ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
کدوم یلدا؟؟!!!
.: 1390/09/30 :.


نمیدونم چرا یادیلدا میفتم یادم میاد که خیلی وقته که یه چله درست و حسابی نداشتم. از 5 سال پیش یه جورایی همیشه شب چله نبودم. امسال هم پائیز واقعا مزخرف ترین فصل سال بود مث زمستان سال قبل که واقعا حالم ازش بهم میخوره.

نمی خوام آه و ناله کنم اما واقعا با کدامین امید باید پای دانه دان های انار نشست یا هندوانه قاچ کرد و حافظ خوانی کرد وقتی که خیلیا در حسرت نان شبشان هستند و نمیدانند در این اوضاع خراب چگونه زندگی سر کنند.

نمیدانم شاید برای یلدا یه دل شاد میخواد که من مدتهاست که با هیچ بهانه ای شاد نمیشوم. میخندم اما این خندیدنم از برای اینه که دیگه اشکی برام نمونده تا گریه کنم و زار بزنم.

بی خیال

امسال هم مث سال گذشته تصمیم گرفتم به غیر از نزدیکترین دوستان و بابا و مامان و خواهر و برادر به کسی چله را تبریک نگنو همین هم است

چله تون شاد باد


یه جمعه آبی
.: 1390/09/18 :.


امروز از اون روزهای جمعه است که خیلی دوسش داشتم و دارم. 18 آذر 90 رو برای همیشه ثبت میکنم. اون از صبحش که برام بهترین و دلنشین ترین لحظه رو رقم زد و فهمیدم که جسارت و دیوانگیم تمامی ندارد. خدایا ازت سپاسگزارم.
بعد از ظهر هم که با بروبچه های سپاس تو نمایشگاه تابلوهای نقاشی خانوم پروانه سپهری  و دیدن بچه ها بعد از چند وقت خیلی خوب بود. بعد از مدتها صدای دوست عزیز رو شنیدم که واقعا خوشحالم کرد. اما سورپرایز اصلی برد قاطعانه و عایل استقلال بود. وای دلم نمیاد سر بسر پرسپولیسیا بذارم اما آخر و عاقبت تیمی که مدیر عامل و مدیر فنی و مربی دستمال کش آخر همین میشه.



واقعا بعد از مدتها از ته دلم خوشحالم. بخصوص از حادثه صبح که بی نظیر بود برام. اما بردن پرسپولیس با سه گل هم واقعا عالی بود. خیلی حال کردم حال این استیلی موزمار اینجوری گرفته شد. هیچوقت یادم نمیره که خرداد 88 چطور تو مصلی خودش رو تام و جری میداد تا اینی که الان رئیس جمهوره، رئیس جمهور بشه یا اون پروین ملقب به علی دمبه که چجوری واسه دیدن این رئیس جمهور و مشائی اش، خودش رو به آب و آنیش میزد و آخرش هم دید و تو هیات مدیره راهش دادند. از مدیر عاملش هم که نگو حال آدم رو بهم میزنه که عکس سردارا رو پیرهن تیم میزنه تا بیشتر بگیره و به جیب بزنه. کلا از لنگی صفتها بدم میاد. خوشحالم که آبیهای عزیز اینا رو با آبکش یکی کردند آی حال داد آی حال داد.

راستی جای ناصر خان واقعا خالی بود تا به این دستمالها، مردانگی و مرد بودن رو یاد بده. واقعا جاش خالی بود.


16 آذر
.: 1390/09/16 :.
سرخی دیوار آذر،رنگ شده با خون آذر
آواز بیداد و ستم، نشسته در رقص خنجر

زردی این پائیز سرد، سرخ شده با خون آذر
میرغضب خونه به دوش، شکسته به پای قلندر

یه عمریه که سکوت با لبای آذر غریبه

یه عمر خواب آسودن با شبای آذر غریبه


درود بر سه آذر اهورایی و درود بر همه دانشجویانی که دربند هستند فقط به جرم اینکه زیادی میدانند و همیشه در این  سرزمین "دانستن" جرم بزرگی ایست و چه ناخواسته همه حاکمان این سرزمین به وصیت آغا محمد خان قاجار پایبند هستند :" اگر میخواهی در ایران حکومت کنی مردم را بی سواد و گرسنه نگه دار" چقدر همه شبیه آغا محمد خان قاجار هستند.

روز دانشجو بر همه دانشجویان مبارک نباد، تسلیت باد که وقتی هنوز هزاران دانشجوی دربند داریم.


کوچه
.: 1390/09/14 :.
امروز دلم میخواست سر کوچه ای بودم که داخلش مردی بود که "تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نشد" و میزدم زیر آواز و براش میخوندم:

کوچه لره سو سپمیشم
یار گلنده توز اولماسین
ائله گلسین بئله گئتسین
آرامیزدا سؤز اولماسین
ساماوارا اوت سالمیشام
ایستکنه قت سالمیشام
یاریم گئدیپ تک قالمیشام
نه عزیزدیر یارین جانی
نه شیرین دیر یارین جانی

تسلیت باد این روزگار بر همه حسینیان و همه زینبیان. حسین فارغ از گریه و تسلیت ماست. خودمون..... بی خیال. من یه اشارت کردم و جمله عالم را بخوان
بخوان این حکایت درد را
بخوان

به قول معلم شهیدمون دکتر شریعتی:
"در عجب ام از مردمی که،
خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند،
و بر حسینی میگریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد"


نام
.: 1390/09/09 :.

مرا به نام کوچکم صدا کن

آنجا که "من"

تمام می شوم

"راه"

آغاز می شود!


اکبــــــــــــــــــــر


سطح اندیشه
.: 1390/09/09 :.
خدایا!
اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاور که
زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بارو پلید شبه آدمهای اندک را متوجه شوم
 
دکتر علی شریعتی


حلالم کن
.: 1390/09/03 :.

قراره تو یه فعالیت فرهنگی مشارکت کنم. اولش خیلی خوب استقبال کردم با توجه به زمینه مورد علاقه ام این روزها ترانه ها و شعر های زیادی میشنوم اما بنا به دلایلی از این فعالیت منصرف شدم  و تصمیم گرفتم خودم رو برای یه کار دیگه ای آماده کنم. اما این ترانه بدجوری این روزا حالم رو خوب کرده است. اونقدر که تو فیسبوک و جی پلاس هستم اینجا بودم و مینوشتم خیلی عالی میشدد اما اینجا نمیشه بدون سانسور نوشت. اینجا مخاطب زیادی دارم وقتی کنتور وبلاگم رو میبینم که روزی چهارصد تا پانصد تا بازدید کننده داره میترسم هر چی به ذهنم برسه رو بنویسم.


حلالم کن به خونی که
غروب ازخاک میجوشه
حلالم کن به نوزادی
که شیر از تیر مینوشه

مگه میشه کنارت موند
هنوزم عشق بد حاله
صبوری هم کم آورده
خود شمشیر میناله

حلالم کن غریبونه
توی این دل پر خونه
حلالم کن غریبی که
برات دل کندن آسونه

حلالم کن به زخمایی
که لب واکرده میخنده
حلالم کن به عشقی که
به چشمای تو پابنده

حلالم کن..حلالم کن
حلالم کن..حلالم کن


© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.