یک قهرمان کشی دیگر هم مبارک

وقتی که روز شنبه این مطلب نیک آهنگ را دیدم کمی جا خوردم تا ببینم مطلب از چه قرار است. تا اینکه با دیدن برنامه نود و شنیدن صحبتهای طرفین فهمیدم که برای اسطوره دوست داشتنی فوتبال کشورمان چه نقشه شومی کشیدند. واقعا خجالت هم خوبی چیزی است جناب آقای قاسم محمدی و جناب آقای سرهنگ !!! جعفری که خود را متولی اخلاق در ورزش می‌دانید، مطلع هستید که کسی که زیاد قسم می‌خورد یعنی چه؟ وقتی که شبش رضایت دادید چی شد که صبح فیلتان یاد هندوستان کرد که باید اسطوره را از مشهد بیرون کرد؟  

دوست داشتم که یک مطلب پر و پیمان مینوشتم اما مطلبی رو که دیروز در روزنامه گل خواندم عینا اینجا می‌آورم تا دوستان از واقعیت بیشتر آگاه شوند

 

باز هم جامعه رسانه‌ای ایران ساده‌ترین راه را انتخاب کرد و هر که قلم به دست داشت در مذمت حرکت خداداد عزیزی و مظلومیت آن خبرنگار شیرازی مطلبی نوشت. اظهار نظرهای مسوولان هم پس از این اتفاق مطابق میل تولیدکنندگان این خبر و نویسندگان سناریوی این درگیری پیش رفت. اظهار نظرهای کیومرث هاشمی و کفاشیان در حالی عجیب به نظر می‌رسد که همین خداداد عزیزی یک هفته پیش کاندیدای سرمربیگری تیم ملی امید بوده و همین مسوولان قرار بوده هدایت جوانان این کشور را به او واگذار کنند. به نظر می‌رسد حادثه‌ای که نهم آذر در ورزشگاه ثامن مشهد اتفاق افتاد درست یک روز بعد از هشت آذر روزی که جامعه فوتبال آن را به نام خداداد عزیزی حماسه‌ساز ملبورن می‌شناسند، از قبل برنامه‌ریزی و طراحی شده بود. اینکه خداداد کلام تندی دارد و به اصطلاح زود از کوره درمی‌رود، نکته‌ای است که همه به آن واقفند اما رفتار اطرافیان و

همراهان تیم شیرازی نشان می‌دهد آنها به قصد تحریک غزال تیزپای فوتبال ایران یک روز بعد از سالگرد حماسه ملبورن وارد قسمت VIP ورزشگاه شده‌اند.
اولا جای نشستن خبرنگار هنگام انجام مسابقه فوتبال، جایگاه خبرنگاران است نه جایگاه ویژه VIP و ثانیا شاهدان حاضر در محل گواهی می‌‌دهند که رفتار این خبرنگار و چند نفر دیگر به دور از شان یک مسابقه فوتبال در یک مکان فرهنگی – ورزشی بوده است. هر چند گفته می‌شود جرقه این درگیری از صلوات فرستادن جوانک خبرنگار شروع شده اما حاضران در محل و نزدیکان خداداد اذعان می‌کنند که او صلوات را با کشیدن حرف‌ها به گونه‌ای توهین‌آمیز ادا کرده و برخورد همراهان خداداد با او هم به همین دلیل بوده. از حرکت این خبرنگارنما(!) برداشت مسخره کردن ادعیه مذهبی می‌شده و این باعث عصبانیت خداداد و دوستان او بوده است.
با این همه قصد حمایت از کتک کاری این اسطوره فوتبال را نداریم و معتقدیم تحت هیچ شرایطی او که الگوی جوانان این مملکت است نباید به برخورد فیزیکی با کسی بپردازد اما اظهار نظر مسوولان ورزشی که او باید از صحنه فوتبال محو شود خیلی عجیب است. در خاطرات فوتبالی‌مان به یاد داریم که علی دایی در اردوی تیم ملی به کتک زدن مسعود علی‌پناه، عکاس مطبوعات ورزشی پرداخته اما یادمان نیست چنین تصمیمی علیه او گرفته شده باشد. یا همین چند هفته پیش تصویر کتک خوردن یک خبرنگار توسط بیژن کوشکی در شبکه‌های مختلف تلویزیون پخش شد اما تنها چهار جلسه از همراهی تیمش محروم شد، حالا چطور شده در حالی که کسی کتک زدن خداداد را ندیده و خودش هم بلافاصله مصاحبه کرد و تاکید کرد با اینکه دکمه‌های پیراهنش را پاره کرده‌‌اند، دست به کسی نزده است می‌خواهند او را مادام‌العمر از فوتبال محروم کنند. مسوولان ورزش علیه عزیزی از جملاتی استفاده کرده‌‌اند که پیش از این سیاسیون ایرانی علیه صهیونیست‌ها و سران رژیم اشغالگر قدس به کار می‌بردند، در حالی که هدف کسانی که این درگیری را ایجاد کرده‌اند هم این بوده که اینگونه افکار عمومی را مقابل یکی از محبوب‌ترین اعضای فعال فوتبال این کشور قرار دهند، البته بدون شک آنها نمی‌توانند

تاریخ را پاک کنند. واکنش مسوولان فدراسیون و سازمان تربیت بدنی در حالی توی ذوق می‌زند که در کشور  فوتبال‌خیزی چون آرژانتین چند ماه پس از آنکه در کیف مارادونا، اسطوره فوتبال این کشور کوکایین پیدا کردند او را به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب کردند. به نظر می‌رسد کمیته انضباطی در جریان پرونده خداداد می‌خواهد با بریدن حکمی سنگین به نوعی با او به جای متهمان قبلی مثل قطبی، عابدزاده، کوشکی و رافخایی تسویه حساب کند.