زخمه
زخمی تر از همیشه، خستهی بودن خویشم
با دلی سرد و نا امید در دل آتیشم
تو بیا، بر ساز تنهائیام زخمه بزن
بیا و تکیه گاهی باش بر من خسته تن
به تردید با تو بودن بیت آخرم باش
به هجرت چشمام تو تنها همسفرم باش
شک نکن به احساسم، بی تو یه ناشناسم
بازم به دریای چشمات غرق التماسم
زخم دل با مرهم دستات شفا می گیره
هوای بی تو بودن رو بوسههات می میره
زخمه های سازم به آهنگت جون می گیرن
به رقص گیسوات رگای من خون می گیرن
نازنینم، به ساز جدایی زخمه نزن
زخمه سازتم اگه تو باشی کنار من
اکبر یارمحمدی