بی بی عشق

امشب حال غریبی داشتم  بهتره در این مورد فقط کلام دکتر شریعتی رو براتون بیارم که چه زیبا میگه :

 

خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه‌ی بزرگ است.

دیدم فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد (ص) است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است.

دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است.

باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

فاطمه، فاطمه است

 

چه زیبا هم بیان کرده و منم متاثر از این فضای شادی آفرین یه ترانه شاد و دوست داشتنی برای بی بی ام نوشتم :

 

بی بی عشق

 

امشب تا صبح خورشید خواب نداره

تا طلوع شفق دیگه تب و تاب نداره

 

مهتاب همین امشب منتظره یاره

دوس داره بره تو خواب ستاره

 

امشب از آسمون میاد عطر یاس

تا فردا بیاره تاجی از الماس

 

آهای عاشقا امشب از راه میاد بی بی عشق

اونی که سبد سبد قصه داره از غریبی عشق

 

بی بی جونم داره میاد از یه راه دور

وقتشه بپا کنبد بساط جشن و شور و سرور

 

بی بی جونم داره میاد با کوله بار ایمون

برامون سوغاتی آورده از خدای عاشقون

 

جونم برات در میره، ای مادر مهربونم

چی بگم بی بی جون که بی تو گریونم

 

آهای عاشقا امشب از راه میاد بی بی عشق

اونی که سبد سبد قصه داره از غریبی عشق

 

«اکبر یارمحمدی»