داغ جوان «ایرج میرزا»
رسم است هر که داغ جوان دید، دوستان
رأفت برند حالت آن داغ‌دیده را
یک‌ دوست زیر بازوی او گیرد از وفا
و آن یک ز چهره پاک کند اشک دیده را
القصه هرکسی به طریقی ز روی مهر
تسکین دهد مصیبتِ بر وی رسیده را
آیا که داد تسلیتِ خاطرِ حسین
چون دید نعشِ اکبرِ در خون طپیده را؟
آیا که غمگساری و انده‌بری نمود
لیلای داغ‌دیده و زحمت‌کشیده را؟
بعد از پسر دل پدر آماج تیر شد
آتش زدند لانه مرغِ پریده را

 ایرج میرزا



پ.ن : تعجب نکنید ایرج میرزا کم شعر برای واقعه کربلا نگفته است اما این یکی رو من بیشتر از بقیه دوست دارم و دوسش دارم. یه جورایی زیادی برای من خودمانی است و چقدر سعادت خوبی دارم که هم اسم با جوان اول کربلا هستم و این خوشبختی بزرگی است و دوستش دارم. این روزها همه کسانی که اسمهای عاشورایی دارند از همه خوشبخت ترند، حسین، زینب، اکبر، اصغر، حبیب، رقیه، سجاد، عباس، ابوالفضل و .....

خوش به سعادت همگی.

یه زمونی سروده بودم:


الله اکبر آهنگ شب ماست
یا حسین یا حسین ورد لب ماست

با شبای بدر و خیبر خفته ایم
با باکری یا حسین گفته ایم


حیف که نمیشه همشو منتشر کنم اما این بیتش رو خیلی دوس دارم.