یه فندک گرفتم و گذاشتم تو جیبم تا وقتی پیرمردی ازم خواست:جوون پیر شی آتیش داری؟ اونوقت نگم دودی نیستم و سیگارش رو با لبخند روشن می کنم. زندگی به همین راحتیه. نباید زیاد سختش گرفت. آخرین فال حافظم رو چند روز پیش تو میدون هفت تیر گرفتم و حضرت حافظ هم گفت زندگی رو سخت نگیرم همه چی آرومه عزیزم نوبهارست در آن کوش که خوشدل باشی که بسی گُل بدمد باز و تو در گِل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
ممنونم جناب حافظ. هیچوقت از باخت هیچ تیمی اینقدر خوشحال نشده بودم که امروز پاس همدان باخت. کاش دسته پائین تر سقوط کنن. هنوز در سفرم و چقدر خوشحالم که ساکن یه جا نیستم و خوب دارم می روم. شاید سال بعد سال هجرتم باشه. امیدوارم که آنگونه شود که هم تو پسندی و هم من. |