شامپو رفع سفیدی مو شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
۱۱۵ فیلم ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲!
مجموعه ای از جذاب ترین و پرفروشترین
فیلمهای روز دنیا!هر فیلم 135 تومان!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
مردی از تبار وطن
.: 1390/05/04 :.


تا چند وقت دیگر سالگرد کودتای 28 مرداد است. من نمیتوانم علاقه ام را به دکتر مصدق و دکتر فاطمی پنهان کنم .این چند خط پائین عمق کینه دشمنان این سرزمین به مردی از تبار وطن است. کینه ای که فقط با شهید کردن دکتر فاطمی آرام گرفت. امید که روحش شاد و یادش گرامی


پس از پیروزی کودتا 28 مرداد رژیم بیشتر از هرکس به دنبال دکتر فاطمی بود.
چرچیل طی نامه محرمانه ای به تاریخ 30 سپتامبر 1953 از شاه می‌خواهد حال که مصدق در کودتا کشته نشده است از اعدام اوصرف نظر کند، اما در باره دکتر فاطمی چنین می‌نویسد: برای فاطمی بهترین جواب اعدام است تا زمانی که این افراد زنده و در ایران هستند امکان ضد کودتا وجود دارد...
(استخراج از سند شماره اف او371/104584)

سر دنیس رایت سفیر بازگشته انگلیس به تیمور بختیار چنین می‌گوید: در نخستین فرصت مشتی به دهان او بکوب تا بداند هیبت امپراطوری بازی کردنی نیست!

شاه در ملاقات با کرومیت روزولت مامور سیا و عامل کودتای 28مرداد جنین می‌گوید: من تاج وتختم را مدیون خدا، ملتم، ارتشم و شخص شما هستم...و درباره نحوه برخورد با مصدق و یارانش برای مصدق 3 سال و برای ریاحی 2 سال زندان در نظر می‌گیرد و در ادامه چنین می‌گوید: فقط یک استثنا وجود دارد و او دکتر حسین فاطمی است... او پس از دستگیری اعدام خواهد شد.


برای پگاه خوبمان
.: 1390/04/25 :.

پگاه آهنگرانی


دوشنبه مث این چند وقته که به خاله مژگان زیاد زنگ میزدم و حالش رو میپرسیدم و پیگیر برنامه اکران دسته جمعی "ورود آقایان ممنوع" بودم زنگ زدم، گفت یه سر بیا دفتر گفتم سعی میکنم که بیام. اما نتونستم شرکت رو دودره کنم و برم و باز تماس گرفتم و عذرخواهی کردم اما یه باره یه چیزی گفت که دلم هوری ریخت: دیشب ریختن پگاه رو گرفتن. صداش بغض آلود بود. بهم سفارش کرد فعلا به کسی چیزی نگم. فرداش همه منتظر پگاه و بقیه بودند تو پردیس ملت اما پگاه نیومد من میدونستم چرا نیومد.
پگاه دوست و همراه خوبمون رو گرفته بودند یا نه ناپدید شده بود و تو جمع بچه ها گفتیم و کسی باور نداشت آخه پگاه که کاری نکرده بود چرا باید بگیرنش. تا اینکه چهارشنبه خبرش همه جا پیچید.
پگاه رو از سال 84 از همون انتخابات کذایی میشناختم. تا اینکه سال 88 بیشتر و از نزدکی باهاش آشنا شدم با اینکه قول داده بود که اون زمان تو برنامه ما نسل سومیها حضور داشته باشه اما باز دوست خوبی بود.
چند بار تو دفتر مادرش دیده بودم. دختری ساده و راحت و مودب که حجب خاصی داشت. نمیدونم الان چی میکشی دختری با کفشهای کتانی. این روزها همه به یادت هستند.
یادت میاد قرار بود واسه اسطوره ناصر خان حجازی فیلم مستند بسازیم و هر دفعه که میخواستیم قرار بذاریم نمیشد تا اینکه خبر اومد که ناصر خان هم رفت و این حسرت برای ابد واسه من و تو موند.
روزی که دی وی دی ده نمکی ها رو خاله بهم داد و نگاه کردم بهش گفتم که این خطری ها. این فیلم این چماقدار رو بدجوری رسوا میکنه اما تو عین خیالت نبود.
امشب بعد از مدتها هوس زندان زنان رو کردم و نگاه میکردم و یادم اومد که اون زمان سنی نداشتی اما چه خوب سه نقش رو درآوردی. راستی ویولن سلت رو همرات آوردن یا نه؟ نکنه اونو تنها گذاشتن؟
پگاه تو که چیزی نمیخواستی، آرزوهات هم بزرگ نبودند فطق میخواستی کتابهایی رو بخونی و فیلمهایی رو ببینی که دوسشون داری مگه نه؟ خیلیاشون رو ما هم دوس داریم اما نمیتونیم ببینیم و بخونیمشون.
تو که جرمی مرتکب نشدی. نکنه دارن تلافی شکست اخراجیهاشون رو از تو درمیارن؟ میدونم که اینطوریه. والا چماقدار همیشه چماقدار است یه روز اسلحه چماقشه یه روز دیگه قلم یه روز دیگه دوربین. چقد خاله میگفت با اینا در نیوفت اما کو گوش شنوا. ایرادی نداره این مربوط به نسل ماست که نمیتونه نفهم باشه. نمیتونه ساکت بشینه. کار ما زیر سوال بردن همه ایناست.
هر روز به مادرت زنگ میزنم که ازش بشنوم که بگه پگاه برگشت اما هر روز صداش گرفته تر میشه به خاطر مادرت بخاطر ما بخاطر همه کسانی که دوستت دارند زود برگرد.


ناصر خان مرد بود
.: 1390/03/02 :.


ناصر حجازی : «به من می‌گویند عصبانی نشوم، مگر بی‌غیرتم وقتی درد و مشکلات مردم را به چشم می‌بینم، با بی‌تفاوتی از کنار آن بگذرم. آمده‌اند و یارانه‌ها را قالب کرده‌اند. زندگی مردم بهتر نشده که بدتر هم شده‌است. دولت می‌گوید چهل هزار تومان در ماه به مردم کمک می‌کنیم، مگر مردم گدا هستند؟ مردم ایران روی گنج خوابیده‌اند. دولت حق ندارد به مردم کمک کند، دولت باید کار کند.»
امروز دوم خرداد بود. روز یکه تو تاریخ ما یه روز خاص بود اما در سال نود دوم خرداد خاصتر شد و اسطوره هم هم رفت. یه بار تو فیس بوک نوشتم که پدرامون میگفتند اون زمون که ما جوون بودیم یه پهلوون بود که اسمش غلامرضا تختی بود. همیشه حسرت داشتم که ما میخواهیم به بچه ها مون چی بگیم. اما الان خیلی راحت میتونیم به بچه هامون تو آینده بگیم اون زمون که ما جوون بودیم یکی بود «مرد» بود و اسمش ناصرخان حجازی بود.
امروز سر کارم همش اشک ریختم و یکی از همکاران میگفت آخه چرا؟ همش میگفتم نوجوونی من با ناصر خان گره خورده بود. خودم رو مث ناصرخان میدیدم مغرور و رک و یه دنده و صریح. چقدر الان جاش خالی است. همان جملات بالا رو که از ناصرخان رو آوردم نشان دهنده همان شجاعت بی نظیرش میباشد.
ناصر خان از همه کسانی که ادعای سبز بودن داشتند سبزتر بود و این سبز بودن رو نه به ادعا که با کلامش و عملش انجام میداد. ناصرخان با مردم بود و با مردم ماند و با مردم هم رفت. مطمئنا ناصرخان اسطوره ای جاودانی در تمامی عرصه های ایران و ایرانی خواهد ماند به دلیل اینکه در برابر سردمداران زر و زور و تزویر سر خم فرود نیاورد.
ناصر خان همیشه همیشه سبز و زنده خواهد ماند زیرا که در سخت ترین لحظات در کنار مردمی ماند که باورش داشتند و دل در طلب قدرتمداران نداشت و مردمی ماند.
ناصر خان تا ابد دوستت دارم


خون ایرانی
.: 1390/01/15 :.



خون سیاوش

 

با صدای معین

 

 

وای اگه خون سیاوش دامن شبو بگیره

اگه باز به زخم رستم سهراب قصه بمیره

 

وای اگه درفش کاوه بشه باز خنجرضحاک

اگه باز از تخت جمشید خسرویی بی افته رو خاک

 

وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه

وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه

 

دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه

واسه بچه های البرز چه کسی قصه میخونه

 

کاشکی از بغض دماوند خون نشه قلب ستاره

کاش نیاد روزی که مهتاب توی کوچه پا نزاره

 

 

کاشکی از چشمای مجنون خواب لیلی رو نگیرن

کاش فرشته های عاشق توی آسمون نمیرن

 

وای اگه کمون آرش بشکنه به دست کینه

وای اگه دوباره شیرین مرگ فرهاد و ببینه

 

 

دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه

واسه بچه های البرز چه کسی قصه بخونه

 

غم سردارای جنگل به دل خزر میمونه

دوباره خروش کارون قلب شب رو میسوزونه

 

 

چشمای معصوم زرتشت از یاد ارس نمیره

قلعه ها میریزن اما بغض بابک نمیمیره

 

 

دیگه از غرور این خاک چی میمونه چی میمونه

واسه بچه های البرز چه کسی قصه میخونه

 

 

این ترانه آخرین کار هنرمند خوب کشورمان آقای معین می باشد. براستی که در مورد این ترانه زیبا چه میشود گفت. متاسفانه نمیدانم که شاعر و آهنگسازش چه کسی است اما هر کسی که است به همراه آقای معین دست گلشان درد نکند. خون سیاوش حکایت ایران و ایرانی است و در هر واژه اش ایران موج میزند. از آذربایجان و مرد دلیرش بابک گرفته تا دلاور مردهای جنوب و کارون، از سردار جنگل بگیر تا پهلوان زابلستان سخن گفته شده است. از تاریخ پر افتخارش است تا از اشو زرتشت پاک. براستی چگونه یک هنرمند ماندگار میشود؟ مگر غیر از این که هنرمند برای ملتش میخواند و میسازد و میماند. من در مورد خون سیاوش حرف خاصی ندارم بگویم فقط میگویم دست مریزاد به تمامی دست اندر کارانش.

معین عزیز با این آهنگ حماسی نشان داد که به خوبی میداند چگونه در قصر دل مردمش بماند و محبوب دلها شود.دلم نمیخواست که این کار را برای دانلود بگذارم اما از آنجایی که حیفم آمد بقیه این کار را نشنود لینک زیر را برای دانلودش میگذارم تا همه از شنیدن این کار زیبا لذت ببرند. من که دیشب این کار را گرفتم تا الان فکر کنم بالای صد بار گوش دادم و هر بار نیز که می شنوم دلم هری می ریزد و اشکی بر گوشه چشمم خانه میکند. این ترانه سبزترین ترانه ای است که در این چند وقت شنیدم.

 

خون سیاوش را از اینجا دانلود کنید.

 

اخراجیها

با صدای بهنام صفوی

 

فصل های پیش از اینم ابر داشت

بر کویرم بارشی بی صبر داشت

 

اینک اما عده‌ای آتش شدند

بعد کوچ کوه ها آرش شدند

 

بعضی از آنها که خون نوشیده‌اند

ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند

 

عده‌ای حسن القضاء را دیده اند

عده‌ای را قصرها بلعیده اند

 

بزدلانی کز هراس ابتر شدند

از بسیجی‌ها بسیجی تر شدند

 

توچه می‌دانی تگرگ و برگ را

غرق خون خویش،‌ رقص مرگ را

 

تو چه می‌دانی سقوط «پاوه» را

«عاصمی» را «باکری» را «کاوه»‌را

 

با همان‌هایم که در دین غش زدند

ریشه اسلام را آتش زدند

 

پای خندق‌ها احد را ساختند

خون فروشی کرده خود را ساختند

 

زنده‌های کمتر از مردارها

با شما هستم، غنیمت خوارها

 

بذر هفتاد و دو آفت در شما

بردگان سکه! لعنت بر شما

 

باز دنیا کاسه خمر شماست

باز هم شیطان اولی الامر شماست

 

با همانهایم که بعد از آن ولی

شوکران کردند در کام علی

 

از ترانه خون سیاوش همان اندازه که خوشحال میشوم و دلشاد از این ترانه اخراجیها حالت تهوع بهم دست می دهد. واقعا یک عده هنرمند تا چه اندازه می توانند اینقدر خودفروش باشند. همیشه معتقدم فاحشه ای که خود فروشی میکند شرف دارد به هنربندانی که خود را به زر و زور و تزویر فروخته اند. جناب آقای بهنام صفوی، جناب آقای بهنام ابطحی از شما بعید بود که اینگونه از یاد ببرید که در دو سال گذشته از سر مردم چه آمده که هم پیاله با چماقدار شده اید و خود را چنین ارزان فروخته اید. براستی این ترانه وصف حال کیست؟ من یا نسل من؟ یا نکنه وصف حال امثال ده نمکی ها است؟ چه کسی خون فروشی کرده است؟ چه کسی شهیدان این مملکت را در حد یک باقالی پائین آورده است؟ خجالت نمیکشید از نام باکری؟ واقعا چگونه اسم باکری بر زبانتان جاری می شود در حالی که سال گذشته احسان و آسیه اش را به جرم دیدار میر عزیز ما مثل جانیان خطرناک دستبند زده بودند؟ از همسرش خجالت نمیکشید که همپالکی ها همین ده نمکی سال گذشته بدترین توهینها را به این بانوی سبز و معظم ما کردند؟

هموطن من که با هنرت شمشیر به روی هموطنانت بسته ای، ما چمرانها و باکریها و عاصمی ها را خوب میشناسیم، اما اسطوره های ما نامشان با ندا و سهراب و محسن و امیر و کیانوش و ترانه و اشکان و صانع و محمد شروع میشود. ما اینها را میشناسیم که خونشان برای آزادی ایران درختان خیابانها را سیراب کردند. ما میدانیم پاوه کجاست اما بهتر از شما میدانیم که در کهریزک چه بلایی سر جوانان پاک این خاک بوم آوردند که حتی صدام سر اسرای ما نتوانست بیاورد. آره شاعرتان خوب گفته بعد از کوچ کوههایی نظیر باکریها و همتها و باقریها و جهان آرا ها، کوتوله هایی نظیر ده نمکی ها آرش شدند و غنیمت خوار شدند و با فروش خون این کوهها قصر نشین شدند و بنز سوار. آری درست میگویی این حکایت همانها است اما فکر نمیکنی کمی آدرس را اشتباهی آمده اید؟چه کسانی در دین غش کردند؟ ماها یا امثال ده نمکی ها که سینما قدس آتش زدند و کتابهای سروش را در کتابفروشی میدان انقلاب آتش زدند و دانشجویان را در پارک لاله زدند؟ ماها ریشه اسلام را آتش زدیم یا امثال ده نمکی ها که در تیر 78 دانشجویان این ملت را به اسم یا حسین و یا زهرا از پشت بام کوی دانشگاه تهران به پائین افکند؟ نه برادر بهنام ها راه را اشتباه آمده اید. با کسی هم پیاله شده اید که خون جوانان این ملت از چماق و قلم و دوربینش می چکد. جناب ده نمکی یادتان رفته؟ شاید؟ آخه موقع جنگ شما هفده هجده ساله بودید، یادتان نمیاید که میرحسین گفت: بسیج مدرسه عشق است، دیدم خوب مدرسه عشق را به مدرسه نفرت و کینه تبدیل کردید. خوب با کینه کمان آرش را شکستید و وارث آن شدید. آری آن کسی ابتر است که جایی در دل این مردم ندارد نه میر سبز ما که پادشاه قصر دل میلیونها جوان ایرانی است.

برای اینکه دوستان به عمق فاجعه این ترانه پی ببرند و قدر خون سیاوش را بدانند این ترانه را هم برای دانلود می گذارم.

 

آهنگ اخراجیها3 را از اینجا دانلود کنید.

 

 

در این نوشته قصدم مقایسه دو کار نیست با اینکه هر دو در یک ژانر حماسی ساخته شده اند. یکی برای ایران و دیگری برای سوار بر امواج ایرانی ساخته شده است. فقط خواستم فرق بین هنرمند واقعی را با هنرمند درباری و حکومتی مشخص شود.


یک دهه گذشت
.: 1389/12/28 :.

دهه هشتاد هم داره نفسهای آخرش رو میکشه و همچنان که سنه 89 بار و بندیلش رو جمع کرده و آماده تحویل دادن به 90و دهه آخر قرن چهاردهم است. هر سال آخرین مطلب این وبلاگ رو به جمع بندی و مرور اون سال اختصاص میدهم اما اینبار تصمیم گرفتم خیلی کوتاه و با واژگانی آشنا به مرور این ده ساله بپردازم و تنها برای این کار یه دلیل دارم و اونم اینه که بعد از مدتها دو سه روز یه افسر راهنمائی و رانندگی بهم یادآوری کرد که باید کمتر از دو ماه دیگه گواهینامه ام را تمدید کنم.

1380: گرفتن گواهینامه، گل یاس، خاتمی دوم، کنکور، دانشگاه و نوزده سالگی

1381: روزگار دانشجویی، روزگار عاشقیت، تو محشری، الناز، حس خوب استقلال، بیست سالگی

1382: کنفرانس ماشین آلات، گیتار، دکتر شهیدی، زلزله بم، ایرج بسطامی، گلپونه ها، بیست و یک سالگی

1383:زخمه، عملیات کشاورزی، جشنواره ایران ما، خیال نکن، حسین زمان، سوگند، گریه های شبونه، اورکات، بیست و دو سالگی

1384: امید، کارآموزی، رویای خوب، حال خوب، یاس، نامیدی، معجزه هزاره سوم، فاجعه، بیست و سه سالگی

1385: ختم دانشجویی، ختم عاشقیت، شهریور، روزگار سربازی، هتل خاتمی یزد، ناحیه ارومیه، انتظار، باران، آبان،سوگند، بیست و چهار سالگی

1386: تابستان بد، خداحافظ مامان بزرگ، موانا، زیرآب زنی، ناصر، بیست و پنج سالگی

1387: پایان خدمت، افشین سرفراز، آریا زراعت کار، نسیم ، میرحسین، بیست و شش سالگی

1388: سبز، میر سبزمان، مسعود، بهنام، محمد، مصی،صحابه، فرهاد، فریده، سارای، کرمانشاه، ادامه فاجعه، ندا، سهراب، مژگان، بیست و هفت سالگی

1389: باز خداحافظ مادر بزرگ، کار و کار و کار، عاشقیت گم شده، کلاه شاپو، مشکی، شهر ماتم، امید، اگر مانده بودی، همیشه آنلاین، سال بد بد بد، بیست و هشت سالگی

 

سعی کردم 89 رو بیشتر از بقیه بنویسم  سعی کردم کمتر سانسور کنم سعی کردم اگر سالها بعد اومدم و این دهه هشتاد رو دوباره خوندم فقط با دیدن این واژه ها یاد اون دوران بیفتم. از آوردن بعضی از اسامی معذورم چون هنوز زوده تا بعضی از چیزهایی که در گوشه ذهنم است آنلاین شود. تو این چند وقته آنلاین نبودم به دلیل اینکه با خودم درگیر بودم که چقد باید نوشت و اصلا میشه خوب نوشت یا نه؟

امسال در کل با همه خوبی و بدیاش برای من سال خوبی نبود و صد البته که بیشترین مقصر برای این مقوله خودم و رفتارم بود و تو این چند روزه تعطیلات سعی میکنم یه ریکاوری خوبی انجام بدم و با انرژی خوبی سال و دهه جدید را آغاز کنم.

برای همه دوستان و عزیزانم سال خوب و خوشی را از خداوند آرزومندم.

پی نوشت: در حالی که تو خیابونهای رشت گم شده ایم و همه از این و اون آدرس می پرسن من لپ تابمو در آوردم و دارم دهه هشتاد رو جمع بندی میکنم و با یه ترفندی این مطلب رو پابلیش کردم. احتمالا سال بعد همش آنلاین خواهم بود (:D).


جواب دندان شکن
.: 1389/12/07 :.

این روزها نمیشود از هر چیزی نوشت شاید من نمیتوانم آنگونه که هست بنویسم و به همین خاطر ترجیح میدهم سری به تاریخ بزنم و حکایاتش را دوباره بخوانم و بیاموزم. چند صباحی است که دارم دفاعیات دکتر مصدق رو میخونم و این حکایت پائین رو هم چند روز پیش توسط ایمیل برات فرستاده شده بود رو برای امروز مناسب دیدم. بهرحال اسفند ماه ماه دکتر مصدق و دکتر فاطمی و تمامی آزادیخواهان ایران زمین است. در این ماه از اینان بیشتر خواهم نوشت.



در روزهایی که دکتر محمد مصدق را در بیدادگاه فرمایشی شاه در لشگر ۲ زرهی محاکمه می کردند ، کسانی به عنوان تماشاچی به دادگاه می رفتند که مجوز شرکت در آن را داشتند.خبرنگاران مطبوعات و عده ای از ماموران امنیتی .دریکی از جلسات، ملکه اعتضادی نیز شرکت کرد وموضوع جلسه آن روز ، دفاع دکتر مصدق و وکیل مدافعش سرهنگ جلیل بزرگمهر و رد ادعا نامه دادستان ارتش، سرهنگ حسین آزموده بود.

هنگامی که دکتر مصدق باشور و هیجان از خدمات صادقانه اش به مردم و مملکت سخن می گفت و دستهای مرتعشش راحرکت می داد ، ملکه اعتضادی که در ردیف تماشاچیان نشسته بود از جا برخاست و با صدایی بلند ، رو به دکتر مصدق گفت:«یک پیر مرد سیاسی که مملکت را به پرتگاه سقوط کشانده ، نباید در دادگاهی که به خیانت های او رسیدگی می کند، بترسد و بلرزد.»

زنده یاد دکتر مصدق، رو به عقب برگرداند و گویندۀ این جملات را شناخت و گفت: خانم! منارجنبان اصفهان، قرنهاست می لرزد و هنوز پا بر جاست .
شاز این پاسخ صریح و ابهام دار ، اکثر حضار ، حتی رئیس و منشی های دادگاه نیز به خنده افتادند و "خانم ملکه " با سر افکندگی بسیار در جایش نشست وپس از لحظاتی دیگر سالن دادگاه را ترک کرد .


یه روز خاص
.: 1389/12/05 :.


روز 5 اسفند همیشه برای من خاص بوده است از زمانی که همین روز تولد تنها خواهر عزیز و نازنینم بوده تا این اواخر که برایم جایگزین روز ولنتاین شده است و از چند سال پیش که سازمان نظام مهندسی به عنوان روز مهندس برایمان پیامک تبریک می فرستاد اما خوشبختانه امسال هیچکدوم از این وقایع برایم نبود. همین که تونستم به خواهرم تبریک بگم برام کافی است روز سپندارمذگان هم که کسی برایمان تبریک نفرستاد و ما هم فعلا تا این لحظه به کسی چیزی نفرستادیم تا ببینم چی پیش میاد.

چند روزی درگیری کاری و ذهنی داشتم و این جا نوشتنم کمی به تاخیر افتاد. از این به بعد سعی می کنم که بیشتر بنویسم و خوشبختانه اسفند ماه هم پر از بهانه است برای نوشتن و نوشتن و نوشتن.


تقویم دل ما
.: 1389/11/24 :.


سلام من به تو یار قدیمی

منم همون هوادار قدیمی
هنوز همون خراباتی و مستم
ولی بی تو سبوی می شکستم
همه نشسته ایم ساقی کجایی
گرفتار شبیم ساقی کجایی
اگه سبوی می شکست عمر تو باقی
که اعتبار می تویی تو ساقی
اگه میکده امروز شده خونه ی تزویر
تو محراب دل ما ، تویی تو مرشد و پیر
همه به جرم مستی سر دار ملامت
می میریم ومی جوییم سر ساقی سلامت
یک روزی گله کردم من از عالم مستی
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی
من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید
 تو قهر کردی و قهرت مصیبت شد و بارید
 پشیمونم و خستم اگه عهدی شکستم
آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم

 اردلان سرفراز


رو ریپیت مدیا پیلیر گذاشتم تا فقط این ترانه را بشنوم. نمیدانم در روزگاری که مستی حرام است و در احوالی که فقط مستی دوای درد است و  عشقی در کار نباید بود چگونه میتوان زندگی کرد؟ همیشه از روز ولنتاین متنفر بودم و هستم اما امسال از ماهها پیش به یادش بودم و بد جوری دلتنگش .به بچه ها میگفتم که امسال ولنتاین روز خاصی برام میشه و نباید 14 فوریه رو به همین آسونی فراموش کرد و دقیقا همانی شد که من میخواستم و چقدر خوشحالم که این همه جوون با ذوق و اشتیاق منتظر 14 فوریه ای هستند که دوباره دست در دست هم عشق را برای همدیگه معنا کنند و اینبار بوسیدن لبی در کار نیست اینبار عشق را در آغوش هم جستجو نمیکنند . امسال همه یار قدیمی و ساقی شدند که عشق را گونه ای دیگر معنا کنند که تابحال آنرا معنا نکرده بودند. امیدوارم که 14 فوریه در تقویم دل ما چیزی به غیر از یه روز عشق ساده باشد. به امید همان روز.


باز سانحه و باز هم بی شرمی!!!
.: 1389/10/20 :.



باز هم سانحه هوائی و بازم هم وقاحت بی شرمانه مسئولان در رفع مسئولیت از خودشان.

دیگر چه بگویم. حالم از این رسانه مزخرف میلی حاج عزت ضرغامی بهم میخوره. جناب ضرغامی به مجریان و گویندگان خبرت یاد بده که انتشار خبر 73 نفر از هموطنان ایرانی را نباید با لبخند اعلام کنند. بهشون یاد بده که اگه یه نفر تو فلسطین میمیره همه جا رو با ذکر مصیبت عاشورا قاطی میکنید و به خورد مردم میدین اما وقتی ایرانی می میرد با لبخند میگین. واقعا تف به اون شرف نداشته تون که جان انسانها را هیچ نگاشته اید.

تف به اون گزارشگر شبکه خبر که با بیشرمی تمام دارد از نحوه فیلمبرداری همکارانش تعریف میکند.

تف به اون سیستمی که امداد رسانانش مردم روستاهای اطراف سانحه بودند. امروز دوس ه نفر از دوستانم میگفتند که تو شهر ارومیه گرد مرگ پاشیده اند اما انگار نه انگار که در رسانه میلی اتفاقی افتاده و دارند دلقک بازیهای عموپورنگ رو نشون میدن.

جناب بهبهانی، جناب آقای لمپن( هیچوقت روزی رو که به فرودگاه امام اومدی و یادم نمیره که داشتی در مورد مزایای توالت اظهار فضل می کردی) واقعا خجالت نمیکشی چنین اراجیفی رو میبافی؟ خاک بر سرت تو کدوم شرایط جوی نامساعد فرودگاهی اجازه پرواز به هواپیماهاش میدهع که فرودگاههای تحت نظر شما این کار رو میکنه؟ سال گذشته ایولیشن در قزوین، دو ماه بعدش باز در مشهد، یه ماه بعدش در بندرعباس و امسال هم باز در ارومیه، واقعا شرم نمیکنید اینگونه اظهار نظر میکنید.


"حمید بهبهانی که به دنبال حادثه سقوط هواپیمای بوئینگ 727 به همراه هیئتی خود را به ارومیه رسانده است در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: این دومین حادثه با این وسعت طی 2.5 سال گذشته در کشور است که آمار بالایی محسوب نمی شود.وی تاکید کرد: برخلاف برخی جوسازی ها هنوز هم امنیت پروازی در ناوگان هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران بالاست."


واقعا از گفتن این همه دروغ شما حناق نمیگیرین، قربون سنگ پای قزوین برم که در مقابل شما از خجالت داره آب میشه.


این 73 نفر همشهری من نیستند بلکه هموطن من هستند خون این عزیزان از خون ماها کمتر نیست که الان بگن حرفی نزنیم و بگیم بیخیال.

جناب رئیس جمهور میشود از امام زمان (عج) درخواست کنید که در هدایت هواپیماهای ما هم کمی عنایت داشته باشند، بهرحال ایشون که پول هدفمندی یارانه ها رو میدن، مدیریت کشور هم که دست ایشونه، شماها که عرضه ندارین امنیت پرواز رو تامین کنید از ایشان بخواهید یه فکری واسه این تابوتهای پرونده بکنند.


پی نوشت: متاسفانه دیشب خبر دار شدم که همسر و پسر پروفسور خدابخش نیز جزو قربانیان این سانحه هوائی بودند و خوب اطلاع داشتم که پسر ایشون تو دانشگاه شریف دانشجو بودن و یکی از نخبگان بودند، به این مرد بزرگ و استاد بزرگوار که عمری رو در راه علم و خدمت به میهن گذاشتند بابت این حادثه جانگذار تسلیت می گویم.


+ اینم اسامی کشته شدگان این سانحه دردناک

همه دردم
.: 1389/10/06 :.



همه دردم

همه دردم، همه داغم، همه عشقم، همه سوزم
همه در هم گذرد،هر مه و سال و شب و روزم
وصل و هجرم شده یکسان، همه از دولت عشقت
چه بخندم، چه بگریم، چه بسازم، چه بسوزم
گفتنی نیست که گویم ز فراقت به چه حالم
حیف و صد حیف که دور از تو ندانی به چه روزم


از آلبوم گلپونه ها که توسط زنده یاد ایرج بسطامی اجرا شده است.


امروز 6 دی است، 6 دی برای من یکی از غم انگیزترین روزهاست سال 73 بابابزرگم را در این روز از دست دادم و سال 82 هم زلزله بم و رفتن ایرج بسطامی نازنین و سال 88 هم که دیگه گفتن نداره 6 دی چه اتفاقی افتاد.

روحشان شاد و یادشان گرامی باد



<< 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>
© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.