کدام اخراجیها؟

شاید باورش برای خیلیها سخت باشد اما من جزو کسانی هستم که خیلی سخت جوگیر میشوم و کمتر همراه موجی که در جامعه افتاده است می شوم بعضا شده که به شدت در مقابل خیلی از همین موجها ایستادم و تحمل کردم و سراغشان نرفتم نزدیک یک سال است که در مقابل وسوسه دیدن Lost  ایستادم و نگاهش نکردم یا در مقابل اخراجیها هم چه در سری اول و چه در سری دوم ایستادگی کردم. سر سری اول تو دوران خدمت سربازی بعضی از دوستان که سی دی فیلم را می آوردند همین جوری نگاه کردم. سری دوم هم سی دیش را برادرم رو هارد ریخته بود دیدم و اعتراف می کنم که در هر دو مورد اشتباه نکردم که همراه موج نشدم.

اخراجی ها را فیلمی فوق العاده ضعیف دیدم چه به لحاظ فیلمنامه و چه به لحاظ کارگردانی، استفاده ابزاری فوق العاده زیاد از ترانه های زنده یاد نعمت الله آغاسی را بگیر تا از تکیه کلامهای دهه هشتاد در دوران جبهه و اسارت یا آخرین شاهکارش سو استفاده بسیار شنیع از سرود ای ایران بود.

در اوایل دوران راهنمایی یعنی سالهای 72 و 73 کتابهای خاطرات آزادگان عزیز منتشر میشد و من یکی از مشتریان ثابت این کتابها بودم غیر از مورد تونل وحشت که مورد وثوق همه آزادگان عزیز چیز خاصی از آن خاطرات در فیلم ندیدم، آدم فروشی بود اما در فیلم به طور خاص ندیدیم، از این  happy end هایی که دچار همه فیلمهای ایرانی است اخراجی ها 2 هم باهاش درگیر شد. اتفاقی که میتوانست بهتر باشد. در کل به فیلم بدون توجه به نام و سابقه کارگردانش نگاه کردم اما باز همان شعارزدگی همیشگی کارگردان که از شلمچه و جبهه و صبح دو کوهه با او همراه بود و در کدام استقلال و کدام پیروزی نیز به طور وضوح قابل مشاهده بود در اخراجی ها هم بود.

من مخالف استفاده از طنز در سینمای جنگ نیستم به طوری که فرانسویها خودشان در این زمینه در دنیا پیشرو هستند و بارها فیلمهای طنز زیادی در مورد جنگ جهانی ساختند اما این چیزی که در اخراجی ها بود طنز نبود و بیشتر به هجو و هزل و لودگی سوق داشت. نمونه کامل استفاده از طنز در سینمای دفاع مقدس را به شخصه در دو فیلم «لیلی با من است» و «آژانس شیشه ای» دیدم، بله شاید تعجب کنید اما اگر به آژانس شیشه ای دوباره نگاه کنید طنزی بسیار قوی دارد که به همه نهیب میزند، متاسفانه ما تعریفمان از طنز یعنی قهقهه زدن است در راهی که چنین نیست، طنز بیان واقعیتها با زبانی لطیف و غیر محسوس است، در آژانس شیشه ای می بینیم که چگونه عاقبت حاج کاظمها به طنزی تلخ می ماند، بازی درخشان اصغر تقی زاده در نقش اصغر یا بازی رضا کیانیان به نظر من لحظه های زیبایی رو به ظرافت در آژانس شیشه ای بوجود آورده است. در مورد لیلی با من است هم دیگر سخنی نمیگویم که فراوان سخن گفته شده است.

به نظر من اخراجیها فقط به همین درد می خورد که فارغ از هر دغدغه ای که مردم دارند بروند و دو ساعت مفرح باشند که این هم از نظر من بسیار غیر اخلاقی است، برای چنین لحظاتی فیلمهای زیادی ساخته شده اند اما نباید هشت سال رشادت کسانی را که رفتند تا امروز ما باشیم دست آویز چنین هجویاتی بکنیم.

برای من که هنوز با شنیدن «ممد نبودی» ته دلم میلرزد و گونه هایم خیس میشود دیدن اخراجی ها غیر قابل تحمل است. در ضمن آقای کارگردان شهدای ما رفتند تا ثابت کنند که هدف وسیله را توجیه نمی کند، اگر نعمت الله آغاسی خوب بود چرا اجازه ندادند زمانی که زنده بود بخواند؟ اگر رقص خوب است چرا در زمانی که ادعای شلمچه ای بودن داشتید عروسی های مردم را بهم ریختید؟(منظورم خود شما نیستید بلکه منظورم تفکر شماست) شما هنوز از گذشته توبه نکردید که دم از گلایه از مخملباف می زنید، با اینکه به لحاظ فکر و عقیده با آقای مخملباف مخالفم اما لااقل شجاعت ایشان را می پسندم که از گذشته شان برائت جستند و می گوید این حال مخلمباف است اما شما هنوز ادعای شلمچه ای بودن دارید و از طرفی با آغاسی و ای ایران و بیژن مرتضی !!! و مجید سوزوکی و محمد رضا شریفی نیا فیلم می سازید. یا باید رومی رومی بود یا زنگی زنگی اما انگار شما رومی زنگی هستید امیدوارم که با حمایت یکپارچه کسانی که مخالف سینما هستند بتوانید داستان اخراجی ها را در سومین ورژن سر هم بندی کرده و تمامش کنید و از همین الان میشود حدس زد که اخراجی ها 3 چگونه خواهد شد. شما به همان تفکری تعلق دارید که حاضرید برای رسوا کردن مخالفانتان حتی از پخش صحنه لخت شدن یک مرد و رقصیدن خانمی در یک کنفرانسی که مخالفان شما در آن شرکت داشتند، در صدا و سیمای جمهوری اسلامی نمی گذرند.

برای خودم  متاسفم که وقتم را صرف تماشای فیلم شما کردم تا مبادا بر اساس نوشته های دیگران در مورد شما و فیلمتان قضاوت کرده باشم. در ضمن جناب آقای کارگردان که ادعای آذری بودن دارید یادتان باشد که در هشت سال دفاع مقدس ایرانی ها ترکها را باید با مهدی و حمید باکری و مهدی امینی و آبشناسان می شناختند نه با بایرام لودر.