یه روز میاد

اینم یه ترانه جدید هست که با یه تجربه جدید یکی از دوستانم آقا کامبیز گفت یه سوژه جدید برای عشق میخوام منم این سوژه رو بهش پیشنهاد کردم وقتی که آدم مجبور باشه بنا به دلایلی عشق رو در جدایی ببینه آخرش این میشه این ترانه نامه ای هست که یه عاشق تنها برای معشوقش میفرسته و ازش معذرت خواهی میکنه که چرا ازش جدا شد دلیلش خیلی چیزا میتونه باشه الا بی وفایی عاشق ما یه زمانی متوجه میشه که به یه بیماری لاعلاجی مبتلا هست و به خاطر این که معشوقش که خیلی دوسش داشت راحتتر بتونه اونو فراموش کنه و  به زندگیش ادامه بده اونو تنها میذاره و قبل از مردنش این نامه رو واسش میفرسته که من اونو سعی کردم به زبان ترانه بنویسم نمیدونم چطوری شد اما تو دنیا از این عاشقا زیاد هستن که یه خاطر معشوقشون از خودشون هم میگذرن . بهرحال امیدوارم خوشتون بیاد :

یه روز میاد
میخوام بدونی دوست داشتم که از تو گذشتم
اون قده رفتم و رفتم که دیگه پیشت برنگشتم

خسته تر  از اونی بودم که  لایقت باشم
 بدون که من نمیتونستم عاشقت باشم

بــــــــــرو عاشقونه  رها شو از بندگی من
یادت باشه سودی واست نداره زندگی من

 تو مث پرنده ای تو آسمون پر ستاره
منم یه افتاده که اسیر بازی روزگاره

برو به جایی که قــــــــدر خوبیاتو بدونن
تا صبح خروس خونش برات ترانه بخونن

ازت میخوام مــنو فراموشم کنی
رفتم که تو هم ترک آغوشم کنی

این بود کلام آخرم که دیگه نگام نکن
با اون بغض تو گلوت دیگه صدام نکن

مـــــــــنو ببخش که این جوری رهات کردم
بدون که تموم ترانه هامو نذر چشات کردم

یه روز میــاد که میفهمی چقد دوست داشتم
حیف نشد والا تنهائیامو پیشت جا می ذاشتم

یه روز میاد که دیگه ازم نیستی دلگیر
نمی خواستم تو به پای من بشی پیر

«اکبر یارمحمدی»

منو از نظراتتون بی نصیب نذارید .