پودر سفید کننده دندان پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
به یاد اسیران «استاد شهریار»
.: 1388/10/08 :.
محرم آمد و آفاق مات و محزون شد
غبار محنت ایام تاب گردون شد
 
به جامه هاى سیه کودکان کو دیدم
دلم به یاد اسیران کربلا خون شد
 
از این مبارزه بشکفت خاندان على
چنانکه نسل پلید امیه مرهون شد
 
بنى امیه و آن دستگاه فرعونى
همان فسانه فرعون و گنج قارون شد
 
ولى حسین علمدار عشق و آزادى
لقب گرفت و شهنشاه ربع مسکون شد
 
چون نیک مى نگرى زنده آن شهیدانند
وگرنه هر بشرى زاد و مرد و مدفون شد
 
کنون مقابل ایشان بود زیارتگاه
کدام زنده به این افتخار مقرون شد
 
سر و تنى که رسول خدایش مى بوسید
به زیر سمّ ستوران خداى من چون شد
 
به خیمه گاه امامت چنان زدند آتش
که آهوان حرم سر به دشت و هامون شد
 
رسید نوبت زینب که شیرزاد علیست
جهان به حیرت از این سربلند خاتون شد
 
به دوش پرچم آتش گرفته اسلام
به کاخ ابن زیاد و یزید ملعون شد
 
حسین غافله با خود نبرد بى تدبیر
که غرق حکمت او فکرت فلاطون شد
 
تو شهریار به مضمون بلند دار سخن
هرآن سخن که جهانگیر شدبه مضمون شد

استاد شهریار


پ. ن: هر کاری میکنم که بنویسم نمیتونم و خدایا شکر میکنم که هنوز شعر نمرده است و خدایا شکرتر که شهریار شاعرتر از من و بقیه بوده است و این غزل زیبا رو بسیار زیبا گفته است چقدر این غزل به حال و روز امروز من می خورد.


یه صنوبر «داود ناقور»
.: 1388/10/05 :.
یه صنوبر لب یک آب
قد کشیده  قد آفتاب

روی پاهاش بوسه ماه
روی شونش سر مهتاب

چند تا قمری هراسون
بودن از طوفان گریزون

توی قلبش خونه کردن
شد صنوبر جون پناشون

باد نامرد بی امون بود
قمریا هم تشنشون بود

برای چیکه آبی
به صنوبر چشمشون بود

دید که  برکه رفته تو خواب
شاخه اش و زد به دل آب

چند تا قطره روی یک برگ
واسه قمری آی بی تاب

یهو پیچید باد ولگرد
دور شاخه مثل یک درد

شاخه می شکست و انگار
از تن افتاد دست یک مرد

همه شاخه ها شدند خرد
قامتش هم تاب نیاورد

رو زمین شکست و  طوفان
قمری ها رو با خودش برد

یکی داد و یکی بیداد
قصه شونم نرفته از یاد

بوده مردی از صنوبر
بود نامردی ام از باد


داود ناقور

پ.ن: دیروز به دلیل عدم دسترسی به اینترنت نتونستم مطلبی بذارم این ترانه زیبا هم به خاطر روز تاسوعا تقدیم به خدای احساس، حضرت عباس.


داغ جوان «ایرج میرزا»
.: 1388/10/03 :.
رسم است هر که داغ جوان دید، دوستان
رأفت برند حالت آن داغ‌دیده را
یک‌ دوست زیر بازوی او گیرد از وفا
و آن یک ز چهره پاک کند اشک دیده را
القصه هرکسی به طریقی ز روی مهر
تسکین دهد مصیبتِ بر وی رسیده را
آیا که داد تسلیتِ خاطرِ حسین
چون دید نعشِ اکبرِ در خون طپیده را؟
آیا که غمگساری و انده‌بری نمود
لیلای داغ‌دیده و زحمت‌کشیده را؟
بعد از پسر دل پدر آماج تیر شد
آتش زدند لانه مرغِ پریده را

 ایرج میرزا



پ.ن : تعجب نکنید ایرج میرزا کم شعر برای واقعه کربلا نگفته است اما این یکی رو من بیشتر از بقیه دوست دارم و دوسش دارم. یه جورایی زیادی برای من خودمانی است و چقدر سعادت خوبی دارم که هم اسم با جوان اول کربلا هستم و این خوشبختی بزرگی است و دوستش دارم. این روزها همه کسانی که اسمهای عاشورایی دارند از همه خوشبخت ترند، حسین، زینب، اکبر، اصغر، حبیب، رقیه، سجاد، عباس، ابوالفضل و .....

خوش به سعادت همگی.

یه زمونی سروده بودم:


الله اکبر آهنگ شب ماست
یا حسین یا حسین ورد لب ماست

با شبای بدر و خیبر خفته ایم
با باکری یا حسین گفته ایم


حیف که نمیشه همشو منتشر کنم اما این بیتش رو خیلی دوس دارم.



گریه کن
.: 1388/10/02 :.

«ازدیده به جای اشک خون می آید

دل خون شده، از دیده یرون می آید

دل خون شد از این غصه که قصه عشق

می دید که آهنگ جنون می آید»

«دکتر علی شریعتی»

 

گریه کن بر این غریبی

واسه چشم تر بی بی

روانه شو ای اشک من

در غم پسر بی بی

 

" مادرم غریبی چه سخته

وقتی که تک و تنها هستم

به چشمای تر دخترم

چه سخته که چشمامو بستم

 

دلم گرفته از این زمین

هوای آسمونُ دارم

بیا و بازدستامو بگیر

هوای آقاجونُ دارم"

 

گریه کن ای دل صادق

برای غربت عاشق

اشک بریز ای من بی کس

بر سر بغض شقایق

 

ببار ای ابر ترانه

جاری تر شو ای اشک غم

روضه بخوان ای پوپکم

گریه کن بر غم خاتم

 

" خواهرم ساعت رفتنه

موعد از هم دل کندنه

واسه وداعم گریه نکن

این سفر سرنوشت منه

 

داره غربتم به سر میاد

میرم که خیلی منتظرم

از نامردمیها خسته ام  

باید از این غمکده برم"

 

گریه کن گریه کن بر عشق

بر غم و ماتم مولا

گریه کن گریه کن بر خون

برای نوگل زهرا


اکبر یارمحمدی



پ.ن: این بار ترانه ای رو که سه سال پیش نوشته بودم رو اینجا میارم البته سه ماه پیش نیز یکی دیگه نوشته بودم اما خب نمیشه منتشرش کرد.

 


نوحه خوان «عمران صلاحی»
.: 1388/10/01 :.
بادها
نوحه‌خوان
بیدها
دسته زنجیرزن
لاله‌ها
سینه‌زنانِ حرمِ باغچه
*
بادها
در جنون
بیدها
واژگون
لاله‌ها
غرق خون
*
خیمه خورشید سوخت
برگ‌ها
گریه‌کنان ریختند
آسمان
کرده به تن پیرهن تعزیه
طبل عزا را بنواز ای فلک...


عمران صلاحی


پ.ن:

با اینکه این روزها از حال خودم غریبم ولی باز مینویسم.

باز هم «رسول نجفیان»
.: 1388/09/30 :.

باز هم ذوالجناح می آید
تک و تنها ز سوی دشت نبرد
بر تنش تیرها نشسته فزون
بی خبر از خود و ز خود دلخون
می کشد شیهه از گلو بیرون
اسب مردان همیشه در آخر
بی سوار از نبرد می آید

رسول نجفیان


پی نوشت: گفتم که هنوز عاشورایی هستم این روزها و تا عاشورا این روند ادامه دارد.


با هزار حنجره سبز از عشق«افشین سرفراز»
.: 1388/09/29 :.

آن سوی مرزهای از خود گذشتن
از کوچه های مهبط وحی
برخاک خاستگاه کبیر می گذشتند
با صلابت کوهی در گامهایشان
با قواره ی دستها
تا نهایت معراج
که خروش عاصی دریاها بود
و
حضور آذرخش بر سینه ی شب
با صداقت هزار آینه
با هزار حنجره
- سبز از عشق -
روشن تر از آفتاب
می خواندند:
«درخت را برای جنگل می خواهیم و شقایق را،
برای تغزل سرودی سرخ
در گوشهای سنگی کوه»
شکفته برلب سرود فتح
هجوم سنگپاره
و آخته خنجر خونین خصم را
تاب آوردند
بی آن که بخواهند
حتی
گلی
با نامشان بروید
آری!
مظلومانه سوختند
فرو افتادند
تا با یاد نامشان
هر شام
ستاره ای بدرخشید


افشین سرفراز


پی نوشت: گفتم که هنوز زبان شعر نمرده است در این شبهای مقدس باید یادی از شهدای این سرزمین مقدس کرد چه اونهایی که سالها پیش رفتند و چه اونها که .... هنوز عاشقانه رفتند ببخشید که نمیشه بیشتر از این گفت.


خوشا از نی «قیصر امین پور»
.: 1388/09/28 :.
خوشا از دل نم اشکی فشاندن
به آبی آتش دل را نشاندن
خوشا زان عشقبازان یاد کردن
زبان را زخمه فریاد کردن
خوشا از نی، خوشا از سر سرودن
خوشا نی‌نامه‌ای دیگر سرودن
نوای نی‌، نوایی آتشین است
بگو از سر بگیرد، دل‌نشین است
نوای نی نوای بی‌نوایی‌ست
هوای ناله‌هایش نینوایی‌ست
نوای نی دوای هر دل تنگ
شفای خواب گل، بیماری سنگ
قلم تصویر جانکاهی‌ست از نی
علم تمثیل کوتاهی‌ست از نی
خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سرِ او را به خط نی رقم زد
دل نی ناله‌ها دارد از آن روز
از آن روز است نی را ناله پرسوز
چه رفت آن روز در اندیشه نی
که این‌سان شد پریشان بیشه نی؟
سری سرمست شور و بی‌قراری
چو مجنون در هوای نی‌سواری
پر از عشق نیستان سینه او
غم غربت غم دیرینه او
غم نی بند بند پیکر اوست
هوای آن نیستان در سر اوست
دلش را با غریبی، آشنایی‌ست
به هم اعضای او، وصل از جدایی‌ست
سرش بر نی، تنش در قعر گودال
ادب را گه الف گردیده، گه دال
ره نی پیچ و خم بسیار دارد
نوایش زیر و بم بسیار دارد
سری بر نیزه‌ای، منزل به منزل
به همراهش هزاران کاروان دل
چگونه پا ز گل بردارد اشتر
که با خود باری از سر دارد اشتر؟
گران باری به محمل بود بر نی
نه از سر، باری از دل بود بر نی
چو از جان پیش پای عشق سر داد
سرش بر نی نوای عشق سر داد
به روی نیزه و شیرین زبانی!
عجب نبود ز نی شکر فشانی
اگر نی پرده‌ای دیگر بخواند
نیستان را به آتش می‌کشاند
سزد گر چشم‌ها در خون نشینند
چو دریا را به روی نیزه بینند
شگفتا بی‌سر و سامانی عشق!
به روی نیزه سرگردانی عشق!
ز دست عشق در عالم هیاهوست
تمام فتنه‌ها زیر سر اوست

قیصر امین پور


پی نوشت: سعی میکنم به قولم عمل کنم و هر روز عاشورایی باشم. این شعر قیصر فوق العاده است. مطمئنا شعرهای نابی رو انتخاب خواهم کرد که کمتر شنیده شده اند.


هوای نینوا «استاد شهریار»
.: 1388/09/27 :.
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین

میبرد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش روراه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بسکه محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی ‌داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا بجائی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب
ورنه این بی ‌حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران ، ‌پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به تاج زین نهاده راه ‌پیمای عراق
می ‌نمید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی‌ وفا دارد حسین

دشمنانش بی‌ امان و دوستانش بی ‌وفا
با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می ‌کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می ‌بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی ‌حیا دارد حسین

بعد ازینش صحنه ‌ها و پرده ‌ها اشکست و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ‌ئی
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین

دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم بلب دیدم دعا دارد حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ‌ریا دارد حسین


استاد شهریار


پی نوشت: فعلا که به سکوت دچارم ولی خب زبان شعر را که از ما نگرفتند سعی میکنم تا عاشورا هر روز یک مطلب عاشورایی نقل کنم.


هوای گریه
.: 1388/09/10 :.



هوای گریه

دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من

گر از قفس گریزم، کجا روم کجا من؟
کجا روم، که راهی به گلشنی ندانم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا، من
نه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هر آنکه او دور، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک، از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من
ز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟
که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟
ستاره ها نهفتم در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست! هوای گریه با من …

سیمین بهبهانی


این غزل خانم بهبهانی رو بسیار دوس دارم و حتی با صدای همایون شجریان بیشتر می پسندم انصافا هم همایون فوق العاده اجراش کرده است با اینکه به سبک آقای گلپا بیشتر علاقه مندم اما کارهای همایون رو هم دنبال می کنم و از شنیدن صداش لذت می برم و این کارش هم به نظرم بهترین کارش است البته موقع اجرا این غزل قلع و قمع شده است ولی با این همه سیمین بهبهانی در زمانه ما یک نعمتی است که شنیدنش لذت فراوانی دارد.

بعضی از دوستان ازم گله میکنند که چرا ترانه نمینویسم، باید بگم که این روزها هوای ترانه هایم بسیار تلخ است و نمیشه زیاد تو وبلاگ گذاشت. این روزها کم می نویسم اما بهانه ای دست کسی ندهم با اینکه همیشه نوشتن رو دوس داشتم و دارم اما فعلا تا زمانی که به اهداف اولیه نرسم بهش فکر نمیکنم طرح یک فیلمنامه یک داستان بلند، چندین مورد شعر و ... اینها در ذهنم هستند اما چه کنم که به وبلاگ و ترانه معتادم و نمیتونم ترکش کنم.

در مورد طنز نوشتن هم که قولش رو دادم حتما خواهیم نوشت این جناب داش قیصر که تو تنبلی به حسن کچل سور زده است چهار صفحه با یه خط بد دستم داده که تایپش کار حضرت فیله ولی اگه خدا بخواد اگه تموم شد حتما اینجا میذارم.





<< 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>
© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.