنفتی بیخیال آب بازی و این وجفنگ بازیا باش. خوبیت نداره. امنیت ملی رو به خطر ننداز. علما ناراحت میشن. خون بریز اما آب نریز. آب خطرناکه عزیزم

میگم:چشم

میگه: این سوریه هم واسه خودش یه فلسطینی ها

میگم: چطور؟
میگه: هیچی مگه ندیدی استکبار جهانی تانکهاش رو فرستاده و مردم سوریه رو قلع و قمع کرده و بشار اسد هم خیلی ناراحت بود
میگم: چرا شعر میگی؟ کدوم استکبار کدوم فتنه؟ خودشون زدن و ملت رو کشتن.
میگه: نشنوم از این حرفا بزنی ها علما ناراحت میشن. سوریه کشور برادر است

میگم:خوبه کشور خواهر نیست والا علما چی میگفتن؟
میگه:انگار کله ات بوی قرمه سبزی میده ها؟
میگم: آخ جون قورمه سبزی. منم میخوام
میگه: کوفت
میگم:من کوفته میخوام
.

.

.

.

و این مکالمه بی نتیجه من با گیتارم تا صبح ادامه داشت.


آه اگر آزادی ...
.: 1390/05/06 :.


آه اگر آزادی سرودی می خواند کوچک

همچون گلوگاه ِ پرنده یی،

هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جای نمی ماند.

سالیان ِ بسیار نمی بایست دریافتن را


که هر ویرانه نشانی از غیاب ِ انسانی ست

که حضور ِ انسان

آبادانی است.

همچون زخمی

همه عُمر

خونابه چکنده


همچون زخمی

 همه عُمر

به دردی خشک تپنده،


به نعره یی

چشم بر جهان گشوده


به نفرتی

از خود شونده،-

غیاب ِ بزرگ چنین بود

سرگذشت ِ ویرانه چنین بود.

آه اگر آزادی سرودی می خواند


کوچک


       کوچک تر حتا


                        از گلوگاه ِ یک پرنده! 


احمد شاملوی بزرگ


مردی از تبار وطن
.: 1390/05/04 :.


تا چند وقت دیگر سالگرد کودتای 28 مرداد است. من نمیتوانم علاقه ام را به دکتر مصدق و دکتر فاطمی پنهان کنم .این چند خط پائین عمق کینه دشمنان این سرزمین به مردی از تبار وطن است. کینه ای که فقط با شهید کردن دکتر فاطمی آرام گرفت. امید که روحش شاد و یادش گرامی


پس از پیروزی کودتا 28 مرداد رژیم بیشتر از هرکس به دنبال دکتر فاطمی بود.
چرچیل طی نامه محرمانه ای به تاریخ 30 سپتامبر 1953 از شاه می‌خواهد حال که مصدق در کودتا کشته نشده است از اعدام اوصرف نظر کند، اما در باره دکتر فاطمی چنین می‌نویسد: برای فاطمی بهترین جواب اعدام است تا زمانی که این افراد زنده و در ایران هستند امکان ضد کودتا وجود دارد...
(استخراج از سند شماره اف او371/104584)

سر دنیس رایت سفیر بازگشته انگلیس به تیمور بختیار چنین می‌گوید: در نخستین فرصت مشتی به دهان او بکوب تا بداند هیبت امپراطوری بازی کردنی نیست!

شاه در ملاقات با کرومیت روزولت مامور سیا و عامل کودتای 28مرداد جنین می‌گوید: من تاج وتختم را مدیون خدا، ملتم، ارتشم و شخص شما هستم...و درباره نحوه برخورد با مصدق و یارانش برای مصدق 3 سال و برای ریاحی 2 سال زندان در نظر می‌گیرد و در ادامه چنین می‌گوید: فقط یک استثنا وجود دارد و او دکتر حسین فاطمی است... او پس از دستگیری اعدام خواهد شد.


© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.