صد فیلم برتر شاهکار سینما صد فیلم برتر شاهکار سینما
از هنرمندان بزرگی چون:آلپاچینو
آلن دولن، مارلون براندو،‌ آنتونی کوئین
۱۱۵ فیلم ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲!
مجموعه ای از جذاب ترین و پرفروشترین
فیلمهای روز دنیا!هر فیلم 135 تومان!
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
نامه ای به معین و بیژن مرتضوی
.: 1389/03/26 :.


جناب آقای معین و بیژن مرتضوی

با درود

امیدوارم که ایام به کامتان باشد. چند روز پیش در آستانه 22 خرداد که یادآور حوادثی تلخ و ناگواری برای میهن عزیزمان بود خبری منتشر شد که شما عزیزان که سالها در خارج از کشور به فعالیت هنری مشغول بودید در ایران حضور دارید و برای گرفتن مجوز فعالیت در ایران با یکی از مقامات دولتی ایران دیداری داشته اید. در همه این اخبار از شما به عنوان خوانندگان خارج از کشور نامبرده شدید، وقتی این خبر را شنیدم دلم گرفت. با خودم گفتم نکند شما عذاب این همه دوری از ایران را به جان خریدید تا بتوانید آزادانه فعالیت هنری کنید و چقدر زود و ارزان این خواسته را می خواهید به دولتی بفروشید که هیچ گونه التزامی به اخلاق و آزادی نوع بشر ندارد.

میخواستم همان موقع این نامه را با حالتی از رویی عصبانیت برایتان بنویسم اما صبر کردم و از چند کانال پیگیری کردم آیا این خبر حضور شما صحت دارد یا نه؟ وقتی مطمئن شدم چنین خبری صحت ندارد خیلی خوشحال شدم اما امروز وقتی همان سایتها به نقل از آقای معین گفتند که در ایران حضور ندارد از شما به عنوان یک خواننده لس آنجلسی یاد کردند. می بینید چگونه خیلی راحت با شما بازی میکنند اگر بر میل اینان باشید از شما با عنوان خوانندگان ساکن خارج از کشور یاد میکنند و حتی اسمتان را محترمانه بیان می کنند اما اگر بر میل و رغبت اینان رفتار نکنید به شما لقب خواننده لس آنجلسی میدهند.

اینان به هیچ اخلاقی پایبند نیستند عزیزان. دلم برای حبیب عزیز می سوزد که اینگونه توسط اینان بازیچه شده است. میدانم که تنها دلیل بازگشت حبیب به ایران بیماریش بود و بخاطر اینکه احتمال میدهد این بیماری از پا درش بیاورد ننگ نوشتن توبه نامه را پذیرفت تا در خاک میهنش آسوده باشد و دیگر درد غربت هم بر دردهای تنش افزوده نشود.

آری روزگار ما اینگونه است عزیزان. من به شما معین عزیز حق میدهم که حتی برای درگذشت مادر محترمتان هم نتوانستید به ایران بیائید، یا امید عزیز چگونه چهار سال پیش در غربت یاد و خاطره پدر عزیزش را گرامی داشت یا مثل چند سال پیش که داریوش اجازه دادند برای درگذشت پدرش به یاران بیاید و بی سر و صدا در مجلس ختمش بشیند و برود. آری شما هم حق دارید روزی به ایران برگردید و مطمئن باشید ما هم مشتاق دیدار شما هستیم چرا که در این سرزمین صدای کلاغها بیشتر شده است. کسانی هم که ادعای هنرمندی در این سرزمین را دارد سر در گرو و بالین قدرتمندان دارند و در هدف منویات اینان حرکت می کنند (به استثنای مواردی هر چند قلیل). آری اینجا خواننده بر روی خودش قیمت میگذارد، اینجا به لطف هنردوستان دلالها سردمدار و ارباب هنرمندان هستند. اینجا برای برگزاری یک کنسرت باید از هفت خوان رستم گذر کنی.

معین عزیز و بیژن مرتضوی نازنین در همان غربت بمانید برای ما هم بهتر است و هم برای شما. میدانم که شما سیاسی نیستید اما بهتر است گول وعده های پوشالی قدرتمندان را نخورید. در سرزمینی که ده نمکی چماقدار هنرمندش است جای شما عزیزان نیست.

عزیزان درست ده سال پیش همین روزها بود که خانم گوگوش از ایران خارج شدند بیست سال زندگی در خفقان و سکوت از ایشان چه ساخته بود؟ باز هم در مورد هنر و هنرمندان همین بند و بساط است. روزگاری در این سرزمین حسین زمان هنرمند خودی به حساب میامد، امکانات و استودیو در اختیارش بود تا آلبوم جمع کند اما چون سر به راه اینان ننهاده است ابتدا دادگاهیش کردند و بعد بازنشسته اش کردند و سپس به اجبار و محترمانه به کیش تبعیدش کردند تا صدایش خفه گردد، در عوض کسانی که هیچ ادعایی از انسانیت نبرده اند در ارج و قرب قرار دارند.

میدانم معین عزیز دلت برای اصفهان تنگ شده است و میدانم که اصفهانی ها خواننده اولشان شما هستید اما خواهشا آزاده بمانید و مثل همشهریتان جناب علیرضا افتخاری خودتان را ارزان نفروشید.

جناب معین و بیژن مرتضوی عزیز امیدوارم یک روزی شما به همراه تمامی هنرمندان خوب عزیزمان که در غربت به امید هوای ایران سر میکنید پا در خاک این وطن بگذارید، البته در روزی که تمامی مردم آزادیشان را جشن میگیرند با نغمه خوش الحان شما همراه باشد.

همیشه در پناه حق سبز و سرفراز باشید

ارادتمند و دوستدار همیشگیتان

اکبر


گلپونه ها
.: 1389/03/21 :.




گلپونه های وحشی دشت امیدم وقت سحرشد
خاموشی شب رفت و فردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنهای تنها
من مرغک بشکسته ای بر شاخسارم
گلپونه ها ، گلپونه ها چشو انتظارم
من مانده ام تنهای تنها من مانده ام تنهای تنها

میخواهم اکنون تا سحرگاهان بخوانم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

گلپونه ها گلپونه ها غمها مرا کشت
گلپونه ها آزار آدم ها مرا کشت
میخواهم اکنون تا سحرگاهان بخوانم
افسرده ام دیوانه ام آزرده جانم

گلپونه ها گلپونه ها غمها مرا کشت
گلپونه ها آزار آدم ها مرا کشت

گلپونه ها دیگر خدا هم یاد من نیست
همدرد دل شبها بجز فریاد من نیست

آه ای پرستو ره گم کرده ی دشت

با من بمانید با من بخوانید


این آهنگ استاد گلپا رو بشدت دوست دارم امروز عصر دوباره اینو شنیدم و اشک ریختم . این روزها بدجوری داغونم شدم مث این گلپونه ها نمیدونم چی بگم. حالم خوش نیست. دلتنگیم برای خودم نیست. دلتنگ چیزهایی هستم که یه روزی برام مهم نبودند اما الان مهم شدند. دلتنگم. کاش یه جورایی از این دلتنگی خلاص بشم. کاش میشد از همه آدمای آشنا فراری بود و تو غربت زندگی کرد با یه هویت و زندگی جدید. کاش جائی بود که کسی دلواپس و دلتنگ نشه. کاش این روزها زود بگذره.

واسه دانلود از اینجا اقدام کنید



۴۰ چراغ خوندنی
.: 1389/03/17 :.


چلچراغ این هفته را حتما بخوانید بخصوص دوستانی که عشق فوتبال هستند چیا فوادی با تیم ورزشیش ترکونده است. این طور که شنیدم تو دکه ها نایاب شده است. از دست دادنش یه عمر موجب پشیمانی می شود. ماردونا هم کم نداره. یه مصاحبه اختصاصی هم چیا با سپ بلاتر کرده که کف منو برید. واقعا محشر بود. خب این همه تعریف کردم برید بخرید و بخونید و حالش رو ببرید.



ترانه بانو
.: 1389/03/12 :.

 

روشن ترین آیینه ام ای بهترین ترانه ام

ای تکیه گاه گریه ام گریه بی بهانه ام

ابریشم نوازشی، باران خوب قصه ها

ای از تبار عاطفه، دریای تلخ غصه ها

 

روشن تر از ستاره ای  در شام تار بی کسی

گل می دهد در دست تو  شاخه ی سبز اطلسی

من از حضور سبز تو  با بوی گل همخانه ام

با من بگو از غصه ات  بگذار سر بر شانه ام


ای مادرم آیینه ام  سر تا به پا می خواهمت

در هر شکفتن هر خزان چون یک غزل می خوانمت

بانوی خوب شعر من  ای بهترین الماس ها

ای خنده های روشنت  آواز خوب یاس ها


ای کوه ساکت و صبور  ای گریه ات بغض زمین

از پشت اشک آینه  باغ بهارم را ببین

ای مادرم آیینه ام  سر تا به پا می خواهمت

در هر شکفتن هر خزان  چون یک غزل می خوانمت

 

افشین سرفراز

 

این ترانه زیبا رو با صدای حسین زمان از اینجا دانلود کنید

 

 

امسال دومین سالی است که روز مادر کنار مادرم نیستم، بعد از ماهها بالاخره عادت کردم که چند ماه یک بار ببینمش. روز مادر یه روز خاصی است برای مادرا. دوس دارن بچه هاشون کنارشون باشن. اما انگار مامان من امسال چنین چیزی رو نمیتونه انتظار بکشه.

میخواستم ازش گله کنم، اما دلم نمیاد، با اینکه همیشه پرروئی خاصی داشتم اما در مقابل مادرم خجالتی هستم و چیزی نمیتونم بگم. هر روز زنگ میزنه و می پرسه که چیکار میکنی. هر وقت که قراره برم پیشش بدون اطلاع قبلی میرم میدونم که دلواپسم میشه. حالم خوب نباشه چیزی بهش نمیگم چون اگه یه بار بپرسه چته نمیتونم بهش دروغ بگم.

همیشه دلواپسمونه. همیشه نگران حالمونه. نمیدونم، ولی مطمئنم که مادر بودن آسون نیست. مادرا همیشه عاشقن با همه دلواپسی هایشون.

روز مادر روز بهونه هاست روزیه که فقط مال مادراست و میشه در آغوششون گرفت و با خیال راحت گفت دوستتون دارم.

هر چقدر از مادرم دلگیرم باشم دلگیریم به همون لحظه است و تموم میشه. هر قدر به لحاظ فکر باهم اختلاف داشته باشیم و از هم فاصله گرفته باشیم اما باز دوسش دارم. مادر یه نعمتی است بیکران.

دلم برای بابا گرفته است امسال روز مادر باید بره سر خاک، این یعنی تنهائی و حسرت. منم تنهام اما جنس تنهائیم فرق میکنه دلم بگیره زنگ میزنم و با مامان حرف میزنم تا آروم بشم. شاید خیلی از حرفا رو نتونم به مامان بگم اما راحت میتونم بگم دوست دارم. امسال بین تولد مامان و روز زن فقط سه روز فاصله بود و چقدر خوشحالم که امسال اینطوری شده.

خدا کنه این دوری باعث نشه که دلامون از هم دور بشه، میدونم که همیشه به فکرمه اما کاش باورش بشه که دیگه بچه نیستیم .... میدونم حتی 100 ساله هم بشیم از چشم مادر بچه ها هنوز بچه اند و باید مراقبشون بود...

باور کنید سخت نیست. میشه زنگ زد و گفت مامان دوست دارم. از اس ام اس بدم میاد هیچی جای صدا رو نمیده و باید تن صدات بلرزه و بگی دوستت دارم. لذتی که این لحظه داره مطمئنم که حضور در بهشت نداره.

مادرا از همه چی مقدسترن، دعای خیر مادر یه چیز دیگه است. هر کی این دعا رو پشت سرش داشته باشه اون سر دنیا هم بره باز موفقه.

خوشحالم که چنین مادری دارم.

مامان خوبم خیلی خیلی خیلی دوست دارم همیشه سبز سبز سبز باشی عزیز دلم.

 

نکته: میلاد زیبای مادر پاک و سزاوار عالم هستی «فاطمه زهرا (س)» رو به تمامی عزیزان تبریک میگویم. روز زن رو به همه خانمهای عزیز اعم از دوستان و  همکاران و وبلاگ نویس که در اینجا به من هم خیلی لطف دارند تبریک میگویم و امیدوارم که همه این عزیزان همیشه سبز و سرفراز باشند.


آیه های عاشقانه
.: 1389/02/16 :.


آیه های بارانی

 

سرتاسر خیال من

نقاشیای کاشیاش

سبز میشن و ناز میکنن

مستا شبا تو کوچه هاش

هوای آواز می کنن

 

هوا هر وقت که بارونیست

تو فکر من چراغونیست

پرم از خاطرات تو

همونائی که میدونی

 

مگه یادم میره یک دم

تا هر وقتی که من زنده ام

تو بانی یه مشت شعری

هم الان هم در آینده ام

 

دلم میخواد بیام پیشت

بذارم سر روی دوشت

بگم می میرم از عشقت

برم گم شم تو آغوشت

 

من و تو زیر بارون بود

به جون هم قسم خوردیم

تو چشم هم نگاه کردیم

نگاه کردیم از عشق مردیم

 

سرتاسر خیال من

هزار تا باغ دلگشاست

هزار تا عشق دم بخت

منتظر یه پاگشاست

 

تو سرسراش یه مثنوی

راز و نیاز معنوی

پس تو کجایی ابدی؟

کجای این تیره شبی؟

 

رو آیه های بارونی نوشتم

بسته به تو جونم و سرنوشتم

تو مظهر تحملی تو ماهی

عشق منی برام تو تکیه گاهی

 

سرتاسر خیال من

نقاشیای کاشیاش

سبز میشن و ناز میکنن

مستا شبا تو کوچه هاش

هوای آواز می کنن

 

شمایل جمال تو

قلبمو روشن میکنه

نمیدونی که عشق تو

چه کاری با من میکنه

 

این روزها میخواستم از خیلی چیزها حرف بزنم و بنویسم اما شنیدن این ترانه در این یک ماه و نیم گذشته بدجوری هوائیم کرد تا بیشتر از این آهنگ زیبا بنویسم. از مدتها قبل حس میکردم که امید در آلبوم جدیدش غافلگیرمون خواهد کرد و آیه های بارونی هم دقیقا همین غافلگیری خاص بود. تو این آلبوم که ردپای باران و حضرت عشق و پیروزی به عینه بود اما آیه های بارونی یه چیز دیگه ای بود. لحظه هایی عینی که شاید برای تک تک افراد اتفاق افتاده است. برای یکی شاید بوسه در یک خیابان خلوت برای دیگری قدم زدن روی برفها برای آن دیگری دراز کشیدن روی شنهای ساحل، بهرحال همه جزو عاشقانه هایی بوده که برای هر کسی می تواند اتفاق بیفتد. مسعود امینی در این کار واقعا سنگ تموم گذاشته است.. رفتن، زیر باران قرار گذاشتن، روی برفها قدم زدن و حرف زدن، نشستن رو چمنها و گوش دادن به حرفهای همدیگه، ترک کردن، جدائی همه این صحنه ها صحنه هایی هستند که تو این ترانه متبلور میشوند. کاری به فرم ترانه ندارم با اینکه بعضا به لحاظ وزن و قافیه مشکل داره اما احساس تو این ترانه موج میزنه و این یعنی اینکه ترانه گرفته است. خیلی وقت بود که چنین ترانه با احساسی نشنیده بودم. امید هم مثل همیشه با صدای دلنشینش خیلی زیبا اجرا میکنه. دکلمه اول مسعود امینی به زیبایی کار فوق العاده افزوده البته چند وقت پیش دیدم که تو ویدئوی کار در آخر آهنگ باز مسعود امینی هم دکلمه میکنه که باز زیبا از کار در اومده است.

امید به لحاظ حرفه ای جزو هنرمندان خوب و درجه یک ایرانی است و شاید جزو معدود خوانندگان نسل دوم ایرانی است که ترانه های ماندگاری بیشتری نسبت به بقیه همکاران در خارج و داخل ایران ارائه کرده است. امید با باران و تکیه گاه و حضرت عشق و قلندر و سربلند و مست و مرا بخاطر بسپار و پیروزی به جایگاهی مطمئن در موسیقی پاپ ایرانی رسیده است و از محبوبیت زیادی  بین جوانان و عاشقان پیدا برخوردار شده است. انصافا هم اطلاق لقب صدای جاویدان عشق به امید خیلی بیراه نیست.

به لحاظ مسائل اجتماعی هم جزو هنرمندان پیشرو بوده و همین ترانه با آن آغازین نمادینش یاد آور یه حس خوبی برای همه بود.حسی که با این شروعش داشت برایم وصف کردنی نبود. همیشه قرار نیست به طور مستقیم چیزی را گفت و همین بیت آغازین آیه های بارونی از هزاران تصویر و مقاله موثرتر بود. موسیقی جادوی قلبهاست و مقدسترین هنر هم همین موسیقی است. هیچ چیزی مثل موسیقی دل آدم را به تپش وا نمیداره.


ملاک برتری
.: 1389/02/15 :.

«یاایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبایل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم ان الله علیم خبیر »

(سوره حجرات، آیه 13)

ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن -یعنی از آدم و حوا- آفریده ایم و شما را در قبایل گوناگون قرار داده ایم تا یکدیگر را از هم بازشناسید. اینها ملاک برتری نیست. گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست. خداوند بسیار دانا و بسیار آگاه است.


این آیه را فقط برای این نوشتم تا متهم به چیزی نشوم که خیلیا خودشون لایقش هستند. از نظر من تمامی انسانها برابرند همانگونه که خدایم در کتابش برای بندگانش می فرماید.عرض خاصی نیست.مسلمانی به نماز و روزه و جای مهر بر پیشانی نیست. مسلمان اولش انسان یعنی فرزند آدم و حوا است بعدش مسلمان. جایی که خدا نباشد مسلمانی نیست یادمون نرود.فقط خداوند مطلق قادر است و بس.


توجیه مصالح
.: 1389/02/10 :.

ما میخواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس ممکن است دیروز من یک حرفی زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را. این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زده ام باید روی همان حرف باقی بمانم.


آیت الله خمینی

سخنرانی 20/9/62، صحیفه نور، جلد 18، صفحه 178

 

 

چند روز پیش یک جائی بودم که صحیفه نور هم بود اتفاقی یکی از مجلدها رو برداشتم و ورق زدم و به این جمله چشمم برخورد. توجیه شدم که دیگر نگویم چرا آیت الله خمینی در پاریس و بهشت زهرا آن حرفها رو زد و بعد از پیروزی انقلاب حرفهای دیگری زد. خوشحالم که بعد از سالها به یکی از نکات مبهمی که همیشه برایم سوال بود دست پیدا کردم. فرصت کنم بیشتر از اینها صحیفه نور را خواهم خواند. نکات جالبی دارد.

هیچوقت به حرف کسی اعتماد نکنید فقط خودتان دنبالش بروید و بخوانید و آگاه شوید. این توصیه دکتر شریعتی را آویزه گوشم میکنم که دانستن مردم باعث ترس قدرتمندان است. بیشتر و بیشتر بخوانید تا درست قضاوت کنید.


روز اردیبهشتی
.: 1389/02/03 :.

چه اسفندها، آه
چه اسفندها دود کردیم
برای تو این روز اردیبهشتی
که گفتند این روزها،
می رسی از همین راه...


قیصر امین پور


دوم اردیبهشت سالروز میلاد قیصر عزیز بود قیصری که بسیار دوستش می دارم. چقدر خوشبختم که تو اردیبهشت و به فاصله چهار روز بعد از تولد قیصر تولد خودم است این شعر رو خیلی دوس دارم وصف حال خودم و قیصر است.

راستی چرا اردیبهشت یه ماه خاصی است  و این قدر برایم دوست داشتنی است.


اند های کلاس
.: 1389/01/28 :.

یه رنگیم رو زمانی فهمیدم که چند روز پیش برای مراسم ختم مادربزرگم عازم ارومیه شدم تو هواپیما تو خودم فرو رفته بودم بی توجه به دخترایی که در دو سوی صتدلیم بودند و مهمانداری که نگاهم میکرد که چرا از اول پرواز هدفون به گوش و چشمان بسته نشسته ام. خیلیا دریچه تهویه هوا رو باز کرده بودند و من بیخیال بودم. تا اینکه وقت پذیرائی شد و در چنین حالتی که برای فرو خوردن عصبانیتم شروع به خوردن میکنم. وقتی که دیدم خیلی از آقایون و خانوما با کارد سیبشون رو پوست می کندند حالم بهم خورد و با یک گاز جانانه به سیب سرخ حمله کردم طوری که همه برگشتند و نگاهم کردند تازه فهمیدم که که بی کلاس هستم که تو یه پرواز هواپیمایی با ایرباس که احتمال زنده بودنم خیلی بیشتر از توپولف بود سیب گاز می زدم.

این همه بیکلاسیم رو دوست دارم. غرورم سرجاش اما این بیخیالیم رو نمیدونم گجای دلم بذارم؟


بازم رسم زمونه
.: 1389/01/24 :.

عجب رسمیه رسم زمونه

قصه برگ و باد خزونه

میرن آدما از اونا فقط

خاطره هاشون بجا می مونه


یه مادربزرگم این موقع رفت و اون عزیز دیگه ام هم امروز پر کشید. از غم نمیتونم چیزی بگم فقط خیلی دوسش داشتیم خدایش بیامرزد.


<< 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>
© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.