بهترین فیلم های ۲۰۱۰ یکجا! بهترین فیلم های ۲۰۱۰ یکجا!
اکشن,رزمی,ترسناک,تخیلی...!
هر فیلم فقط 190 تومان!
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
لایحه خانواده، مخلصتیم!!!
.: سه شنبه 2 شهریور ماه سال 1389 :.

یه زمانی قرار بود با یه دوستی که به اسم مستعار داش قیصر برام می نوشت اینجا رو از سوت کوری در بیاریم اما خب در دسترس نبودن این عزیزم باعث شده بود که نتونم زیاد در کنارش باشم الان این چند روزه این دوست عزیزم مهمون خانه کوچکم شده و بهتر است از این موقعیت استفاده کنم و این نوشته زیبایش را در اینجا برای استفاده دوستان قرار دهم. امیدوارم این داش قیصر دست از تنبلی ورداره و بازم برامون بنویسه.

 

 

 

دِ لامروت یه کاری نکنین که بازم من دوباره بیام و باز یه لیچاری بار این و اون بکنم خب خجالت هم خوب چیزیه. مخلص کلوم اینکه من با این خانومایی که داد و قال می کونن و هی می گن مرد باس یه زن داشته باشه و لاغیر خوشم نمیاد.

زیر این گذر که میام زنای محل همشون به چشم برادری بهم نگاه می کنن تا ببین از این نگاه لاکردار ما توفیری واسشون حاصل میشه یا نه؟ اما خب دیگه ما به خان دائی قول دادیم که دیگه از این کارا نکنیم تازه این کریم آب منگول هم به گوشش بشنفه که قیصر زیر سرش بلند شده و تنبونش دو تا شده حرف در میارن و نمیشه سری بالای سرا بولند کرد. حالیته که آبجی. این کارا خوبیت نداره. دِ بابا مردونگی به این حرفا نیس که دشنه رو تو روز روشن تا دسته تو شیکم نامرد بکونی و بگی اوس کریمو عشقه.

حالا مگه چی شده؟ عیبی داره طبق شریعت دینمون مرد چار تا زن بستونه و یه سر و سامونی به این دخترای دم بختی که له له شوعر رو می زنن بده؟ دِ نه دیگه این نمایندگان مجلس شورا به فکر دخترای دم بختن و بد کاری می کنن؟ نه به مولا

حالا این داش فرمون ما یه خبطی کرده و خاطر خواه شده دلیل نداره که این همه لولو و ممه و ممه کنین. خب زن داشته که داشته از قدیم الایام گوفتن زن یکیش کمه دو تاش غمه سه تاش خاطر جمه. تازه با این قانونی که داره میاد مام باس یه فکری به حال خودمون بکنیم. حالا خب درسته که ما خاطر خواه اعظمیم اما خب دیگه. همش که نمیشه یه نوع میوه رو خورد یه روز هلو یه روز انار یه روز هم طالبی حال میده.

حالا از اینا بگذریم چه دلیلی داره یه فوتبالیست روزه بخوره، فوتبالیست باس فحش بخوره تا تو زمین گل نخوره. بازیکن باید جربزه داشته باشه یا توپ ازش رد بشه یا بازیکن حریف والا این فوتبالیست باس بذاری دم دروازه و به توپ بیست میلیمتری بستش. چه معنی داره این علی کریمی بخواد رو حرف آق آجرلو حرف بزنه. بهرحال عزتی و احترامی و حالا که سبزی که سبزی، خب قورمه سبزی هم سبزه.

باس از این داش علی یاد بگیره که چطوری یه روز با داش محمود فالوده میخوره بعد یه روز دیگه اش میره پیش این میرکوپن و سکه یه پولش میکنه و آخر هم باز دس تو دس حاج حبیب میذاره و تیمش رو جم و جور میکنه. البته این آخریا با حاج ممد مایلی خوب حرف نزد یادم باشه بدیم دست این بروبچ تا یه گوشمالی بهش بدن بهرحال حاج مایلی گفتن و بزرگتری گفتن.

از این بگذریم من تو کار این جوونا موندم یا مث این صاحب وبلاگ دخمه (منظورم این اهبر خونه بدوش هستش) میشه مث ممل آمریکایی و عشق یو اس آ چشاش رو کور کرده و این تهرون خودمون رو ول کرده و چسبیده به این نیوجرسی مادر مرده یا میشن مث آق سید گوزنها که نعشه کراک و شیشه و میشه هستند. دِ خجالت بکشین برین دانشگاه و انقلاب علمی بکنین نذارین این اساتید غرب زده مفلک جاسوس سیا دچار رکود علمی بشن. دِ مذبتو شکر بذارین سرمون به کارمون گرم باشه.

من موندم تو کار این روشنفیکرهای یک قرونی (قیمت دو زاری برای یه شکر دیگه است که تو فیلم آق مارمولک می گفت زیاد جدی نگیرین) که خودشون رو جدی میگیرن و خیال می کنن که فقط اینان که باس در مورد ملت فکر کنن. ملت همیشه در صحنه الان در اضطراب سالوادور هستند که ببین باز می خواد سر و ته کی رو هم بیاره، خب کم کاری نیست که طرف از اون دنیا نیومده که راس بگرده و بگه خیالی نیست باس یه کار مفیدی انجام بده.

صب کن بینم انگار موقع بررسی لایحه خانواده دعوا سر اینه که زودتر این لایحه تصویب بشه تا با شرایط اسلامی سالوادور از سیمای حاج عزت پخش بشه تا کسانی که امکانات سیم انداختن به در و همسایه ندارن به طور عملی کارکرد این لایحه بسیار وزین و گوهر بار رو ببین.

برم از این خان  دائی بپرسم که لایحه خانواده چه کارکردهای دیگه ای داره تا من میرم و برمیگردم  در پناه اوس کریم سبز و آبی و سرخ و سفید و عنابی باشید.

مخلص همگی/ داش قیصر


آی مجردی
.: دوشنبه 30 فروردین ماه سال 1389 :.

موضوع انشا: مجردی بهتر است یا متاهلی؟(مربوط به یک کلاس پسرانه است)

نظر به اینکه مقوله ازدواج یکی از مهمترین مراحل زندگی هر فرد است به همین خاطر با توجه به موضوع این جلسه کلاس انشا قصد داریم به روشن سازی این مقوله بسیار پراهمیت بپردازیم.

ازدواج به لحاظ لغوی معانی زیادی دارد که در حوصله بحث این جلسه نمی گنجد اما به لحاظ جامعه شناختی ازدواج یعنی اینکه دو نفر مجرد (حال یا سابق، سابق از جنس مذکر قصد دارد دو شلواره شود یعنی با شرمندگی تنبونش دو تا شده و میخواهد سر زنش هوو بیاره، بر پدر و مادر هر کی که رو دیوار فحش بنویسه) در کنار هم زندگی کنند و اگر مشکل بارداری و سایر مشکلات بهداشتی و روانی را نداشتند میخواهند بچه دار شوند و بعد بچه هایشان ازدواج کنند و صاحب نوه و نتیجه گردد (آرزو بر جوانان عیب نیست، بدنت داغه و خبری از هزینه بیمارستان و زایشگاه دستت نیست وقتی فاکتور سه میلیونی جلوی چشات رقصیدن تازه میفهمی حساب یه میلیونی با سود سالیانه صد هزار تومن چه حالی میدهد به صاحب بچه).خب این سیکل طبیعی همیشه بوده است و باید ادامه یابد.

اما اصولا چرا یک فرد ازدواج میکند؟ مگر عقلش پاره سنگ برداشته است که کسی برای خودش نکیر و منکر بتراشد؟ با کمال شرمندگی بله. (شما به بقیه اش کاری نداشته باشید بهتر است آن اس ام اس مربوط به آمار عقلا و صاحب زن و بچه را دوباره بخوانید، بنا به پاره ای مسائل امنیتی و حیثیتی از درج چنین پیامکهایی معذوریم)

اصولا فرد مجرد (لزوما آقایون) نمیتواند خانه مجردی بگیرد پس باید حتما و بنا به مصلحت ازدواج بکند تا بتواند خانه مجردی (ببخشید همان خانه بخت) را بگیرد.

آخر یک نیست به من بگوید با این شرایط جدیدی که سایت ازدواج برای دختران و پسران گذاشته است مگر میشود ازدواج کرد. خب ماشالله پسران این دوره زمانه کوتوله شده اند و مردان چهار شانه را فقط می شود در هالیوود پیدا کرد خب همه هم که امکانات سفر به خارج از کشور را ندارند (تازه این مردای خارجی اصلا اهل زن و زندگی نیستند همش دوس دارند با جک و جونور و جی اف واین جور چیزها سرشون رو گرم کنند همون پسرای شکم گنده و کوتاه ایرانی بهتره، بهرحال کمبود امکانات است و یه جوری باید ساخت)

در مورد شرایط ازدواج دختران هر کاری کردم که چیزی بنویسم دیدم از هر طرفش به کسی بر میخورد پس عجالتا به همین پسران بپردازیم بهتر است.

همین پسران مجرد نمی توانند وارد شهربازی شوند چون نوشته است ورود آقایان مجرد ممنوع است (خب مگه بچه ای که میخوای بری شهربازی برو دنبال کار و زندگیت. تازه درس بخون و از دانشگاه قبول شو هم کلاسش بالاست و هم تنوع انتخاب زیاده، اینم یکی از مزایای دانشگاه رفتن است).

تازه همین آقایان مجرد بروند تایلند و برگردند همه یک جوری نگاهشان می کنند که انگار مترسک سر مزرعه هستند و جوری با شماتت می پرسند که شما رفته بودید تایلند، که آدم دلش میخواهد دیگر پایش را از میدان آزادی به آن طرف تر نگذارد. اتفاقا تایلند کشور خوبی است و معابد زیبایی دارد که برای گردشگری خوب است، حالا اگر اکراین هم رفتید ایرادی نداره فقط معابد اوکراین کمی زنده هستند و برای کسانی که قلبی ضعیفی دارند اصلا خوب نیست دیدنشان. بهرحال دیدن قدرت و عظمت آفرینش خداوند قلبی محکم و قرص میخواهد که مثل ساعت کار بکند.

اصولا بحث ازدواج بحث بسیار شیرین و خوبی است اما بهتر است زیاد در این مسائل کنکاش نکنید اگر در آستانه ازدواج و بچه دار شدن هستید سریع بجنبید که وام یک میلیون تومانی در راه است تازه سود صد هزار تومانی را خرج نکنید آنقدر برکت دارد که بعد از بیست سال یکصد و بیست میلیون تومان سرمایه می شود (چیه چرا می زنید؟ مگه من گفتم؟ خود رئیس محترم جمهوری اسلامی در خیل عظیم و میلیونی شهروندان ارومیه ای گفته است. اگر باور ندارید خب به من چه؟ من فقط نقل قول کردم)

با توجه به این دلایل بسیار قوی بهتر است که جوانان کشور ازدواج نکنند والا وزیر و وکیل و نماینده مجلس و رئیس سازمان جوانان در مورد چی حرف بزنند تا حقوقی که پای سفره زن و بچه محترمشان می می برند حلال و نوش جانشان باشد.

(خب کلاس انشاست نه مجمع عمومی سازمان ملل که دو ساعت فک بزنم، همینقدر بسه تا بعدا بیام بقیه شو بهتون بگم) 

 پی نوشت:

هر وقت غمگین باشم طنز نوشتنم گل می کنه. چند صباحی است که به اون صورت نخندیدم . چند وقت پیش مطلب طنزی در مورد سایت ازدواج نوشته بودم اما الان با یه مقدار تغییر و تصحیح در اینجا میاورم. شاید از نظر خیلیا این طنز نباشه اما امیدوارم در شرایطی که خودم زیاد نمی خندم باعث تبسم دوستان گردد. تا چند روز آینده اگر خدا بخواد از لحاظ خونه سر و سامان می گیرم و احتمالا اینترنت خونه ام تا سه چهار هفته درست میشه و دیگه از این کافی نت ها راحت میشم.



سالهای لهجه دار
.: دوشنبه 3 اسفند ماه سال 1388 :.

خوب شد که این داش قیصر این مطلب رو برام ایمیل کرد والا مونده بودم که در مورد سالهای مشروطه چی بنویسم. خودم در مسافرتم باز و نمیتونم این هنرنمائی ها رو ببینم دوستانی که دیدن و همین داش قیصر عزیز راست و دروغش پای خودش. حیف که دستم به طنز نمیره والا خودمم دلم میخواست یه چیزی می نوشتم. چه حیف شد که سالهای مشروطه از امیرکبیر به این ور ول کردم و نگاه نمیکنم. حالا به کجا رسید.
در ضمن این عکس رو به سلیقه خودم گذاشتم تا یادی از خاطرات سریالهای طنز رو داشته باشی اما انگار سالهای مشروطه رو دست شبهای برره بلند شده است.






جان من شوخی نکنید یعنی چی زبان مادری؟ خب یعنی زبانی که مادرش می حرفد و تو هم میحرفی پس این زبان پدری کجا رفت؟

نه طنز نیست باید گریه کرد این مظفرالدین شاه مادر مرده که اتفاقا مادربزرگش مهدعلیا بود و بنا به روایت جناب ورزی عاشق امیر کبیر بود (من نمیگم اینو جناب خسرو معتضد در سالهای مشروطه تو حلقوم ملت کرده) چنان به لهجه سلیس ترکسی اصیل صحبت میکند که بایرام باقالی هم در اخراجی ها نمیتوانست از خودش بروز دهد. حالا اینها بماند این محمدعلی شاه بی پدر و مادر که اتفاقا پدرش همین مظفرالدین شاه مادر مرده که بازم اتفاقا مادربزرگش مهدعلیا بود و بنا به روایت جناب محمد علی ورزی عاشق امیر کبیر بود هم چنان فارسی را لهجه اصیل تبریزی می حرفید که من به ترک بودن ستارخان چنان شک کردم که گفتم احتمالا همین ستارخان با آن فارسی سلیسش دستور حمله به مجلس را داده است. خب مرتیکه این ریحان رو از کجا آوردی لااقل داغلار قیزی ریحان رو پخش میکردی تا به یمن حماسه عظیم 22 بهمن یه حرکات موزون آذری می نمودیم تا خواص از ما یاد بگیرند تا صریحا اظهار وجود کنند نه اینکه این داش مهدی و میر جان ما بشینند و باز با خودشان حرف بزنند حالا نتیجه چه شود به شما چه باز خواص می دانند و خودشان.

داشتم می فرمودم که بابا ستارخان بابا باقر خان بابا سردار و سالار ملی چه باحال فارسی حرف میزدند به جان خودم به جان این باجناقم که میخوام سر به تنش نباشه من اگه این جوری فارسی حرف می زدم الان برای خودم یه الهی قمشی بودم که بیا و تماشا کن.

جان من این ستارخان بود این طوری فارسی حرف میزد چنان فارسی رو خوب حرف می زد که افتخاری نمیتونی اصفهونی حرف بزند؟

حالا آخر این مهد علیا چی شد؟ آخی عشق نافرجام شیرین بی فرهاد لیلی بی مجنون عذرا بی وامق وای من چی بگم.

آی کجایی فرمون که قیصرت هنگید و چیزی نمیتونه بگه به جان این کریم آب منگول داش قیصر هم نمیتونه به خوبی ستارخان فارسی حرف بزنه دقت کردین حتی این گوگوش هم که میخونه بعضا مثل عهدیه شینش شش تا نقطه داره و باز مثل ستارخان نمیتونست به این خوبی فارسی حرف بزنه.

مسعود کیمیایی جان کجایی که قیصرت بی ستارخان شد تازه تو هم مثل ستارخان نمیتونی فارسی حرف بزنی.

تازه اگه ستارخان ترکی حرف میزد شیخ فضل الله هم اعدام نمیشد عجب مرد نازنینی بود یه کاری کرد که مهرش به دست دشمن نیفته. آخی دل آدم کباب میشه وقتی این صحنه ها رو میبینه امیر رو در فین کشتند و اینو در پای طناب دار. اما کو فرق معامله. یکی برای ایرانی مرد و این کی من نمیدونم برای کی مرد اما یادمه گفت دشمن داره مشروطه رو منحرف میکنه و ها راستی ای که گفتی مشروطه یعنی چه (ا این شیرفرهاد وسط سالهای مشروطه چیکار وکنه؛ البته اگه تو قسمتهای بعدی دیدن نظام دو برره با خرزو خان اومد دهن این اصلان رو آسفالت کرد و امینه رو دزدید تعجب نکنید از این جناب ورزی و خسرو خان هیچی بعید نیست آخه مگه نمیدونین مهدعلیا عاشق امیرکبیر بود)

زبان مادری به جایی رفته که حتی عرب هم نتوانسته است به آنجا نی بیندازد آخه نمیتونست مثل ستارخان فارسی حرف بزنه. خب چیکار کنیم؟

خب مقصر این دشمن و عوامل استکبار هستند اگه این ریحان و امینه نبودند حتما ستارخان به ترکی حرف می زد نه بابا همش زیر سر این انگلیس بی پدر و مادر است که باعث شد مهد علیا عاشق این امیر کبیر بشه و بعد هم مظفرالدین شاه لهجه ترکی پیدا کرد و بعدش هم محمدعلی شاه با لهجه زیبای آذری به کنلل لیاخوف دستور حمله به مجلس را داد و اونم باعث شد تا ریحان بیاد تا ستارخان به فارسی سلیس بخواد بخونه :

داغلار قیزی ریحان ریحان ریحان
عالم سنه حئیران حئیران حئیران
گؤزللر گؤزلی ریحان ریحان ریحان
عالم لر ازلی ریحان ریحان ریحان
عالم سنه حئیران حئیران حئیران
نه گؤزل سن آی قیز
گول چیچک سن آی قیز
بیردانه سن آی قیز
دردانه سن آی قیز
بیر قارادیر گؤزون ریحان ریحان
بالدان شیرین سؤزون ریحان ریحان
عالم سنه حئیران حئیران حئیران
نه گؤزل سن آی قیز
گول چیچک سن آی قیز
بیردانه سن آی قیز
دردانه سن آی قیز



عزت همگی زیاد از زیاد؛ داش قیصر



در گوشی(۳)
.: چهارشنبه 28 بهمن ماه سال 1388 :.

تو هواپیما که سقوط میکنیم، قطار هم از ریل خارج میشه، تو اتوبوس هم خرو پف ملت رینگ تون موبایلشون نمیذاره راحت باشه بگین ما چه جوری آسوده و راحت مسافرت کنیم؟


درگوشی (2)
.: یکشنبه 25 بهمن ماه سال 1388 :.

خب عزیزم این ولنتاین که میگن چی چی هست؟خوردنیه؟ نوشیدنیه؟ دادنیه؟ خوشمزه است؟ مزه ایستک انار میده؟ من از ایستک شش میوه خوشم نمیاد ها گفته باشم.

حالا چه جوریاس؟ مال خواصه؟ چه رنگیه؟ نگو سبزه که دارم بالا میارم.

عزیزم عیبی نداره این دفعه تهنا تهنا بخورش دفعه بعد با هم میریم تو فرحزاد آب زرشک میزنیم به سلامتی خواص.

آی قربون این ولنتاین برم که باعث شده من اعتیاد به شکلات رو ترک کنم آخه گیر نمیاد بخورم.

عزیزم عزت زیاد


درگوشی (1)
.: جمعه 23 بهمن ماه سال 1388 :.

درگوشی یه چیزی بهت بگم به کسی نگی ها:

عزیزم سر سفره عقدت از سبز و سبزی استفاده نکن آخه میگن شگون نداره.


چرا طنز؟!
.: شنبه 3 بهمن ماه سال 1388 :.

از بس بهم گفتن غمگین می نویسی و رو اعصابمون خط میری تصمیم گرفتم که طنز بنویسم(با خودم میگم یعنی میشه من دوباره طنز بنویسم؟ وجدانم می گه آره تو میتونی تو موفق میشی).

خب از کجا شروع کنیم مامانم گفته در مورد قورمه سبزی و سبزه و سبزوار و سبزی خوردن نباید جایی حرفی بزنی از اونجایی هم که من بچه حرف گوش کنی هستم میگم چشم مامان جونم.

بابام هم نصیحتم میکنه میگه حق نداری بنویسی که برادرت متولد 63 است یا در مورد 13 بدر یا سبزه گره زدن چیزی بنویسی.

یکی از دوستانم هم گفته حق نداری در مورد .... و .....و.... و ..... چیزی بگی والا باعث میشه کارت رو از دست بدی.

تازه دختر خاله ام اس ام اس زده میگه یه روز یکی از همشهری های علیرضا افتخاری (آخه خودم تو فیس بوک یه گروهی درست کردم به نام «گفتن جوک قومیتی موقوف» خب بده من از این جوکها تعریف کنم) در قسمت تحتانی بدنش که برای تزریق آمپول عضلانی مناسب است یک میخی فرو می رود پیش یه پزشکی می رود و آقای دکتر هم بهشون میگن اگه 6300 تومن بدی می تونم برات درش بیارم. خب این همشهری آقای علیرضا افتخاری در جوابش برمیگرده میگه: خب آ دکتر 1300 تومن بهت میدم آ یه خورده خمش کن تا بیشتر تو نره. (خب این چه ربطی داشت؟) همین جوری نوشتم تا بگم بلدم جوک از این و اون کش برم.

اما بریم سر طنز فاخرمان که قرار است به کسی توهین ننمائیم و فقط نیشتر بزنیم.

نمیدونم چرا باید طنزی بنویسیم که نمیشه حرف زد.

در مورد سیاست اصلا حرفش رو نزن که بوی قورمه سبزی و کو کو سبزی های خوشمزه مامان جونم بلند میشه و بیا و ببین که چه خوردن داره.

قدیما پسرا می رفتن دانشگاه یا سربازی که زود زن بگیرن اما تو این دوره زمونه زن میگیرن تا زود دانشگاه برن و راحت سربازی بکنن. عجب دوره زمونه ای شده. اینا رو گفتم که مجردی رو در هر صورت عشقه.

آهان بالاخره پیدا کردم سوژه مورد نظر رو، در مورد مجردی حرف می زنیم:

مزایای مجردی

1. ..... (سانسور شد غیر قابل گفتنه)

2. تا دلت بخاد ........ (اِ این چه حرفیه که میزنی)

3. ..... ( اصلا به کسی که ربطی داره که تو مجردی چیکار میکنیم)

4. اووووف تا دلت بخاد میتونی ....... ( اوا خدا مرگم بده این چه حرفیه عزیزم)

5. ..... (وای نگو که داغ دلم رو تازه کردی کجایی جوانی که قدرت رو ندونستیم)

6. وای یه شیشه ...... با یه کیس هلو برو تو گلو باهم تو یه شب فقط بشینی PC3  بازی کنی آی چه حالی میده (آخه یکی نیست بگه بلد نیستی بنویسی مجبوری منکراتی بنویسی)

7.

8.

9.

10.

11.

12.

13. بقیه مزایا رو باید تجربه کرد گفتنی نیستند.

دیدین مجردی 13 تا مزیت داره اما معایب مجردی دقیقا 2+61 تا است که اصولا گفتن فساد و فسج و فجور از گناهان است و نباید این کارها رو رواج داد  آقا جان تو برو زنت رو بگیر چرا دنبال بهونه میگردی. (من به ریش باجناقم که میخوام سر به تنش نباشه خندیدم اگه بخوام به فکر ازدواج باشم)

اه بابا اینم شد سوژه فرتی تموم شد.

خب از چی بنویسیم

سر به سر دخترا بذارم؟ (بچه خوبیت نداره بشین سرجات تو کی میخوای آدم بشی)

اما در اینجا بهتر است این مطلب را با تعریف کردن یک جوک بالای هیجده سال که برای افراد زیر هیجده سال قابل درک باشد به اتمام می رسانیم:

خب یه روز یه نفری میخواست به یه شهری بره که ....

اه ول کنید بابا هر کی میخواد جوک بالای هیجده سال بخونه تو گوگل سرچ کنه خوباش گیرش میاد مثلا

یه روز یه زنه میخواست حال شوهرش رو بگیره (البته اصلا نمیگم تو کدوم شهر بودن) هیچی دیگه حالش رو میگیره و بهش شام نمیده. 


محکمه الهی
.: شنبه 26 مرداد ماه سال 1387 :.

این شعر آقای خلیل جوادی رو چند وقت پیش یکی از دوستان برام بلوتوث کرده بود و از اونجایی که دیدم خیلی شنیدنی و خوندنی هست برای استفاده دوستان هم اینجا گذاشتم.


محکمه الهی

یه شب که من حسابی خسته بودم، همین‌جوری چشامو بسته بودم
سیاهی چشام یه لحظه سُر خورد، یه دفعه مثل مرده‌ها خوابم برد
تو خواب دیدم محشر کبری شده، محکمه الهی برپا شده
خدا نشسته، مردم از مرد و زن، ردیف ردیف مقابلش واستادن
چرتکه گذاشته حساب کتاب میکنه، به بنده‌هاش عتاب خطاب میکنه
میگه: چرا اینهمه لج میکنید؟ راهتونو بیخودی کج میکنید؟
آیه فرستادم که آدم بشید، با دلخوشی کنار هم جم بشید
دلای غم گرفته رو شاد کنید، با فکرتون دنیا رو آباد کنید
عقل دادم برید تدبر کنید، نه اینکه جای عقلو کاه پر کنید
من بهتون چقدر ماشاالله گفتم؟ نیافریده باریک الله گفتم!
من که هواتونو همیشه داشتم، حتی یه لحظه گشنتون نذاشتم
اما شما بازی نکرده باختید، نشستید و خدای جعلی ساختید
هر کدوم از شما خودش خدا شد، از ما و آیه‌های ما جدا شد
یه جو زمین و این همه شلوغی؟ این همه دین و مذهبه دروغی؟
حقیقتا شماها خیلی پستید، خر نباشید گاو نمی‌پرستید
از توی جمع یکی بلند شد ایستاد، بلند بلند هی صلوات فرستاد
از اون قیافه‌های حق به جانب، هم از خودی شاکی، هم از اجانب
گفت چرا هیچکی روسری سرش نیست؟ پس چرا هیچکی پیش همسرش نیست؟
چرا زن‌ها اینجوری بد لباسن؟ مردای غیرتی کجا پلاسن؟
خدا بهش گفت بتمرگ، حرف نزن، اینجا که فرقی ندارن مرد و زن
یارو کِنِف شد ولی از رو نرفت، حرف خدا از تو گوشاش تو نرفت
چشاش می‌چرخن، نمیدونم چشه؟ آهان، میخواد یواشکی جیم بشه!
دید یکمی سرش شلوغه خدا، یواش یواش شد از جماعت جدا
با شکمی شبیه بشکه نفت، یهو سرش رو پایین انداخت و رفت
قراولا چند تا بهش ایست دادن، یارو وانستاد، تا جلوش واستادن
فوری درآورد واسشون چک کشید، گفت ببرید وصول کنید خوش بشید
دلم برای حوریا لک زده، دیر برسم یکی دیگه تک زده!
اگه نرم حوری دلگیر میشه، تورو خدا بزار برم دیر میشه
قراول حضرت حق دمش گرم، با رشوه خیلی کلون نشد نرم
گوشای یارو رو گرفت تو دستش، کشون کشون برد و یه جایی بستش
رشوه حاجی رو ضمیمه کردن، توی جهنم اونو بیمه کردن
حاجیه داشت بلند بلند غر می‌زد، داشت روی اعصابا تلنگر می‌زد
خدا بهش گفت: دیگه بس کن حاجی، یه خورده هم حبس نفس کن حاجی
اینهمه آدم رو معطل نکن، بگیر بشین اینقده کل‌کل نکن
یه عالمه نامه داریم نخونده، تازه، هنوز کرات دیگه مونده
نامه  تو پر از کارای زشته! کی به تو گفته جات توی بهشته؟
بهشت جای آدمای باحاله! ولت کنم بری بهشت؟ محاله!
یادته که چقدر ریا میکردی؟ بنده‌های مارو سیا میکردی
تا یه نفر دورو برت میدیدی، چقدر والضالینو میکشیدی!
اینهمه که روضه و نوحه خوندی، یه لقمه نون دست کسی روسوندی؟
خیال میکردی ما حواسمون نیست؟ نظم و نظام هستی کشکی کشکیست؟
هر کاری کردی بچه‌ها نوشتن، می‌خوای خودت برو ببین تو زونکن
خلاصه وقتی یارو فهمید اینه، بازم درست نمیتونست بشینه
کاسه صبرش یه دفعه سر می‌رفت، تا فرصتی گیر میاورد در می‌رفت
قیامته اینجا، عجب جائیه! جون شما خیلی تماشائیه!
از یه طرف کلی کشیش آوردن، کشون کشون همه رو پیش آوردن
گفتم اینا رو که قطار کردن، بیچاره‌ها مگه چکار کردن؟
مأموره گفت: میگم بهت من الان، مفسد فی‌الارض که میگن همین هان
گفت: اینا بهشت‌فروشی کردن، بی‌پدرا خدارو جوشی کردن
به نام دین حسابی خوردن اینها، کفر خدارو درآوردن اینها
بدجوری ژاندارکو اینا چزوندن، زنده توی آتیش انو سوزوندن
روی زمین خدایی پیشه کردن، خون گالیله رو توی شیشه کردن
اگه بهش بگی کُلاتو صاف کن، بهت میگه بشینو اعتراف کن!
همیشه در حال نظاره بودن، شما بگو؛ اینا چه کاره بودن؟
خیام اومد یه بطری هم تو دستش، رفتو یه گوشه‌ای گرفت نشستش
حاجی بلند شد با صدای محکم، گفت: این آقا باید بره جهنم
خدا بهش گفت تو دخالت نکن، به اهل معرفت جسارت نکن
بگو چرا به خون این هلاکی؟ این که نه مدعی داره نه شاکی
نه گرد و خاک کرد و نه هیاهو، نه عربده کشیده و نه چاقو
نه مال این نه مال اونو برده، فقط عرق خریده، رفته خورده
آدم خوبیه، هواشو داشتم، اینجا خودم براش شراب گذاشتم
یهو شنیدن ایست خبردار دادن، نشسته‌ها بلند شدن واستادن
حضرت اسرافیل از اون ور اومد، رفت روی چارپایه و چند تا صور زد
دیدن دارن تخت روون میارن، فرشته‌ها رو دوششون میارن
مونده بودن که این کیه خدایا؟ تو محشر این کارا چیه خدایا؟
فکر می‌کنید داخل اون تخت کی بود؟ الان میگم، یه لحظه اسمش چی بود؟
اون که تو دنیا مثل توپ صدا کرد، همون که این لامپا رو اختراع کرد
همون که کارش عالی بود؛ اون دیگه، بگید بابا؛ توماس ادیسون دیگه
خدا بهش گفت دیگه پایین نیا، یه راست برو بهشت پیش انبیاء
وقتو تلف نکن توماس؛ زود برو، به هر وسیله‌ای اگر بود برو
از روی پل نری یه وقت میفتی، میگم هوایی ببرند و مفتی
باز حاجی ساکت نتونست بشینه، گفت که مفهوم عدالت اینه؟
توماس ادیسون که مسلمون نبود، این بابا اهل دین و ایمون نبود
نه روضه رفته بود؛ نه پای منبر، نه شمر می‌دونست چیه، نه خنجر
یه رکعت‌ام نماز شب نخونده، با سیم میماش شب رو به صبح رسونده
حرفای یارو که به اینجا رسید، خدا یه آهی از ته دل کشید
حضرت حق خودش رو جا به جا کرد، یه کم به این حاجی نگانگا کرد
از اون نگاههای عاقل اندر، سفیه شو باید بیارم اینور
با اینکه خیلی خیلی خسته هم بود، خطاب به بنده‌هاش دوباره فرمود
شما عجب کله‌خرایی هستید، بابا عجب جونورایی هستید
شمر اگه بود آدولف هیتلرم بود، خنجر اگر بود رولورم بود
حیفه آدم خودشو پیر کنه، و سوزنش فقط یه جا گیر کنه
میگید توماس من مسلمون نبود! اهل نماز و دین و ایمون نبود
اولا ً از کجا میگید این حرفو؟ در بیارید کله زیر برفو!
اون منو بهتر از شما شناخته، دلیلشم این چیزایی که ساخته
درسته گفته‌ام عبادت کنید، نگفته‌ام به خلق خدمت کنید؟
توماس نه بمب ساخته نه جنگ کرده، دنیا رو هم کلی قشنگ کرده
من یه چراغ که بیشتر نداشتم، اونم تو آسمونا کار گذاشتم
توماس تو هر اطاق چراغ روشن کرد، نمی‌دونید چقدر کمک به من کرد
تو دنیا هیچکی بی‌چراغ نبوده، یا اگرم بوده تو باغ نبوده
خدا برای حاجی آتش افروخت، دروغ چرا؛ یه کم براش دلم سوخت
طفلی تو باورش چه قصرا ساخته، اما به اینجا که رسیده باخته
یکی میآد یه هاله‌ای باهاشه، چقدر بهش میاد فرشته باشه
اومد رسید و دست گذاشت رو دوشم، دهانشو آورد کنار گوشم
گفت تو که کله‌آت پر قرمه سبزیست، وقتی نمی‌فهمی بپرسی بد نیست
اون که نشسته یک مقام والاست، مترجمه، رفیق حق تعالی است
خود خدا نیست، نماینده‌شه، مورد اعتمادشه، بنده‌شه
خدای لم یلد که دیدنی نیست، صداش با این گوشا شنیدنی نیست
شما زمینیا همش همینید، اون ور ِ میزی رو خدا می‌بینید!!
همین جوری  میخواست بلند شه نم نم گفت که پاشو باید بری جهنم
وقتی دیدم که منم گرفتار شدم داد کشیدم و یه دفه بیدار شدم

«خلیل جوادی»




در ضمن فرا رسیدن نیمه شعبان، میلاد مهدی موعود (عج) رو به تمامی دوستان عزیزم تبریک میگویم.


خوشحالی قزوینیها از واگذاری تیم پیکان
.: پنجشنبه 10 مرداد ماه سال 1387 :.

خبر فوری:

اهالی شهر قزوین با ابراز خوشحالی از واگذاری تیم فوتبال پیکان به شهر شهیدپرور و سلحشور قزوین برای امتنان خاطر بیشتر اهالی این شهر خواهان حضور اولیور کان در تیم تازه منتقل شده پیکان قزوین شدند، در ضمن با دعوت از خانم جنیفر لوپز از ایشان خواستند تا در دیدار هفته اول این تیم حضور داشته باشند.در ضمن قزوینیهای عزیز از ایشان خواستند که به آغوش اسلام روی بیاورند و در نماز جمعه این هفته شهر حضوری دشمن شکن داشته باشند.




تذکر جدی به فوتبالیستها: خواهشمند است برای حفظ سلامتی خودت زین پس از هنگام زدن ضربات ایستگاهی برای درست کردن مکان توپ به حالت نشسته اقدام شود .


آقای زمان شما متهمید!!! (به بهانه کنسرت  کریس دی برگ)
.: سه شنبه 14 خرداد ماه سال 1387 :.

خیلی از دوستان شاید منو به طرفداری متعصبانه از آقای زمان متهم خواهند کرد اما این چیزی که امروز برای نوشتن انتخاب کردم فقط حرفهایی هست که بعضا نمی‌شد راحت گفت و فقط این صحبتها مربوط به دید من می‌شود والا میتونستم در وبلاگ قصه گوی شب و یا به عنوان یه کامنت در وبلاگ شخصی آقای زمان نیز قرار دهم اما به دلیل اینکه تماما مسئولیت این نوشته بر عهده خودم هست و دوست دارم که در اینجا به سمع دوستان برسانم.

این تیتر که «آقای زمان شما متهمید» بی جهت نیست، بلکه بهانه کوچیکی تا به یه زبونی خاص بگویم که چه شده است شاید خیلی از دوستان بفهمند که چرا با آقای زمان چنین رفتاری می شود.

 

آقای زمان شما متهمید!!!

 

 

 

شما به چه عنوان به جناب آقای کریس دی برگ نامه می‌نویسید و باعث دلسردی ایشان از اجرای برنامه‌هایشان می‌شوید. دولت فخیمه مهرورز و مهرپرور و عدالت گستر در رسانه و جراید خودش را تام و جری میدهد که ملت ایران انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست و این دولت با وجود دوستانی نظیر روسیه و هندوستان که تحریمهای ایران را به رسمیت شناخته تحریمهای استکبار جهانی و ایادی آن را به هیچ نگاشته و آنها را به کیک زرد دایورت نموده است و آن وقت شما با این عمل ننگین و خائنانه‌تان که سعی در سیاه نمایی و بد جلوه دادن جامعه ایرانی را دارید؟ شما چگونه انتظار دارید که با این درشت گویی هایی که در مورد دولت و سیاستهای آن انجام دادید باز هم مجوز کنسرت بدهیم؟ شما خجالت نمیکشید و از این آگاه نیستید که «حفظ نظام از اوجب واجبات هست» ولو حتی با کنسرت دادن جناب کریس دی برگ که سهله ما قربان سرکار خانم شکیرا و جنیفر لوپز نیز میشویم تا با کنسرتهایشان موجبات استحکام پایه های نظام مقدس جمهوری اسلامی شوند و جوانان این کشور از روحانیت همیشه حاضر در صحنه رویگردان نشوند.

آقای حسین زمان شما متهمید که دارید تشویش اذهان عمومی می نمائید مگر شما با این همه تحصیلات دانشگاهی هنوز خبر ندارید که ساز از هر مواد مخدر و مشروبات الکی خطرناکتر هست و باید جلوی آن را گرفت اینکه جوان برود ساز یاد بگیرد و بیاید مثل آن دوران منحوس پهلوی اعتراض کند و اعتراضش را هنرش به گوش این و آن برساند، فکر میکنید کار درستی هست؟ ما خودمان اینکاره‌ایم ما که میدانیم خیل عظیمی از ترانه‌های اعتراضی آن زمان را که مرحوم فرهاد عنایت فرمودند و به گوش این جوانان رساندند در پیشبرد انقلاب آسمانی ما تاثیر گذار بود خب شما چگونه انتظار دارید که ما اجازه دهیم از اسلحه خودمان بر علیه خودمان استفاده کنند؟ در ضمن مگر ما نمیدانیم این جناب دکتر شریعتی فرد خوبی بودند ولی خب ایشان نیز باعث و بانی این انقلاب بودند خب چگونه اجازه دهیم با ترویج افکار ایشان توسط شما باز هم این ملت بخواهد شورش کنند و دودمان ما را بر باد دهند؟

شما خجالت نمیکشید؟ شما فکر کردید جناب م ر ش هستید که تلویزیون را تحریم کرده بودید خب ایشان یک خوبی هایی آن اوایل انجام داده بودند و تعدادی از عوامل آن رژیم فاسد را من جمله گلپایگانی،  ایرج، خوانساری و سرهنگ زاده و... را معرفی کرده بودند و ما خدمت اینها رسیده بودیم و حالا برای اینکه تابلو نشود گفتیم یه مدت زمانی که به مصلحت نظام هست ایشان صدا و سیمای عزیزمان را تحریم نمایند، حالا شما چرا کاسه داغتر از آش شدی؟ مگر بهتان نگفتیم مساله فلسطین از هر چیزی مهمتر می‌باشد و شما گوش نکردید خب انتظار داشتید هم صدایتان پخش میشد و هم راست راست می آمدید و می رفتید و در  مورد فلسطین عزیز سرودی نمی خواندید؟ واقعا که رو را برویم سنگ قزوین جلوی شما لنگ می اندازد.

اصلا چه کسی به شما گفته بود از آن عبدالله نوری (آبروی آخوندها را برده بود) طرفداری کنید مگر ما چه چیزمان از این خاتمی غرب زده کم بود که نتوانیم به آمریکا برویم تازه ما هاله‌ای نیز بر سرمان رویت شد که این جرج دبلیو بوش هم چشم دیدنش را نداشت حالا این مردک برداشته و تو آن روزنامه «خردادش» از مذاکره با آمریکا نوشته بود آن هم در سال 78 که اصلاح طلبان گور به گور شده بر سر مسند بودند خب ما هم ایشان را ادب کردیم و بعدا خودمان نیز مذاکره کردیم تا چشم این اصلاح طلبان در بیاد، شما چرا قلم برداشتی و در آن روزنامه «صبح امروز» سعید حجاریان ملعون (دیدی که آن را نیز سر جایش نشاندیم) برای عبدالله نوری نامه فدایت شوم نوشته‌ای؟

اصلا به شما چه که عید نوروز 79 جلوی بیمارستان میلاد برداشتی برنامه دعای توسل راه انداختی که چی بشود؟ این سعید حجاریان بی همه چیز دوباره زنده شود و از پائین فشار دهد و از بالا چانه بزند.

مگر شما نخود هر آش هستید که به حمایت از آن باقی و گنجی مرتد و مهدور الدم پرداختید مگر شما نمیدانید آن دو تا ملعون باعث شدند که شبها خواب خوش به چشمان شاه کلید عزیز و عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری پوش و برادر حسین و حسن نیاید. این ها را ما زندانی کردیم آنوقت شما می‌آئید در آن اورکات (خوب کردیم که فیلترش کردیم) از این اکبر گاف حمایت میکنی و در سایتهایی مثل روز آنلاین و امروز که با دلارهای آمریکایی راه انداخته اند بیانیه میدهی. میائی و در آن جشن کذایی شب یلدا (این شب یلدا هم از میراث دوران شاهنشاهی هست و باید هر چه سریعتر دکانش را جمع کنیم باید نیمه شعبان شب یلدا شود و شله زرد خورده شود و دعای فرج بخوانند نه اینکه چله زمستان ملت از کجا هندوانه پیدا کند و بخورد و تازه باید فال حافظ بگیرند) از باقی حرف می‌زنی.

شما اگر همین الان هم که نفس می کشید از سر سلامتی نظام مقدس ماست و الا با این جرمهایی که مرتکب شدید انتظار دارید که اجازه دهیم شما بیائید و کنسرت دهید و جوانان این مملکت گل و بلبل را منحرف کنید؟ شما خجالت نمیکشید؟ چگونه رویتان میشود که به روی مسئولین نظام نگاه کنید؟

برداشته‌ای برای جناب آقای کریس دی برگ نامه سیاه نمائی نوشتی که چی بشود؟

حالا هم در آن وبلاگت هر از گاهی بهانه جویی میکنی و پایه های نظام را تضعیف میکنی، نه جانم ما دیگر اجازه نمیدهیم شما اینگونه ادامه دهید از لج شما هم که شما متالیکا را هم می آوریم و کنسرت میگذاریم.

ببینم چه کسی به شما گفته بود از آن محمد خاتمی حمایت کنی وقتی که همه هنرمندان و خوانندگان صدا و سیما از حمایت از ایشان بر حذر شده بودند و حتی پایشان می افتاد بهش فحش و ناسزا هم میگفتند شما بی خود کردی که یک کاست را به آن آدم و عامل استکبار تقدیم کردی.

شما متهم هستید که چرا اهل دود و بافور نیستی؟ آخر کدام خواننده را دیدی که صدایش بدون مشروب باز شود و بخواند؟ آنوقت جنابعالی نه سیگار می کشی و نه حتی لب به ماالشعیر اسلامی هم نمی زنی چگونه انتظار داری که جزو هنرمندها حساب کنیم؟ جنابعالی خجالت نمیکشی وقتی همکارانت زنشان را طلاق میدهند و زن خوشگلتر و جوانتر می گیرند اما تو هنوز همان گونه ماندی. وقتی بسیاری از همکارانت از دوست دخترشان ترانه می گیرند چه کسی به جنابعالی گفته بود که بروی از آن هوشنگ ابتهاج که از این مملکت فراری شده شعر بخوانی و یا به شما چه کسی گفته بود که غزلی را که این قیصر امین‌پور برای آن محسن مخلباف فاسد گفته بود را بخوانی و وقتی دوستان می گویند «واسه نونه واسه نونه» شما بیجا کردید که میگویید «این ترانه بوی نان نمیدهد».

آقای زمان شما محکوم هستید که کنسرت ندهید و تا زمانی که توبه ننموده‌اید و مثل بچه آدم سرتان را پائین بندازید و فقط به خواندن ترانه‌هایتان مشغول نشوید آش همین هست و کاسه همین.

   

 

 

خب دوستان  این دادخواست طنز من بود که باید دادگاه عمومی و وجدان آگاه ملت در مورد هنرمند عزیزمان آقای زمان قضاوت کنه.

همیشه آبی و سرفراز باشید/ یا علی 


1 2 >>
© Copyright ::ZaKhmEH:: . All rights reseved.