یکی از خوش شانسی های من امسال این بود که از 29 اسفند تا پنجم فروردین رو تو مسافرت بودم و از دیدن شاهکارهای بی بدیل و بی مثال سیمای جمهوری اسلامی بی نصیب بودم و چقدر هم از بابت این اتفاق فرخنده شاد بودم. اما این خرسندی دوامی چندانی نداشت. تو این مدت مجبور شدم بیشتر خودم رو با تلویزیون مشغول کنم و بیشتر برنامه های اونو نگاه کنم. اما چیزی که بیشتر از همه برام جالب توجه بود سریال «مرد هزار چهره» بود سریالی که به ظاهر متفاوت تر از بقیه بود ولی در واقعیت همان آشی بود که قبلا تلویزیون برای این ملت پخته بود و فرقی نداشت.
شخصیت مهران مدیری در این سریال به نظرم بیشتر تبیین کننده شخصیت واقعی این فرد بود و نشانگر روشی که خودش در این چند سال پیش گرفته هست. به ظاهر در قسمتهایی که مسعود شصت چی سرهنگ نیروی انتظامی میشه اینگونه نشون داده میشه که آقای مدیری خط قرمز ها رو رد کرده و به انتقاد از نیروی انتظامی پرداخته و طرح امنیت اجتماعی رو به سخره گرفته است در حالی که ادامه برنامه نشون داد که این گونه نبود اون سروان که دست این سرهنگ به اصطلاح قلابی رو رو کرده بود یکی از مشمئز کننده ترین نقشها رو داشت و عملا سوپاپ اطمینان این سریال بود که با گفتن جملاتی نظیر «این مرد یه جای کارش اشکال داره» و یا «داره آبروی کلانتری رو می بره» به صراحتا میگه که نیروی انتظامی پاک و آبرو داره و فقط یه نفر آبروی اونو از بین برده در حالی که واقعیت اینگونه نیست. نکاتی در مورد نیروی انتظامی هست که کمتر کسی از اون خبر داره چند تا از این مسائل رو که به دلیل روابط خاصی که با بعضی از دوستان و همکلاسیام که در نیروی انتظامی خدمت می کنند رو می تونم به عنوان شاهد بگم. یکی از این مسائل جریمه کردن رانندگان متخلف توسط افسران وظیفه هست به طوری که این دوستان فقط به صرف انجام خدمت بیست ماهه در این نهاد هستند موظف هستند هر روز یک دفترچه بیست و پنج برگی جریمه رو نوشته و آخر پست خود به مافوق خود تحویل دهند و در صورتی که کمتر از این رقم جریمه نوشته باشند با تنبیهاتی نظیر اضافه خدمت و بازداشت مواجه خواهند شد، و یا در مورد گشتهای مفاسد اجتماعی که در جلوی دبیرستانهای دخترانه وظیفه نظارت بر عدم تیکه پرانی پسران نوجوان رو بر عهده دارند در صورتی که روزی حداقل ده مورد را گزارش و یا بازداشت نکنند با تنبیهاتی نظیر ممنوع الخروج بودن از یگان خود را به مدت بیست و چهار الی هفتاد و دو ساعت را جلوی چشم خود خواهند دید. عزیزان من نیروی انتظامی به اون آبروداری که تو این سریال گفته شده بود نیست و نخواهد بود. تبعیض و پارتی بازی که در این نیرو در جریان هست در هیچ کدوم از ارگانهای دولتی جاری نیست و در خیلی از موارد پول بیشتر حلال مشکلاتتون در مواجه با این اداره هست.
اما قسمت بعدی این سریال درست به نظرم در راستای اهداف مبارزه با تهاجم فرهنگی جام جم نشینان بود و واقعا وقتی می بینم کسی که اسمش رو هنرمند میذاره چگونه به تخطئه و کوبیدن هنرمندان این کشور می پردازه من منکر مسائل زشت اخلاقی در بین شاعران و هنرمندان نیستم ولی مگه در سایر اقشار جامعه چنین چیزهایی جریان نداره مگر نه اینکه روحانیت همیشه حاضر در صحنه هیچوقت بر خلاف نص صریح قرآن «چیزی که برای شما ضرر دارد حرام هست» حاضر نشدند استعمال دخانیات و تریاک رو حرام اعلام کنند شاید براتون جالب باشه که چرا این عزیزان حافظ دین و آخرت ملت مبارز و مسلمان سبیل خود را کوتاه می کنند و بر ثواب بی مثال آن تاکید فراوان دارند. آره حلقه درویشان کوبیده شد تا برادر مدیری در معیت سایر دوستان برای ادامه طرحهای بی بدیل و پولسازشان برای سازمان متبوعشان دچار مشکل نشوند.
برادر مدیری قبلا هم مجبور !!!!!! به این کارها شده بود هنوز گندکاری به سخره کشیدن تحصن نمایندگان مجلس ششم از یادمون نرفته و حتی ایشان مجبور شدند برای به انجام رساندن این ماموریت خطیر خود از «گوزنها»ی استاد کمیایی بر خلاف خط قرمزهای سازمان (آن موقع برای رسیدن به هدف وسیله مهم نیست باید آن کار انجام میشد حتی اگر مجبور به پخش «ممل آمریکایی» میشدند) استفاده کردند و یا در «شبهای برره» برای نیل به رسیدن اهداف دولت فخیمه جناب دکتر!!! محمود احمدی نژاد در راستای دستیابی به انرژی هستهای دویست تومن بستهای (البته بعضی از روایات میگن که هزار تومنه) به غنی سازی نخود پرداختند.
من هنرمند و شاعر نیستم اما مظلومترین افراد در این جامعه این افراد هستند و این نظام مقدس و الهی چنان بلایی سر این دوستان میاره که وقتی استاد شهریار در عنفوان جوانی ایرج میرزا رو به سبب تملق و ثناگویی مردان قدرت سرزنش میکنه خودش مجبور میشه که در اواخر عمر از حضرات عالیه نظام تعریف و تمجید کنه و غزلسرایی کنه.
چقدر برای دوستان اصلاح طلب متاسفم که در جشنهای خود اینچنین به تشویق و تمجید از «مرد هزار چهره» می پردازند اما این دوست هم آخور خور و هم توبره خور حتی اجازه نمیده که اسمش رو در اون لیست دویست و پنجاه نفره چاپ کنن.
ایشون مرد هزار چهره هنر ایرانی هستند که اتفاقا از هر انگشتشون یه هنر میباره، گویندگی و خوانندگی و شاعری و بازیگری و کارگردانی و تهیه کنندگی و بازار یابی آگهی های سازمان همه از هنر های بی بدیل ایشان هستند که با ملاحتی خاص می فرمایند:بهبه بهبه !!!!!!
پی نوشت: امشب وقتی سریال شهریار رو می دیدم متوجه شدم وقتی استاد صبا سه تار می زنه تصویر رو دوستان محترم پخش زوم کرده بودند تا آلت جرم موسوم به سه تار باعث تشویش اذهان دوستان نگردد که مبادا دین کسی به خطر بیفتد قبلا سینه و یا قسمت لخت زنان خارجی رو برای عدم تحریک برادران و احیانا خواهران عزیز دیندار رو زوم می گردند و به این طریق این تصاویر رو سانسور میکردند احتمالا از دید این دوستان من فرد منحرفی هستم که یه گیتار لخت رو همینجوری تو اتاق خوابم کنار تختخوابم گذاشتم .