
ای آزادی، تو را دوست دارم، به تو نیازمندم، به تو عشق می ورزم، بی تو زندگی دشواراست، بی تو من هم نیستم ؛ هستم ، اما من نیستم ؛ یک موجودی خواهم بود توخالی ، پوک ، سرگردان ، بی امید ، سرد ، تلخ ، بیزار ، بدبین ، کینه دار ، عقده دار ، بیتاب ، بی روح ، بی دل ، بی روشنی ، بی شیرینی ، بی انتظار ، بیهوده ، منی بی تو
یعنی هیچ! …
ای آزادی، من از ستم بیزارم، از بند بیزارم، از زنجیر بیزارم، از زندان بیزارم، از حکومت بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند می کشد بیزارم.
ای آزادی، چه زندان ها برایت کشیده ام !
و چه زندان ها خواهم کشید و چه شکنجه ها تحمل کرده ام و چه شکنجه ها تحمل خواهم کرد.
اما خود را به استبداد نخواهم فروخت، من پرورده ی آزادی ام، استادم علی است، مرد بی بیم و بی ضعف و پر صبر، و پیشوایم مصدق، مرد آزاد، مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید.
من هرچه کنند، جز در هوای تو دم نخواهم زد. اما، من به دانستن از تو نیازمندم، دریغ مکن، بگو هر لحظه کجایی چه می کنی؟ نا بدانم آن لحظه کجا باشم، چه کنم؟
دکتر علی شریعتی
میدانم که نوشتن این جمله ها الان حساسیت زا است اما واقعیت امر این است که قرار بود چند روز پیش در سالگرد درگذشت زنده یاد مهندس بازرگان مطلبی را در خصوص آزادی بیان بنویسم که بنا به دلایلی فرصتش نشد و ماند برای زمانی دیگر.
اما در این چند وقت اخیر به معنای جدیدی از آزادی بیان رسیدم که از بزرگانی نظیر دکتر مصدق و دکتر شریعتی و مهندس بازرگان آموختم. در این مدت در احوال این سه بزرگ آزادمرد خیلی خواندم و همین نوشته بالا از دکتر شریعتی برایم دکترینی خواهد بود تا به آزادی دیگران احترام بگذارم و در سعی کنم که آزادی کسی را محدود نکنم. از این پس به آزادی بیانی ایمان خواهد داشت که در آن هر کس با اختیار خود میخواهد سخن بگوئد یا سکوت کند و مجبورش خواهم کرد که حتما برای سنخم پاسخی دهم و خود نیز سعی خواهم کرد که بیشتر سکوت کنم تا بی اختیار و بی تفکر سخن بگویم. این همان آزادی واقعی است که برایش ایمان دارم و ایمان دارم که حتی شعر و هنر و ادبیات نیز از این آزادی تبعیت کند. آزادی پوشش و آزادی کردار و پندار این جرئی از این آزادی واقعی است. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم باید به آزادی احترام بگذاریم که سعادت فردی و اجتماعی جامعه در گرو آزادی است و لاغیر. از این پس به تاسی از دکتر مصدق ، دکتر شریعتی و مهندس بازرگان برای چنین آزادی تلاش خواهم کرد.
امیدوارم که روزی در سرزمینان برسد که هیچ کسی به آزادی و حریم شخصی کس دیگری تجاوز نکند. که تجاوز به آزادی برابری با دیکتاتوری و ظلم و جائریت میباشد.
پس با فریاد بی صدائی می گویم:
زنده باد آزاد و آزادگی
زنده باد زنده باد این زندگی













