خوشـــا آنـانکه با عـزت ز گیتـی
بســـاط خویــش برچـیدند و رفتند
ز کــــالاهای این آشفتـــه بــازار
محـــبـت را پـســندیدند و رفــتند
خـوشــا آنـانکه از پیمانه دوسـت
شــراب عشق نوشیدند و رفـتند
خـوشــا آنـانکـه با ایمان و اخلاص
حـریـم دوسـت بوسیدند و رفتند
خـوشــا آنـانکـه در راه عــدالـــت
به خون خویش غلتیدند و رفتند
خـوشــا آنـانکــه بـار دوستی را
کشیــــدنـد و نـرنجیـدنـد و رفـتند
من از چشمان خود آموختم رسم محبت را
که هر عضوی به درد آید به جایش دیده میگرید
خـوشــا آنـانکـه در راه عــدالـــت
به خون خویش غلتیدند و رفتند
خـوشــا آنـانکــه بـار دوستی را
کشیــــدنـد و نـرنجیـدنـد و رفـتند
خـوشـــــا آنـانکــه بــذر آدمـیـــت
در این ویـــرانـه پـاشیدند و رفتند
خوشـــا آنـانکه با عـزت ز گیتـی
بســـاط خویــش برچـیدند و رفتند
ز کــــالاهای این آشفتـــه بــازار
محـــبـت را پـســندیدند و رفــتند با صدای: گلپا
آهنگساز : انوشیروان روحانی
ترانه از دکتر رسا
گلپا رو بسیار دوستش می دارم و حتی به گفته خودش استاد هم خطابش نمیکنم که که نمیخواهد اینگونه بین خودش و دوستدارانش فاصله ای باشد. این ترانه اش را این روزها خیلی گوش میکنم متاسفانه کیفیت خوبش را در اختیار نداشتم تا در اختیار دوستان قرار دهم اگه فرصتی شد و به آرشیو موسیقی خودم در کامپیوترم در خانه دسترسی پیدا کردم حتما در اختیار دوستان قرار میدهم. یه نکته ای هم است در مورد تغییر ظاهری اینجا که باید بگویم تا آخر عمر زخمه در بلاگ اسکای شاید این قالب باشد اما از آنجایی که میخوام تا دو سه ماه دیگه به ورد پرس نقل مکان کنم و در حال حاضر هم مشغول مقدمات انتقال اینجا به اونجا هستم و اگه دوستان ایراد و گله ای می ببینند به بزرگی خودشان ببخشایند. تصمیم سختی بود که گرفتم من بلاگ اسکای را دوست دارم و نسبت به مدیران جوان و انرژیکش ارادت دارم اما خب از اونجایی که برای آپلود فایلها با مشکل مواجه هستم تصمیم گرفتم به یه محیط حرفه ای تر بروم و بعد از مدتها بررسی وردپرس را از همه جا بهتر دیدم. وقتی مقدمات کار انجام شد خبرش را اینجا اعلام میکنم. یک زمانی وبلاگ نویسی برایم تفریح بود اما الان برایم حکم اعتیاد را پیدا کرده و از آنجایی که بازدید کننده کمی هم ندارم تصمیم دارم حرفه ای بنویسم و ادامه بدهم در وبلاگ جدیدم (البته جدید که نه با همین اسم و آدرس خواهد بود اما محیطش فرق خواهد کرد) حتی فتوبلاگم رو هم راه اندازی خواهم کرد. همیشه سبز و سرفراز باشید.
پی نوشت: امروز صبح که این نوشته را آپ کردم نمیدونستم که همزمان با ۷۷ سالگی مرد حنجره طلائی و مرد آواز ایران اکبر گلپایگانی است. اما دوستی بهم ایمیل زده بود و بهم یادآوری کرده بود این خودش یه نشانه است برای منی که کم به این چیزها اهمیت میدم. آقای اکبر گلپایگانی بابت تمامی لحظه های خوشی که با صدایت داشتم ازت ممنونم و امیدوارم که سالیان سال باشی تا از هنرت نصیب بریم یکی از بزرگترین آرزوهایم دیدن کنسرتتون در ایران است و امیدوارم روزی این طلسم شکسته شود. با اینکه میدانم از اطلاق استاد خرسند نمیشوید که این از روح والایتان نشات میگیرد اما اجازه دهید اینبار استاد خطابتان قرار دهم و با دلی شادمان بگویم: استاد عزیز تولدتان مبارک صد سال به این سالها

|