اینکه الان جمعه است و باید به کارهای عقب افتاده رسید حرف کاملا بجایی است پس بنابراین یکی از کارهای عقب افتاده من جبران کمبود خوابم در طول هفته است من که از شنبه تا پنج شنبه باید دو نصفه شب بخوابم و هفت صب پاشم اگر تا لنگ ظهر جمعه هم بخوابم بازم این کمبود رفع نمیشه. نوشتن برنامه برای هفته یکی از کارهایی است که آخر شب جمعه انجام میدم و هیچوقت هم این برنامه رو کامل اجرا نمیکنم. این روزها دوستان خوبی را دوباره پیدا کردم و خوشحالم که هنوز هستیم. واسه آخرای اردیبهشت با بچه های دانشگاه یه قراری داریم که بریم بیرون از همین حالا براش لحظه شماری میکنم. اینکه هنوز میتونم فعال باشم و با انرژی خوشحالم با اینکه در لحظه هایی احساس میکنم خیلی تنهام و کلا هنگ میکنم اما نمیذارم کسی از درونم باخبر بشه خرسندم با اینکه باید بیشتر تلاش کنم اما ... یه زمونی خیلی «بی خیال بابا» میگفتم ولی نمیدونم این روزها چرا بی خیالی وجود نداره. این روزها همه اخراجیها۲ رو دیدن اما گفتم حیف پول و حتی حیف سی دی که مصرف این آش بلبشور بشه. دست خودم نیست گذشته افراد رو نمیتونم فراموش کنم و بدتر از اون اینه که همون آدم بگه من تغییر نکردم اما بقیه به زور به همه بقبولانند که اون تغییر کرده. این روزا موسیقی خوب چیزی نشنیدم به غیر موسیقی گروه هفتم بقیه رو فقط میشه یکی دو بار شنید. هنوز هم میشه به گلپا و داریوش امیدوار بود و از شنیدن موسیقی خوب لذت برد. راستی کسانی که هنوز لئونارد کوهن رو گوش ندادند یک لذت زیبا رو از دست دادند. هنوزم که هنوزه و طبق یک ماه گذشته از «آرامین» لذت میبرم. آرامین شنیدن داره بخصوص برای آخر شب خستگی. برای آرامش آخر شب این نسخه رو به دوستان توصیه میکنم: آسان تو رو به دست آوردم،آهسته آهسته و روی برگی بنویس عشق با صدای گلپا راهی، آواز پریها، شقایق و فریاد زیر آب با صدای داریوش famous blue raincoat ، I'm Your Man، lady midnight با صدای Leonard Cohen و دو سه تراک بخصوص تراک آرامین از آلبوم آرامین با آهنگسازی سارا نجفی
این روزها با اینها دلخوشم و خوش میگذرونم. یه دوربین دیجیتالی سونی H50 گرفتم از عکاسی باهاش خیلی لذتبخشه شاید در آینده هم یه فتوبلاگ راه بندازم یا شاید هم همینجا یه چیزهایی بذارم.
|