این روزا به هر بهونه ای غرق ترانه و اشک میشم. دلم برای کلاس و دانشگاه تنگ شده واسه تموم کلاسهایی که دودره کردم. واسه اون لحظاتی که سر کلاسهای دینامیک، مکانیک سیالات، آمار، مقاومت مصالح، طراحی اجزا موتور، معارف اسلامی، مساحی و نقشه برداری می نشستم و ترانه می نوشتم.
دلم برای همه رفقا تنگ شده با اینکه دیگه این روزا تنها تر از همیشه شدم تنهای تنها دریغ از رفیقی که حالمو بپرسه.
دلم برای تموم اون لحظاتی که عاشق شدم تنگ شده نمیدونم تو این چهار سال برای اولین بار هست فرجه ندارم.
دلم برای شب امتحان تنگ شده، از بس که درس نمیخوندیم واسه شب امتحان تموم کتابهارو کتک میزدیم تا شاید یه چیزی تو ذهنمون بمونه.
دلم برای تقلب کردنها تنگ شده.
و این ترانه «هم بغض» تقدیم همه کسانی که تو این چهار سال، خوب و بد مرا تحمل کردند:
هم بغض
چی بگم از اون لحظه ها و دقایق
از گنــــاه دلایی که شدن عاشق
از اون همه خاطره که رفته بر باد
روزگاری کــــه دیگه مارو نمیخواد
چه روزگـــاری داشتیم تــــو عــــالم یه رنگی
برای هــــــم مـــــــی مـــردیم از ته دلدادگی
چه حالی داشتیم تو روزای عشق و سادگی
دلامـــــون هم جـائی نداشتند واسه دورنگی
یکیمون شده عاشــــق غزل فروش
اون یکی هم آواره و خونه به دوش
یکی دیگه رفته ســــــراغ تقدیرش
یکی هــــــم آزگــــــار دل اسیرش
چه حالی داشتیـم تو روزای عشق و ترانه
چه ساده هم بغض هم میشدیم عاشقانه
دلامـــــون قد می کشیـــدن تا اوج آسمون
دل به جدایی دادیم تو فصل عشق و بارون
«اکبر یارمحمدی»
موخره:
فکر نمیکردم اسم بردن از کسانی که خاطراتی نیک باهاشون داشتم اینگونه باعث سوتفاهم بشه به همین خاطر و به حرمت تمامی این لحظه ها اسم همه رو پاک کردم تا کسی بهم انگ پسرخاله شدن رو نزنه.
خدا خودش خوب میدونه این روزا دارم با تنهایی میجنگم با خاطراتم زندگی میکنم و اشک میریزم با این حال ایرادی نداره بذارید همین جا بمونه ته اعماق دلم تموم حسی رو که به همه کسانی که تو این چهار سال، خوب و بد منو تحمل کردند. مزاحمتها و زیادی وراجی کردنام رو طاقت داشتند ببخشید که هیچ وقت نتونستم تو این چهار سال حس واقعیم رو به همه شماها بگم.
دیدید که بی خودی پسرخاله شدم باید همه رو به چشم غریبه دید تا خلافش ثابت شه. باید به همه بی اعتماد شد تا خلافش ثابت شه، باید همه رو به چشم دشمن دید تا برعکسش ثابت شه.
آره ایراد از من هست که زیادی صمیمی میشم و ایراد بزرگتر اینه که اگه کسی ازم دو قدم دور بشه من ده قدم دور میشم.
ببخشید که پسرخاله شدم!!!!!!!!!!!!!!!!!
ساعت یازده و نیم سه شنبه شانزده خرداد هشتاد و پنج
در پناه حق همگی آبی و عاشق و سرفراز باشید/اکبر یارمحمدی
|