دشنه

از حال خودم خنده ام میگیره

به این همه امید و خوش باوری

از این رفاقتهای خنجر به دست

دلکم بگو کجا پناه می بری

 

یکی با تیغ کین زخمیم کرده

رسم نارفیقی رو خوب بلده

اینجا قیصر کشونه نازنینم

حکم این عاشقی، حبس ابده

 

دلتُ خوش نکن به رسم دنیا

مردونگی تو سینه قبرستونه

به جواب تموم اون خوبیاتون

دشنه نامردی تو سینه تونه

بعضی وقتها چیزهایی نوشتم که نباید می نوشتم این هم جزو همونهاست. آخه هر چی که بنویسی همون سرت میاد. هنوز سرم من چیزی خراب نشده اما باید ترسید.
راستی تو اتوبوس در اثر صدای زنگ موبایل اگزوزپام هم اثر نمی کنه دوباره باز بیخوابی کشیدم و باز تو خیابونا ول شدم.
حالا نمیشد این سیزده بدر این همه دروغ گفته نمیشد الان هر خبری رو می بینم به خودم شک میکنم که کدوم دروغه و کدوم راست. البته بعضی از سایتها قابل اطمینان هستند چون همیشه خدا براشون اول آوریل یا سیزده بدر است.