
اگر مانده بودی تو را تا به عرش خدا میرساندم
اگر مانده بودی تو را تا دل قصه ها میکشاندم
اگر با تو بودم به شبهای غربت تنها نبودم
اگر مانده بودی ز تو مینوشتم تو را میسرودم
مانده بودی اگر نازنینم
زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت
با وجود تو رنگ سحر داشت
با تو این مرغک پر شکسته
مانده بودی اگر بال و پر داشت
با تو بیمی نبودش زطوفان
مانده بودی اگر همسفر داشت
با تو و عشق تو زنده بودم
بعد تو من خودم هم نبودم
بهترین شعر هستی رو با تو
مانده بودی اگر میسرودم
هستیم را به آتش کشیدی
سوختم من ندیدی ندیدی
مرگ دل آرزویت اگر بود
مانده بودی اگر میشنیدی
با تو دریا پر از دیدنی بود
شب ستاره گلی چیدنی بود
خاک تن شسته در موج باران
در کنار تو بوسیدنی بود
بعد تو خشم دریا و ساحل
بعد تو پای من مانده در گل
مانده بودی اگر موج دریا
تا ابد هم پر از دیدنی بود
با تو و عشق تو زنده بودم
بعد تو من خودم هم نبودم
بهترین شعر هستی رو با تو
مانده بودی اگر میسرودم
مانده بودی اگر نازنینم
زندگی رنگ و بوی دگر داشت
این شب سرد و غمگین غربت
با وجود تو رنگ سحر داشت
آخرین روز و ساعات 88 را با این آهنگ زیبا به سر بردم.
از یک دوستی پرسیدم که عشق میمیرد؟ گفت تا آخر تعطیلات فرصت داری فکر کنی و بهم بگوئی. تازه بعد از شنیدن این ترانه و جاری شدن اشکهایم فهمیدم که عشق هرگز نمی میرد. همیشه عاشق بودم و این روزها عاشقتر از همیشه. عاشق زندگی، امید، خدا و هر چیز دوست داشتنی که در دور و برم است.
این ترانه بهم یادآوری کرد که یک روزی همه می روند و مهم آن احساسی است که ما برای رفتگانمان داریم. بالاخره دیر یا زود از کنار هم خواهیم رفت. خیلیها از من گذر کردند اما کاش طوری میرفتند که اگر فردا روزی در جائی و مکانی دیدم رویم را برنگردانم و خودم را به ندیدن بزنم که آره خیلی از هم دوریم. بودند کسانی که رفتند و این بار آنها بودند که مرا ندیدند با اینکه میدانم مقصر من نبودم اما باز متاسف چرا اینگونه شده است.
این ترانه بهم یادآوری کرد که یک روزی همه می روند و مهم آن احساسی است که ما برای رفتگانمان داریم. آغاز امسال مصادف با ارتحال مادر یکی از بهترین دوستانم این حادثه هم باعث شد که بیشتر به این نکته پی ببرم.
روزگاری با "تکیه گاه" عاشق شدم و نمی ترسم که بگویم منم عاشق بودم الان هم عاشق هستم اما عشقی که فقط به خودش فکر نمیکند، این عشق هم همراه با خودم بزرگ شده است و به چیزهایی می اندیشد که هم اینک آرمانش شده است. چقدر این لحظات را دوست دارم. حس میکنم پر از شعر و ترانه و انرژی هستم و این همه از موهبت حضرت عشق است.
این ترانه در آلبوم جدید امید "شب میلاد" بهترین ترانه است و من که برای آخرین بار در سال 83 با ترانه "احساس" شهرام صولتی گریسته بودم با این ترانه اشک باران شدم. این ترانه بهترین بهانه برای گوش دادن به این آلبوم زیباست.
تو جایی که انتظارش را دارم حضرت عشق به دادم رسیده و هر از گاهی به یک نشانه بهم یادآوری کرده است که من عاشقم و این بار نشانه اش این ترانه زیبا بود. کاری ندارم دیگران چه می گویند اما این را خوب میدانم که با یه نغمه و آهنگ دلم لرزیده است بی آنکه دلیلی داشته باشد و این یعنی عشق.
خیلی جاها و وقتها دلم لرزیده است. دیدار مادرم بعد از دو ماه دوری، قدم گذاشتن تو حرم پاک رضوی، شنیدن اذان مرحوم موذن زاده وقتی که کم آورده بودم (یک سال پیش)،با شنیدن سرود "ای ایران" در خرداد پرحادثه 88، همه اینها یک جورایی بهم یادآوری کرده است که عاشقم، آره عشق هیچوقت نمیمیرد حتی مثل انرژی به چیز دیگری تبدیل نمیشود عشق همیشه زنده است به شرطی که تو خودت باشی و بخواهی.
خوشحالم سال جدیدم را با دنیایی از امید و انرژی شروع کردم. خوشحالم که امسال قراره بهتر از پارسال باشد.
خیلی خوب است که سال جدیدم با یک موسیقی و انرِژی خوب شروع شده است و چقدر امید عزیز در این شروع خوب سهم بسزایی دارد. امسال به همه کارهایی که میخواستم انجام بدهم و تابحال نکردم خواهم پرداخت.
دوستی میگفت که این ترانه را اردلان سرفراز سروده است. واژهها هم چنین چیزی را میگویند و چقدر خوب است که اسطوره ترانه اینچنین غافلگیرمان کرده است و چنین حالمان را دگرگون ساخته است. این ترانه دوست داشتنی است چون "آن" دارد چیزی که خیلی وقت است تو هیچ ترانهای ندیدم و حسش نکردم.
بهانه برای نوشتن زیاد بود اما میخواستم با انرژی بنویسم و برای همین این ترانه و آهنگ را بهانه کردم.
از اینجا این آهنگ زیبا را دریافت کنید.










